۱

تکنیک‌های‭ ‬فروش‭ ‬روان‌شناختی

مشتری‌های خود را به بهترین شکل ممکن بشناسید

در‭ ‬اینجا‭ ‬چند‭ ‬پیشنهاد‭ ‬ارائه‭ ‬می‌دهیم‭ ‬که‭ ‬شما‭ ‬و‭ ‬فروشنده‌هایتان‭ ‬می‌توانید‭ ‬با‭ ‬کمک‭ ‬آنها،‭ ‬بدون‭ ‬فریبکاری،‭ ‬فروش‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬بالا‭ ‬ببرید‭. ‬این‭ ‬تکنیک‌های‭ ‬روان‌شناختی‭ ‬را‭ ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬آنچه‭ ‬که‭ ‬برای‭ ‬مشتریان‭ ‬شما‭ ‬مناسب‭ ‬است‭ ‬به‭ ‬کار‭ ‬بگیرید‭ ‬و‭ ‬شاهد‭ ‬افزایش‭ ‬فروش‭ ‬خود‭ ‬باشید‭!‬

حالت‭ ‬روحی‭ ‬مشتریان‭ ‬را‭ ‬درک‭ ‬کنید

رمز‭ ‬موفقیت،‭ ‬درست‭ ‬خواندن‭ ‬نگرش‭ ‬و‭ ‬نشانه‌های‭ ‬غیرکلامی‭ ‬مشتریان‭ ‬است‭. ‬به‭ ‬جای‭ ‬اینکه‭ ‬یک‭ ‬فروشنده‭ ‬همیشه ‭)‬و‭ ‬معمولا‭ ‬ساختگی‭(‬ شاد‭ ‬و‭ ‬پرانرژی‭ ‬باشید،‭ ‬حال‭ ‬و‭ ‬هوای‭ ‬آنها‭ ‬را‭ ‬منعکس‭ ‬کنید‭ ‬و‭ ‬سطح‭ ‬شادی‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬آنها‭ ‬هماهنگ‭ ‬کنید‭.‬

مشتریان‭ ‬همیشه‭ ‬یک‭ ‬فروشنده‭ ‬بیش‭ ‬از‭ ‬حد‭ ‬شاد‭ ‬را‭ ‬نمی‌خواهند،‭ ‬به‭ ‬ویژه‭ ‬اگر‭ ‬برای‭ ‬فرار‭ ‬از‭ ‬فکر‭ ‬و‭ ‬خیال‭ ‬به‭ ‬فروشگاه‭ ‬شما‭ ‬آمده‌اند‭. ‬اصرار‭ ‬بر‭ ‬گپ‭ ‬زدن،‭ ‬پرسیدن‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬روزشان،‭ ‬یا‭ ‬حتی‭ ‬صحبت‌های‭ ‬کوتاه‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬آب‭ ‬و‭ ‬هوا‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬آنها‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬سمت‭ ‬در‭ ‬خروجی‭ ‬هل‭ ‬بدهد‭.‬

نمادگرایی‭ ‬محصولات

محصولات‭ ‬بر‭ ‬اساس‭ ‬ارزش‭ ‬نمادین‭ ‬و‭ ‬معنای‭ ‬شخصی‭ ‬که‭ ‬برای‭ ‬مشتری‭ ‬دارند‭ ‬خریداری‭ ‬می‌شوند‭. ‬کارایی،‭ ‬منفعت‌گرایی،‭ ‬سرمایه‌گذاری‭ ‬و‭ ‬نیاز،‭ ‬بسیار‭ ‬عقب‌تر‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬عامل‭ ‬قرار‭ ‬می‌گیرند‭. ‬زمانی‭ ‬فروش‭ ‬به‭ ‬سرانجام‭ ‬می‌رسد‭ ‬که‭ ‬کالای‭ ‬مورد‭ ‬نظر‭ ‬مشتری،‭ ‬با‭ ‬نگرش‌ها‭ ‬و ‭‬‮«‬تصویر‭ ‬از‭ ‬خویش»‬‬ او‭ ‬مطابقت‭ ‬داشته‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬او‭ ‬کمک‭ ‬کند‭ ‬تا‭ ‬حس‭ ‬هویت‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬بیان‭ ‬کند.

برای‭ ‬مثال،‭ ‬اگر‭ ‬فکر‭ ‬می‌کنید‭ ‬‮«‬باحال‮»‬‭ ‬هستید‭ ‬و‭ ‬باحال‭ ‬به‭ ‬نظر‭ ‬رسیدن‭ ‬برایتان‭ ‬اهمیت‭ ‬دارد،‭ ‬با‭ ‬کمال‭ ‬میل‭ ‬هزینه‭ ‬بیشتری‭ ‬برای‭ ‬خرید‭ ‬کالایی‭ ‬می‌پردازید‭ ‬که‭ ‬این‭ ‬‮«‬عامل‭ ‬باحال‭ ‬بودن‮»‬‭ ‬را‭ ‬تامین‭ ‬کند‭. ‬کالاها،‭ ‬جوایز‭ ‬نمادینی‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬برای‭ ‬تقویت‭ ‬تصویر‭ ‬از‭ ‬خویش‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬نمایش‭ ‬گذاشتن‭ ‬آن‭ ‬به‭ ‬دیگران‭ ‬استفاده‭ ‬می‌شوند‭.‬

ترس‭ ‬از‭ ‬زیاده‌روی‭ ‬و‭ ‬افراط

خریدهای‭ ‬آنی‭ ‬و‭ ‬هیجانی‭ ‬که‭ ‬چیزی‭ ‬بیش‭ ‬از‭ ‬یک‭ ‬تسکین‭ ‬عاطفی‭ ‬کوتاه‌مدت‭ ‬فراهم‭ ‬نمی‌کنند،‭ ‬می‌توانند‭ ‬مشکلات‭ ‬بلندمدتی‭ ‬ایجاد‭ ‬کنند‭: ‬پشیمانی،‭ ‬بدهکاری‭ ‬و‭ ‬حتی‭ ‬احساس‭ ‬تهی‭ ‬بودن‭ ‬بیشتر‭.‬

اعتیاد‭ ‬به‭ ‬خرید‭ ‬یک‭ ‬وضعیت‭ ‬روان‌شناختی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬بسیاری‭ ‬از‭ ‬افراد‭ ‬جامعه‭ ‬مادی‌گرای‭ ‬ما‭ ‬را‭ ‬درگیر‭ ‬کرده‭ ‬است‭. ‬مطالعات‭ ‬نشان‭ ‬می‌دهد‭ ‬که‭ ‬بیش‭ ‬از‭ ‬نیمی‭ ‬از‭ ‬خریدها‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬آنی‭ ‬تلقی‭ ‬شوند‭ ‬و‭ ‬هدف‭ ‬اصلی‭ ‬بازاریابان،‭ ‬تحریک‭ ‬خرج‭ ‬کردن‭ ‬بی‌فکرانه‭ ‬است‭.‬

کارکنان‭ ‬فروش‭ ‬آموزش‭ ‬دیده‌اند‭ ‬که‭ ‬مشتریان‭ ‬را‭ ‬برای‭ ‬خرید‭ ‬چیزهایی‭ ‬که‭ ‬نیاز‭ ‬ندارند‭ ‬اما‭ ‬همچنان‭ ‬می‌خواهند،‭ ‬ترغیب‭ ‬کنند‭. ‬از‭ ‬نظر‭ ‬آماری،‭ ‬خریدهای‭ ‬آنلاین‭ ‬بیشتر‭ ‬توسط‭ ‬خرید‭ ‬آنی‭ ‬هدایت‭ ‬می‌شوند‭ ‬تا‭ ‬رفتارهای‭ ‬منطقی،‭ ‬برنامه‌ریزی‌شده‭ ‬و‭ ‬کنترل‌شده‭. ‬خرید‭ ‬کردن‭ ‬همراه‭ ‬با‭ ‬دوستان‭ ‬معمولا‭ ‬افراد‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬خرید‭ ‬چیزهایی‭ ‬که‭ ‬نیاز‭ ‬ندارند‭ ‬تشویق‭ ‬می‌کند،‭ ‬در‭ ‬حالی‭ ‬که‭ ‬خرید‭ ‬همراه‭ ‬با‭ ‬اعضای‭ ‬خانواده‭ ‬تاثیر‭ ‬متضادی‭ ‬دارد‭.‬

نکته‭ ‬کلیدی‭ ‬اینجاست‭: ‬تشویق‭ ‬به‭ ‬افراط‭ ‬در‭ ‬خرید‭ ‬شاید‭ ‬برای‭ ‬سودآوری‭ ‬شما‭ ‬خوب‭ ‬باشد،‭ ‬اما‭ ‬وجدان‭ ‬شما‭ ‬را‭ ‬آزار‭ ‬خواهد‭ ‬داد‭. ‬میل‭ ‬به‭ ‬استفادهِ‭ ‬ابزاری‭ ‬از‭ ‬ولخرجی،‭ ‬به‭ ‬قیمت‭ ‬از‭ ‬بین‭ ‬بردن‭ ‬قضاوت‭ ‬درستِ‭ ‬مصرف‌کننده،‭ ‬قطعا‭ ‬یک‭ ‬خطای‭ ‬کارمایی‭ ‬است‭. ‬با‭ ‬این‭ ‬حال،‭ ‬اگر‭ ‬همه‭ ‬ما‭ ‬مصرف‌کنندگانی‭ ‬منطقی‭ ‬با‭ ‬کنترل‭ ‬نفس‭ ‬بالا‭ ‬و‭ ‬عادات‭ ‬خرید‭ ‬مقتصدانه‭ ‬بودیم،‭ ‬اقتصادمان‭ ‬آسیب‭ ‬می‌دید‭. ‬پس،‭ ‬تلاش‭ ‬کنید‭ ‬به‭ ‬تعادل‭ ‬برسید‭!‬

خرید‭ ‬وسواسی

هر‭ ‬چقدر‭ ‬یک‭ ‬فرهنگ‭ ‬فردگراتر‭ ‬باشد ‬مانند‭ ‬جوامع‭ ‬غربی‭‬،‭ ‬احتمال‭ ‬اینکه‭ ‬مردم‭ ‬به‭ ‬صورت‭ ‬وسواسی‭ ‬خرید‭ ‬کنند،‭ ‬بیشتر‭ ‬است‭. ‬همچنین،‭ ‬زمانی‭ ‬که‭ ‬تحت‭ ‬استرس‭ ‬هستیم‭ ‬یا‭ ‬احساس‭ ‬می‌کنیم‭ ‬کنترلی‭ ‬بر‭ ‬موقعیت‌ها‭ ‬نداریم،‭ ‬بیشتر‭ ‬احتمال‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬صورت‭ ‬آنی‭ ‬خرید‭ ‬کنیم‭. ‬این‭ ‬احساسات‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬رویدادهای‭ ‬شدید‭ ‬مانند‭ ‬بلایای‭ ‬طبیعی،‭ ‬افزایش‭ ‬می‌یابند‭.‬

افرادی‭ ‬که‭ ‬بیشتر‭ ‬مستعد‭ ‬خرید‭ ‬ناگهانی‭ ‬هستند،‭ ‬معمولا‭ ‬کسانی‌‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬بیشتر‭ ‬به‭ ‬دنبال‭ ‬هیجان‭ ‬می‌گردند،‭ ‬از‭ ‬کسالت‭ ‬می‌ترسند‭ ‬و‭ ‬علاقه‭ ‬زیادی‭ ‬برای‭ ‬تجربیات‭ ‬جدید‭ ‬و‭ ‬غیرمعمول‭ ‬دارند‭.‬

غرق‭ ‬در‭ ‬خود‭ ‬بودن

سطح‭ ‬خودشیفتگی‭ ‬در‭ ‬دهه‌های‭ ‬اخیر‭ ‬افزایش‭ ‬یافته‭ ‬و‭ ‬این‭ ‬دسته‭ ‬از‭ ‬افراد،‭ ‬زمان‭ ‬و‭ ‬پول‭ ‬بیشتری‭ ‬را‭ ‬صرف‭ ‬پرورش‭ ‬‮«‬ظاهر‮»‬‭ ‬خود‭ ‬و‭ ‬جمع‌آوری‭ ‬دارایی‌های‭ ‬مادی‭ ‬می‌کنند؛‭ ‬بنابراین‭ ‬جای‭ ‬تعجب‭ ‬ندارد‭ ‬که‭ ‬مصرف‭ ‬آنی‭ ‬به‭ ‬شدت‭ ‬بالا‭ ‬رفته‭ ‬باشد‭. ‬با‭ ‬این‭ ‬حال،‭ ‬افراد‭ ‬خودشیفته‌ای‭ ‬که‭ ‬احساس‭ ‬می‌کنند‭ ‬از‭ ‬دیگران‭ ‬برتر‭ ‬یا‭ ‬مهم‌تر‭ ‬هستند،‭ ‬تمایل‭ ‬به‭ ‬کنترل‭ ‬نفس‭ ‬بیشتری‭ ‬دارند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬برابر‭ ‬خریدهای‭ ‬آنی،‭ ‬آسیب‌پذیری‭ ‬کمتری‭ ‬از‭ ‬خود‭ ‬نشان‭ ‬می‌دهند‭.‬

جمع‌آوری‭ ‬برخی‭ ‬محصولات‭ ‬می‌تواند‭ ‬برای‭ ‬عده‌ای‭ ‬معنای‭ ‬زندگی‭ ‬ایجاد‭ ‬کند‭. ‬جمله‌ی‭ ‬‮«‬من‭ ‬خرید‭ ‬می‌کنم،‭ ‬پس‭ ‬هستم‮»‬‭ ‬بیانیه‭ ‬آنهاست؛‭ ‬شبیه‭ ‬به‭ ‬مذهب،‭ ‬فلسفه‭ ‬یا‭ ‬یک‭ ‬ایدئولوژی‭ ‬سیاسی‭.‬

چه‭ ‬به‭ ‬صورت‭ ‬آنی‭ ‬و‭ ‬چه‭ ‬غیر‭ ‬آنی،‭ ‬مصرف‌گرایی‭ ‬یک‭ ‬منبع‭ ‬تعیین‌کننده‭ ‬هویت‭ ‬روان‌شناختی‭ ‬و‭ ‬یک‭ ‬نماد‭ ‬حیاتی‭ ‬در‭ ‬برقراری‭ ‬ارتباطات‭ ‬بین‭ ‬فردی‭ ‬محسوب‭ ‬می‌شود‭.‬

مطالعات‭ ‬نشان‭ ‬می‌دهد‭ ‬که‭ ‬بیش‭ ‬از‭ ‬نیمی‭ ‬از‭ ‬خریدها‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬آنی‭ ‬تلقی‭ ‬شوند‭ ‬و‭ ‬هدف‭ ‬اصلی‭ ‬بازاریابان،‭ ‬تحریک‭ ‬خرج‭ ‬کردن‭ ‬بی‌فکرانه‭ ‬است‭.‬

از‭ ‬نظر‭ ‬آماری،‭ ‬خریدهای‭ ‬آنلاین‭ ‬بیشتر‭ ‬توسط‭ ‬خرید‭ ‬آنی‭ ‬هدایت‭ ‬می‌شوند‭ ‬تا‭ ‬رفتارهای‭ ‬منطقی،‭ ‬برنامه‌ریزی‌شده‭ ‬و‭ ‬کنترل‌شده‭.‬

قدرت‭ ‬در‭ ‬دست‭ ‬مردم

داشتن‭ ‬قدرت،‭ ‬یک‭ ‬احساس‭ ‬اساسی‭ ‬برای‭ ‬انسان‌هاست‭. ‬اما‭ ‬عمل‭ ‬ساده‌ی‭ ‬خرید‭ ‬کردن‭ ‬می‌تواند‭ ‬حس‭ ‬سلب‭ ‬قدرت‭ ‬را‭ ‬القا‭ ‬کند،‭ ‬زیرا‭ ‬مشتریان‭ ‬ذاتا‭ ‬تحت‭ ‬سلطه‭ ‬عواملی‭ ‬مانند‭ ‬آنچه‭ ‬موجود‭ ‬است،‭ ‬قیمت‌ها،‭ ‬کارکنان‭ ‬فروشگاه‭ ‬و‭ ‬البته‭ ‬محدودیت‌های‭ ‬بودجه‌شان‭ ‬هستند‭.‬

نکته‭ ‬کلیدی‭ ‬اینجاست‭: ‬ارائه‭ ‬تخفیف‌ها‭ ‬این‭ ‬امکان‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬خریدار‭ ‬می‌دهد‭ ‬که‭ ‬نوعی‭ ‬حس‭ ‬کنترل‭ ‬به‭ ‬دست‭ ‬آورد‭. ‬با‭ ‬این‭ ‬حال،‭ ‬این‭ ‬سطح‭ ‬از‭ ‬قدرت‌گیری‭ ‬می‌تواند‭ ‬به‭ ‬دلیل‭ ‬اختلال‭ ‬در‭ ‬توانایی‭ ‬قضاوت‭ ‬او‭ ‬برای‭ ‬تشخیص‭ ‬اینکه‭ ‬آیا‭ ‬واقعا‭ ‬پیشنهاد‭ ‬خوبی‭ ‬است‭ ‬یا‭ ‬نه،‭ ‬سردرگمی‭ ‬ایجاد‭ ‬کند‭. ‬به‭ ‬علاوه،‭ ‬این‭ ‬نگرانی‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬رسیدن‭ ‬به‭ ‬خانه،‭ ‬با‭ ‬وجود‭ ‬تخفیفی‭ ‬که‭ ‬گرفته‌اند،‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬دچار‭ ‬پشیمانی‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬خرید‭ ‬شوند‭.‬

قابل‭ ‬درک‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬فروشگاه‌های‭ ‬کوچک‭ ‬نگران‭ ‬مقرون‭ ‬به‭ ‬صرفه‭ ‬بودن‭ ‬بازگشت‭ ‬کالا (مرجوعی) ‬هستند‭. ‬اما،‭ ‬۷۵‭ ‬درصد‭ ‬از‭ ‬مصرف‌کنندگان‭ ‬می‌گویند‭ ‬اگر‭ ‬فروشگاهی‭ ‬سیاست‭ ‬مرجوعی‭ ‬‮«‬بدون‭ ‬قید‭ ‬و‭ ‬شرط‮»‬‭ ‬داشته‭ ‬باشد،‭ ‬احتمال‭ ‬بیشتری‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬خرید‭ ‬کنند‭. ‬به‭ ‬عبارت‭ ‬دیگر،‭ ‬سیاست‌های‭ ‬مرجوعی‭ ‬می‌توانند‭ ‬کسب‌وکار‭ ‬شما‭ ‬را‭ ‬بسازند‭ ‬یا‭ ‬نابود‭ ‬کنند‭.‬

نکته‭ ‬کلیدی‭ ‬اینجاست‭: ‬با‭ ‬داشتن‭ ‬یک‭ ‬سیاست‭ ‬عادلانه‭ ‬و‭ ‬واضح‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬مشتریان‭ ‬اجازه‭ ‬دهد‭ ‬احساس‭ ‬نکنند‭ ‬با‭ ‬خریدی‭ ‬‮«‬گیر‭ ‬افتاده‌اند‮»‬،‭ ‬آنها‭ ‬را‭ ‬قدرتمند‭ ‬سازید‭. ‬این‭ ‬کار‭ ‬از‭ ‬نظر‭ ‬روان‌شناختی‭ ‬باعث‭ ‬می‌شود‭ ‬آنها‭ ‬دوباره‭ ‬به‭ ‬فروشگاه‭ ‬شما‭ ‬بازگردند؛‭ ‬نه‭ ‬برای‭ ‬مرجوع‭ ‬کردن‭ ‬خریدهایشان،‭ ‬بلکه‭ ‬برای‭ ‬خرید‭ ‬اقلام‭ ‬جدید‭.‬

دریافت‭ ‬و‭ ‬بخشیدن

اصل‭ ‬تقابل‭ ‬در‭ ‬روان‌شناسی‭ ‬فروش‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬معنی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬وقتی‭ ‬کسی‭ ‬چیزی‭ ‬به‭ ‬ما‭ ‬می‌دهد،‭ ‬ما‭ ‬احساس‭ ‬می‌کنیم‭ ‬مجبوریم‭ ‬چیزی‭ ‬در‭ ‬مقابل‭ ‬به‭ ‬او‭ ‬بازگردانیم‭. ‬مثلا،‭ ‬زمانی‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬بازار‭ ‬می‌روید‭ ‬و‭ ‬احساس‭ ‬می‌کنید‭ ‬به‭ ‬دلیل‭ ‬نمونه‭ ‬رایگانی‭ ‬که‭ ‬دریافت‭ ‬کرده‌اید،‭ ‬موظف‭ ‬هستید‭ ‬چیزی‭ ‬بخرید‭.‬

نکته‭ ‬کلیدی‭ ‬اینجاست‭: ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬یک‭ ‬خرده‌فروش،‭ ‬می‌توانید‭ ‬از‭ ‬‮«‬هدیه‭ ‬در‭ ‬ازای‭ ‬خرید‮»‬‭ ‬یا‭ ‬‮«‬یکی‭ ‬بخر‭ ‬دو‭ ‬تا‭ ‬ببر‮»‬‭ ‬استفاده‭ ‬کنید‭. ‬این‌ها‭ ‬در‭ ‬واقع‭ ‬‮«‬رشوه‭ ‬اخلاقی‮»‬‭ ‬هستند‭ ‬تا‭ ‬به‭ ‬مردم‭ ‬اجازه‭ ‬بدهند‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬کسب‌وکار‭ ‬شما‭ ‬سپاسگزار‭ ‬باشند‭.‬

محتوا‭ ‬

یک‭ ‬راه‭ ‬موثر‭ ‬برای‭ ‬ارائه‭ ‬ارزش‭ ‬روان‌شناختی‭ ‬به‭ ‬مشتریان،‭ ‬ارائه‭ ‬محتوا‭ ‬است‭. ‬برای‭ ‬مثال،‭ ‬یک‭ ‬آزمون‭ ‬سرگرم‌کننده‭/‬آموزنده‭ ‬ایجاد‭ ‬کنید‭ ‬تا‭ ‬مشخص‭ ‬شود‭ ‬کدام‭ ‬رایحه‌ی‭ ‬آروماتراپی‭ ‬برای‭ ‬سبک‭ ‬زندگی‭ ‬آنها‭ ‬مناسب‌تر‭ ‬است؛‭ ‬یا‭ ‬یک‭ ‬دستور‭ ‬پخت‭ ‬صابون‭ ‬خانگی‭ ‬ارائه‭ ‬دهید‭ ‬البته‭ ‬با‭ ‬استفاده‭ ‬از‭ ‬رایحه‌هایی‭ ‬که‭ ‬شما‭ ‬می‌فروشید‭.‬

‬انحصار‭ ‬و‭ ‬ویژه‭ ‬بودن

کارهایی‭ ‬مانند‭ ‬برگزاری‭ ‬یک‭ ‬‮«‬حراج‭ ‬ویژه‭ ‬فقط‭ ‬برای‭ ‬مشتریان‭ ‬برتر‮»‬‭ ‬با‭ ‬جشن‭ ‬و‭ ‬خرید‭ ‬خارج‭ ‬از‭ ‬ساعات‭ ‬کاری‭ ‬معمول؛‭ ‬یا‭ ‬یادداشت‌های‭ ‬دست‌نویس‭ ‬در‭ ‬روز‭ ‬تولدشان‭ ‬و‭... ‬به‭ ‬حامیان‭ ‬شما‭ ‬اجازه‭ ‬می‌دهد‭ ‬که‭ ‬احساس‭ ‬کنند‭ ‬واقعا‭ ‬به‭ ‬آنها‭ ‬اهمیت‭ ‬داده‭ ‬می‌شود‭.‬

تعهد

از‭ ‬منظر‭ ‬روان‌شناسی،‭ ‬انسان‌ها‭ ‬تا‭ ‬حد‭ ‬زیادی‭ ‬تلاش‭ ‬می‌کنند‭ ‬تا‭ ‬وفادار‭ ‬به‭ ‬قول‭ ‬و‭ ‬سازگار‭ ‬با‭ ‬اعمال‭ ‬گذشته‌شان‭ ‬به‭ ‬نظر‭ ‬برسند‭. ‬برای‭ ‬مثال،‭ ‬وقتی‭ ‬یک‭ ‬نفر‭ ‬به‭ ‬صورت‭ ‬عمومی‭ ‬متعهد‭ ‬می‌شود‭ ‬که‭ ‬یک‭ ‬برنامه‭ ‬کاهش‭ ‬وزن‭ ‬را‭ ‬دنبال‭ ‬کند،‭ ‬احتمال‭ ‬اینکه‭ ‬آن‭ ‬هدف‭ ‬را‭ ‬حفظ‭ ‬کند،‭ ‬بسیار‭ ‬بیشتر‭ ‬خواهد‭ ‬بود‭.‬

نکته‭ ‬کلیدی‭ ‬اینجاست‭: ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬یک‭ ‬خرده‌فروش،‭ ‬هدف‭ ‬شما‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬مشتریان‭ ‬را‭ ‬حتی‭ ‬با‭ ‬اقدامی‭ ‬ساده،‭ ‬مثل‭ ‬عضویت‭ ‬در‭ ‬خبرنامه‭ ‬ایمیلی،‭ ‬به‭ ‬برند‭ ‬خود‭ ‬متعهد‭ ‬کنید‭. ‬با‭ ‬این‭ ‬کار،‭ ‬احتمال‭ ‬بیشتری‭ ‬هست‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬فروشگاه‭ ‬شما‭ ‬خرید‭ ‬کنند‭.‬

قابل‭ ‬درک‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬فروشگاه‌های‭ ‬کوچک‭ ‬نگران‭ ‬مقرون‭ ‬به‭ ‬صرفه‭ ‬بودن‭ ‬بازگشت‭ ‬کالا (‬مرجوعی) ‬هستند‭. ‬اما،‭ ‬۷۵‭ ‬درصد‭ ‬از‭ ‬مصرف‌کنندگان‭ ‬می‌گویند‭ ‬اگر‭ ‬فروشگاهی‭ ‬سیاست‭ ‬مرجوعی‭ ‬‮«‬بدون‭ ‬قید‭ ‬و‭ ‬شرط‮»‬‭ ‬داشته‭ ‬باشد،‭ ‬احتمال‭ ‬بیشتری‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬خرید‭ ‬کنند‭. ‬به‭ ‬عبارت‭ ‬دیگر،‭ ‬سیاست‌های‭ ‬مرجوعی‭ ‬می‌توانند‭ ‬کسب‌وکار‭ ‬شما‭ ‬را‭ ‬بسازند‭ ‬یا‭ ‬نابود‭ ‬کنند‭.‬

کمیابی

انسان‌ها‭ ‬زمانی‭ ‬انگیزه‭ ‬بیشتری‭ ‬پیدا‭ ‬می‌کنند‭ ‬که‭ ‬این‭ ‬تصور‭ ‬برایشان‭ ‬به‭ ‬وجود‭ ‬بیاید‭ ‬که‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬یک‭ ‬فرصت‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬دست‭ ‬بدهند‭. ‬درست‭ ‬مانند‭ ‬یک‭ ‬نوجوان‭ ‬سرکش،‭ ‬اگر‭ ‬کسی‭ ‬بگوید‭ ‬نمی‌توانید‭ ‬چیزی‭ ‬را‭ ‬داشته‭ ‬باشید،‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬بیشتر‭ ‬می‌خواهیم‭. ‬برای‭ ‬یک‭ ‬فروشگاه‭ ‬کوچک،‭ ‬موجودی‭ ‬محدود‭ ‬اغلب‭ ‬یک‭ ‬واقعیت‭ ‬است،‭ ‬زیرا‭ ‬معمولا‭ ‬تعداد‭ ‬کمی‭ ‬از‭ ‬یک‭ ‬کالای‭ ‬جدید‭ ‬را‭ ‬سفارش‭ ‬می‌دهیم‭ ‬تا‭ ‬بازار‭ ‬را‭ ‬محک‭ ‬بزنیم‭. ‬گفتن‭ ‬جملاتی‭ ‬مانند‭ ‬‮«‬فقط‭ ‬پنج‭ ‬تا‭ ‬باقی‭ ‬مانده‮»‬،‭ ‬‮«‬تخفیف‌ها‭ ‬سه‌شنبه‭ ‬تمام‭ ‬می‌شود‮»‬‭ ‬یا‭ ‬‮«‬تولید‭ ‬این‭ ‬کالا‭ ‬متوقف‭ ‬خواهد‭ ‬شد‮»‬‭ ‬می‌تواند‭ ‬نیاز‭ ‬به‭ ‬خرید‭ ‬در‭ ‬لحظه‭ ‬را‭ ‬تحریک‭ ‬کند‭ ‬–‭ ‬وگرنه‭ ‬پشیمانی‭ ‬همیشگی‭ ‬به‭ ‬همراه‭ ‬خواهد‭ ‬داشت‭. ‬اما،‭ ‬صادق‭ ‬باشید‭!‬

رقابت‭ ‬و‭ ‬وفاداری‭ ‬قبیله‌ای

نبردهای‭ ‬قدیمی‭ ‬بین‭ ‬برخی‭ ‬کالاها (‬مانند‭ ‬اپل‭ ‬در‭ ‬مقابل‭ ‬سامسونگ) وفاداری‭ ‬شدید‭ ‬به‭ ‬برند‭ ‬را‭ ‬تقویت‭ ‬می‌کند‭. ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬یک‭ ‬فروشگاه‭ ‬کوچک،‭ ‬به‭ ‬راه‌هایی‭ ‬فکر‭ ‬کنید‭ ‬که‭ ‬بتوانید‭ ‬به‭ ‬نوعی‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬سرشت‭ ‬قبیله‌ای‭ ‬انسان‌ها‭ ‬استفاده‭ ‬کنید‭. ‬شاید‭ ‬یک‭ ‬موضع‭ ‬زیست‌محیطی،‭ ‬سیاسی،‭ ‬اجتماعی،‭ ‬معنوی‭ ‬و‭... ‬اتخاذ‭ ‬کنید‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬بیان‭ ‬آن‭ ‬نترسید‭. ‬در‭ ‬این‭ ‬دنیای‭ ‬پر‭ ‬از‭ ‬تفرقه‭ ‬که‭ ‬روز‭ ‬به‭ ‬روز‭ ‬در‭ ‬حال‭ ‬رشد‭ ‬است،‭ ‬یک‭ ‬موضع‭ ‬مثبت‭ ‬در‭ ‬حمایت‭ ‬از‭ ‬چیزی‭ ‬ایجاد‭ ‬کنید‭. ‬این‭ ‬کار‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬عده‌ای‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬شما‭ ‬دور‭ ‬کند،‭ ‬اما‭ ‬ارتباط‭ ‬شما‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬کسانی‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬آن‭ ‬هویت‭ ‬مشترک‭ ‬هستند،‭ ‬تقویت‭ ‬خواهد‭ ‬کرد‭.‬

شما‭ ‬فقط‭ ‬یک‭ ‬فروشگاه‭ ‬نیستید

داستان‭ ‬شما‭ ‬و‭ ‬دلیل‭ ‬شخصی‭ ‬که‭ ‬برای‭ ‬این‭ ‬کسب‌وکار‭ ‬دارید،‭ ‬شما‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬غریبه‌ها‭ ‬پیوند‭ ‬می‌زند‭ ‬و‭ ‬آنها‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬مشتری‭ ‬تبدیل‭ ‬می‌کند‭. ‬یک‭ ‬شخصیت‭ ‬برند‭ ‬خلق‭ ‬کنید‭ ‬که‭ ‬با‭ ‬مشتری‭ ‬هدف‭ ‬شما‭ ‬هماهنگ‭ ‬باشد‭. ‬هر‭ ‬عنصری‭ ‬باید‭ ‬بازتاب‌دهنده‭ ‬این‭ ‬شخصیت‭ ‬باشد (‬رنگ‌ها،‭ ‬فونت‌ها،‭ ‬سبک‭ ‬عکس‌ها،‭ ‬متن‌ها،‭ ‬موسیقی،‭ ‬دکور‭ ‬و‭ ‬غیره) ‬و‭ ‬چرایی‭ ‬وجود‭ ‬شما‭ ‬و‭ ‬فروشگاهتان‭ ‬را‭ ‬بیان‭ ‬کند‭.‬

۲

چهار ستون یک کسب‌وکار موفق

توصیه‌های مدیرعامل اسمیت‌هاوارد برای ساختن یک کسب و کار موفق

بدون داشتن هدف و استراتژی برای رسیدن به یک کسب و کار موفق، رشد هدفمند و حفظ آن دشوار خواهد بود. ایده‌ها و فرصت‌هایی که به صورت ناخواسته جلوی پای شما ظاهر می‌شوند، می‌توانند شما را به مسیرهای متناقضی بکشانند تا جایی که هویت خود را به عنوان یک کسب‌وکار از دست دهید. کسب‌وکارهایی که بر روی مسیر اصلی خود متمرکز نیستند و همزمان پروژه‌های زیادی را دنبال می‌کنند خیلی زود متوجه می‌شوند که انرژی زیادی را با دستاوردهای کم هدر داده‌اند. وقتی یک استراتژی داشته باشید، هماهنگ کردن اهداف با اقدامات و تصمیمات روزمره، وضوح و انرژی ایجاد می‌کند که استراتژی شما را به یک استراتژی زنده تبدیل می‌سازد. این امر مبنای یک استراتژی برای رشد است.

ساختن یک استراتژی برای کسب‌وکارتان نه به مدرک کارشناسی ارشد نیاز دارد و نه حتی به گذراندن یک کلاس کسب‌وکار. آنچه نیاز دارد، کمی تفکر عمیق و گفتگوی صادقانه فراوان با افراد کلیدی کسب و کارتان است. شاید حتی یک برنامه استراتژیک در ذهن خود داشته باشید و اکنون زمان آن است تا آن را روی کاغذ بیاورید.

چالش‌برانگیزترین بخش ایجاد استراتژی شما، تعریف کسب‌وکارتان است. شما چه کسی هستید و چرا این کار را انجام می‌دهید؟ شخصیت کسب‌وکار و ارزش‌های شما، چشم‌انداز و ماموریت شما را تعریف می‌کنند. استراتژی شما از اینجا متولد می‌شود – نه برعکس. اگر مسیر را اشتباه بروید، متوجه خواهید شد که در حال گرفتن تصمیماتی هستید که با دلیل حضور شما در کسب‌وکار و شور و اشتیاقی که شما را به آنجا کشانده، در تضاد هستند.

آیا هدف اصلی کسب‌وکار خود را می‌دانید؟

گام بعدی این است که این استراتژی را به دلایل خود برای راه اندازی این کسب‌وکار، مرتبط سازید. باید به این دیدگاه برسید که واقعا به چه چیزی اهمیت می‌دهید و شما و کسب‌وکارتان چه نقشی در جهان ایفا می‌کنید. همه این عوامل مجموعا هسته اصلی کسب‌وکار شما، بذری که از آن رشد می‌کنید و مزیت رقابتی شما را تشکیل می‌دهند.

هدف اصلی شما را می‌توان به عنوان «چرا» در نظر گرفت. سایمون سینک، در کتاب خود با عنوان «با چرا شروع کنید» درباره رسیدن به «چرا» یا هدف اصلی شما صحبت می‌کند. مهم است که بدانید چه کار می‌کنید و چگونه آن را منتقل می‌کنید، اما درک و انتقال اینکه «چرا» این کسب‌وکار را دارید، قلب تپنده آن است. این همان چسبی است که همه چیز را در کنار هم نگه می‌دارد و الهام‌بخش کارکنان، مشتریان و رشد شما خواهد بود.

«هدف اصلی» یک مفهوم ساده است، اما ممکن است فرآیند آسانی نباشد. تنها یک سوال است که باید از خود بپرسید تا عمیق‌تر و عمیق‌تر به پاسخ هسته‌ای خود برسید. این تمرین را انجام دهید و سوال دوم را حداقل پنج بار بپرسید تا به «چرای» اصلی برسید. وقتی به پاسخی رسیدید که دیگر نمی‌تواند عمیق‌تر شود، یک بار دیگر آن را بپرسید:

شرکت شما چه کاری انجام می‌دهد؟ چرا این کار مهم است؟

پس از رسیدن به «چرای» خود، زمان آن است که به ارزش‌های اصلی (هسته ارزش‌های) خود بپردازید. ارزش‌های اصلی شما چیزی هستند که همه را هم در زمان‌های دشوار و هم در زمان‌های پر انرژی و پر رشد، متصل و همسو نگه می‌دارند. ارزش‌های شما یک مجموعه سخنرانی از داستان‌های اخلاقی نیستند، بلکه مجموعه‌ای کوتاه از کلماتی هستند که مهم‌ترین چیزها را در شرکت شما توصیف می‌کنند.

تحلیل قوت‌ها، ضعف‌ها و روندها (SWT)

زمان آن رسیده که با نوشتن «چرای» خود و ارزش‌هایتان، رسما نوشتن برنامه استراتژیک خود را آغاز کنید. اکنون، به صورت واقع بینانه، قوت‌ها (Strengths) و ضعف‌های (Weaknesses) خود را بررسی کرده و روندهای (Trends) بازار را بررسی کنید.

احتمالا این روش نسبت به سایر راهنماهای کسب‌وکار کمی معکوس به نظر برسد، اما من دوست دارم قبل از اینکه خیال‌پردازی کنم، کمی واقع‌بین باشم. اگر این تمرین را ابتدا انجام بدهیم و سپس آن را پس از چند مرحله، دوباره تکرار کنیم، نقاط کور کسب و کارمان خودشان را نشان می‌دهد. در این مسیر، اطلاعات بسیار زیادی درباره چیزهایی که به آنها توجه نکرده بودیم، به دست می‌آوریم.

با نوشتن ترندهایی که در بازار خود مشاهده می‌کنید، شروع کنید. این بخش به بارش فکری، جستجوی گوگل و یک گفتگوی صریح با همکاران در حوزه کاری نیاز دارد.

  • ترندها چه هستند؟
  • مشتریان چه چیزی می‌خرند/نمی‌خرند؟
  • محصولات جدید در بازار کدامند؟
  • رنگ‌های جدید، عوامل اقتصادی، مسائل محلی کدامند؟

در مرحله بعد، دو ستون ایجاد کنید و ضعف‌ها و قوت‌های کسب‌وکار خود را در آنها ثبت کنید. اطمینان حاصل کنید که ضعف و قوت‌های زیر را لحاظ می‌کنید:

  • خود شما (به عنوان رهبر)
  • کارکنان
  • موقعیت مکانی
  • اقتصاد (کلان)
  • بازار (میکرو)
  • مدل کسب‌وکار
  • و موارد دیگر

پس از اینکه تحلیل قوت‌ها، ضعف‌ها و روندها (SWT) را نوشتید، مسیر ساده‌تری برای دیدن مزیت رقابتی خود خواهید داشت. این به شما «چه چیزی» و «چگونه» بودن کسب‌وکارتان را نشان می‌دهد و کمک می‌کند تا آن را با «چرا»ی خود پیوند دهید؛ در نتیجه پیشنهاد ارزش منحصر به فرد یا «عامل ایکس» خود را خلق می‌کنید.

در مرحله بعدی، به این سوالات جواب بدهید:

  • مشتریان شما چه کسانی هستند؟
  • چه چیزی به آنها می‌فروشید؟
  • چگونه برند (محصولات) خود را به آنها تحویل می‌دهید؟
  • «عامل ایکس» شما (مزیت رقابتی شما) چیست؟

 

باید سه حوزه را باید برای ایجاد پروفایل مشتریان هدف خود در نظر بگیرید:

آرایش جمعیت‌شناختی

آرایش روان‌شناسانه

آرایش رفتاری

جزئیات پروفایل مشتری

جمعیت‌شناختی: شامل سن، جنسیت، شغل، درآمد، تحصیلات و وضعیت خانوادگی.

روان‌شناسانه: یا ساختار روان‌شناختی آنها، شامل سبک زندگی، اهداف، دردسرها (مشکلات)، عادات، ارزش‌ها و علایق.

رفتاری: بسته به مدل کسب‌وکار و میزان بلوغ کسب‌وکار و مشتریان شما، ممکن است بخواهید آرایش رفتاری آنها را نیز تعریف کنید که شامل سطح تعامل، آمادگی برای خرید، سابقه خرید، میزان استفاده از محصول، رضایت، وفاداری یا قدمت حساب و میزان توجه مورد نیاز است.

ترکیب محصولات و پرفروش‌ترین‌های خود را مرور کنید و آنچه را که به مشتریان می‌فروشید، طبقه‌بندی کنید.

  • آیا این با «چرای» شما و ویژگی‌های جمعیت‌شناختی مشتریانتان همخوانی دارد؟
  • آیا چیزی وجود دارد که خارج از حیطه باشد؟
  • آیا چیزی در مجموعه محصولات شما ناقص است؟

هر کسب‌وکاری یک تعهد برند دارد که نحوه ارائه محصولات شما را مشخص می‌کند. تعهد برند خود را بپذیرید و کنترل کنید، وگرنه آن شما را کنترل خواهد کرد.

  • تعهد برند شما چیست؟
  • تعهد صریح عمومی شما کدام است؟
  • تعهد پنهان و ضمنی که مشتریان شما انتظار دارند، چیست؟

این تعهد می‌تواند این باشد که فروشگاه شما پناهگاهی برای فرار از استرس روزانه است، یا کارکنان شما بسیار آگاه هستند، یا تنوع محصولات شما بسیار زیاد است یا تخصص محصولات شما بسیار بالاست. درک کنید که چگونه «چرا»ی خود را به مشتریان ارائه می‌دهید.

اینگونه به آن فکر کنید...

فرض کنید رستورانی در نزدیکی شما بهترین سالاد یونانی را دارد. مدیر و مالک رستوران می‌دانند که برای این سالاد شهرت پیدا کرده‌اند، اما سرآشپز جدید خبر ندارد و آنها فراموش می‌کنند به او بگویند. سرآشپز جدید بیشتر روی ارتقا کباب‌های معمولی به درجه یک تمرکز کرده و به سالاد یونانی توجهی نمی‌کند. به مرور زمان، فروش کاهش می‌یابد؛ زیرا دوستداران سالاد یونانی به دلیل کیفیت پایین سالاد، دیگر باز نمی‌گردند. مشتریان چیزی نگفتند، فقط دیگر مراجعه نکردند و مدیریت گیج شده و در تلاش برای جذب مشتریان جدید است. در این مورد، تعهد برند ضمنی به صورت پنهانی زیر پا گذاشته شد.

برای یافتن «عامل ایکس» خود، با مقایسه خود با رقبایتان شروع می‌کنید. این کار ممکن است حس آسیب‌پذیری ایجاد کند و شاید احساس کنید که باید هر ضعفی را دنبال کنید و در هر جبهه‌ای رقبای خود را شکست دهید. اما اینگونه نیست و باید خود را از ترس از دست دادن آزاد کنید. این مزیت رقابتی (X Factor) به شما کمک می‌کند تا دقیقا مشخص کنید در چه چیزی شگفت‌انگیز هستید و تمرکز خود را در همانجا حفظ کنید.

افراد، محصولات، عملیات و قیمت‌گذاری چهار حوزه‌ای هستند که باید در مقایسه با رقبای خود بررسی کنید:

  • چه چیزی شما را در هر یک از این حوزه‌ها منحصر به فرد می‌کند؟
  • یک رقیب را انتخاب کرده و در هر حوزه، خود را با او مقایسه کنید و بنویسید که چگونه متفاوت هستید.
  • متعهد شوید که سه تا پنج مورد تمایز را به عنوان بخشی از برنامه استراتژیک خود برای تمرکز و سرمایه‌گذاری انتخاب کنید.

حالا که به عمق «چه کسی»، «چه چیزی» و «چگونه» خود پرداخته‌اید، وقت آن است تا آنها را به صفحه اول برنامه استراتژیک خود اضافه کنید.

اکنون به صفحه قوت‌ها، ضعف‌ها و روندها برگردید و ببینید آیا چیزهایی که نوشته بودید، هنوز معتبر به نظر می‌رسند؟

  • آیا روندهای دیگری وجود داشت که در بار اول آنها را ننوشته بودید؟
  • آیا قوت‌ها و ضعف‌هایی وجود دارند که در ابتدا آنها را ندیدید؟
  • آیا ضعف‌هایی وجود دارند که در واقع قوت هستند و برعکس؟

لیست خود را تنظیم کرده یا لیست جدیدی بسازید و مقایسه کنید. چه چیزی در نقطه کور شما قرار داشت؟ چه چیزی در مورد خودتان یاد گرفتید؟

با استفاده از صفحه اول برنامه‌تان و تحلیل قوت‌ها، ضعف‌ها و روندها، به سرعت سه هدفی را خواهید یافت که باید در ۱۲ ماه آینده به دنبال عملی کردن آنها باشید تا کسب‌وکارتان را به طور کامل با «چرای» خود همسو کرده و آن را به مرحله بعدی رشد برسانید. یک رویه کارآمد این است که مطمئن شوید تمام اهداف و پروژه‌های دیگر شما با این سه هدف اصلی همراستا باشند.

این تنها نوک کوه یخ ایجاد یک استراتژی قوی برای کسب‌وکار است. در کتاب Scaling Up بخش‌های بیشتری از برنامه استراتژیک وجود دارد و من هر سال یک جنبه دیگر را به ساخت استراتژی اضافه می‌کردم. تلاش برای انجام همه این کارها به صورت همزمان و بدون کمک یک مربی، باعث شد که من فورا شکست بخورم. انجام یک کار به خوبی، شما را صد در صد جلوتر می‌اندازد، تا اینکه بخواهید کارهای زیادی را همزمان انجام دهید و در همه آنها شکست بخورید.

۳

قدرت در اختیار کسی است که داده دارد

کنترل در ازای توسعه: تحلیل مدل‌های ۱P و ۳P در مارکت‌پلیس‌ها

در اقتصاد دیجیتال، داده مهم‌ترین مزیت رقابتی کسب‌وکارهاست. برندها و مارکت‌پلیس‌هایی که داده‌های مشتری را بهتر جمع‌آوری، تحلیل و به تصمیم تبدیل می‌کنند، شناخت عمیق‌تری از بازار به دست می‌آورند، تجربه بهتری می‌سازند و سهم بیشتری از رقابت را کسب می‌کنند.

این مقاله، به داده‌ها و یافته‌های گزارش معتبر ChannelX Europe&#۳۹;s Marketplaces ۲۰۲۴  نگاهی تحلیلی می‌اندازد. دهه‌هاست که برندها از طریق مدل سنتی عمده‌فروشی (که در فضای دیجیتال به مدل دست اول یا ۱P تبدیل شده) فروش می‌کنند. این مدل، با وجود سادگی و مقیاس‌پذیر بودن، در عصر «اطلاعات»، به یک تله استراتژیک تبدیل شده است. امروز، برندهای پیشرو مانند نایکی، آدیداس و بازیگران اصلی بخش لوکس، این مدل را رها کرده و به سمت مدل شخص ثالث (۳P) و استراتژی DTC (فروش مستقیم به مصرف‌کننده) حرکت می‌کنند؛ حرکتی که با هدف بازپس‌گیری حاشیه سود و مهم‌تر از آن، بازگرداندن رابطه مستقیم با مشتری صورت می‌گیرد.

کالبدشکافی مدل‌های تعامل: ۱P در مقابل ۳P

مدل‌های ۱P و ۳P دو رویکرد متضاد در مدیریت توزیع در فضای دیجیتال هستند. انتخاب یکی از این دو، نه تنها بر درآمد کوتاه‌مدت، بلکه بر حیات برند در بلندمدت اثر می‌گذارد.

مدل ۱P: سرعت در ازای سادگی عملیاتی

مدل ۱P (First-Party) در هسته خود، همانند یک رابطه عمده‌فروشی سنتی عمل می‌کند. مارکت‌پلیس، کالا را با قیمت عمده از برند خریداری کرده و مالک موجودی می‌شود و مهم‌ترین مزیت این مدل برای برند، سادگی و حجم فروش تضمین‌شده است. برند یک سفارش بزرگ ثبت شده را ارسال کرده و از دغدغه‌های لجستیک، خدمات مشتری و مدیریت روزانه موجودی رها می‌شود. این مدل برای کالاهایی با حجم بالا و حاشیه سود ثابت (Commodity Goods) که مدیریت آن‌ها پیچیده است، همچنان کارایی دارد.

اما فاجعه استراتژیک این مدل، فقدان کنترل و داده است. هنگامی که مالکیت موجودی منتقل می‌شود، مارکت‌پلیس این حق را پیدا می‌کند که قیمت را بر اساس رقابت داخلی یا اهداف خود تعیین کند.

مدل ۳P: کنترل در ازای پیچیدگی عملیاتی

مدل ۳P (Third-Party) که در حال حاضر ترجیح ابربرندهاست، برند را به هدایتگر اصلی تبدیل می‌کند. برند یک فروشگاه رسمی در پلتفرم باز کرده و مستقیما محصولات خود را فهرست و قیمت‌گذاری می‌کند.مزیت این استراتژی آن است که برند، کنترل حداکثری بر قیمت‌گذاری و کمپین‌های تبلیغاتی دارد. مهم‌تر از آن، داده‌های فروش (مانند موقعیت جغرافیایی، زمان خرید، و جستجوهای قبل از خرید) در دسترس برند قرار می‌گیرد. این مدل به برند اجازه می‌دهد حاشیه سود خود را حفظ کرده و تجربه مشتری (CX) را تا حدی کنترل کند.

اما چالش ۳P آن است که به سرمایه‌گذاری عملیاتی سنگین نیاز دارد. برند باید تیم‌های متخصص برای مدیریت موجودی پلتفرم، انجام عملیات لجستیک (چه توسط خود برند و چه از طریق خدمات مارکت‌پلیس) و پاسخگویی به خدمات مشتری را مستقر کند.

مسابقه کاهش قیمت در «جعبه خرید» (Buy Box)

در مدل ۱P، هنگامی که مارکت‌پلیس، کالا را از برند خریداری می‌کند، تبدیل به یک فروشنده در کنار هزاران فروشنده دیگر می‌شود. اینجاست که الگوریتم‌های مشهور رقابتی مانند Buy Box یا برنده حراج وارد عمل می‌شوند.

این مسابقه کاهش قیمت، تضعیف وجهه برند و ارزش ادراک‌شده (Perceived Value) را به دنبال دارد. تحلیلگران تخمین می‌زنند که وابستگی شدید به مدل ۱P، می‌تواند بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از حاشیه سود مورد انتظار برند را در اثر این تخفیف‌های خارج از کنترل، از بین ببرد. برای یک برند پریمیوم، این تخریب در بلندمدت جبران‌ناپذیر است.

استراتژی فروش مستقیم: تنها سنگر حفظ اقتدار

در واکنش به این فشار، برندهایی مانند نایکی و آدیداس استراتژی «تهاجم مستقیم به مصرف‌کننده» (Consumer Direct Offense) را در اروپا پیش گرفتند و اقدام به قطع گسترده روابط ۱P با هزاران خرده‌فروش کوچک و مارکت‌پلیس‌های عمومی کردند.

با هدایت مصرف‌کننده به کانال‌های فروش مستقیم (DTC)، برند توانست قیمت‌گذاری کامل (Full-Price Selling) را به حالت عادی بازگرداند و وابستگی مشتری به تخفیف‌های پلتفرمی را کاهش دهد.

معضل «موجودی مازاد» و بازگشت انتخابی

با این حال، عقب‌نشینی کامل از مارکت‌پلیس‌ها غیرممکن است. مارکت‌پلیس‌ها همچنان دو نقش مهم ایفا می‌کنند که برندها نمی‌توانند آنها را نادیده بگیرند:

مدیریت موجودی مازاد (Excess Inventory): حجم تولید برندهای جهانی بسیار بالاست و کانال فروش مستقیم به تنهایی توانایی جذب سریع تمام موجودی در پایان فصل را ندارد.

دسترسی به مقیاس و بازارهای جدید: مارکت‌پلیس‌هایی مانند آمازون یا ای‌بی تنها پلتفرم‌های قابل دسترس برای میلیون‌ها خریدار در مناطق خاصی از اروپا هستند.

این امر به یک بازگشت استراتژیک و انتخابی منجر شده است. برندها روابط ۱P را با دقت بیشتری حفظ کرده و تنها با پلتفرم‌هایی که توانایی ارائه همکاری‌های داده‌محور یا تخصصی را دارند کار می‌کنند. این بازگشت محدود نشان می‌دهد که ۱P به طور کامل از بین نرفته، بلکه از یک کانال اصلی فروش به یک ابزار مدیریت موجودی تبدیل شده است.

استراتژی ۳P: پیروزی در نبرد داده و مدیریت عملیات فرامرزی

مدل ۳P، ابزاری است که برندها را قادر می‌سازد تا در عین بهره‌گیری از مقیاس مارکت‌پلیس‌ها، اقتدار خود را بازیابی کنند. اما استفاده موفق از ۳P در بازار پیچیده اروپا، نیازمند تسلط بر مدیریت عملیات فرامرزی است.

مالکیت داده‌های دسته اول (First-Party Data)

اصلی‌ترین مزیت مدل ۳P، توانایی برند در کسب داده‌های رفتار خرید است. در بازار اروپا، جایی که مقررات سخت‌گیرانه GDPR بر حفاظت از داده‌ها حاکم است، دسترسی به این داده‌ها یک مزیت رقابتی حیاتی محسوب می‌شود.

  • داده‌های کلیدی: برند در مدل ۳P به اطلاعاتی مانند نرخ تبدیل، جستجوهای ناموفق، بازخوردهای مشتری و دقیق‌ترین داده‌های جغرافیایی فروش دسترسی دارد.
  • کاربرد استراتژیک: این داده‌ها مستقیما برای تقویت کانال فروش مستقیم به کار می‌روند. برای مثال، برند می‌تواند با تحلیل داده‌های ۳P کشف کند که کدام دسته محصول در بازار اسکاندیناوی محبوب‌تر است و سپس کمپین‌های تبلیغاتی فروش مستقیم خود را در آن منطقه هدف‌گذاری کند. در واقع، ۳P تبدیل به یک آزمایشگاه زنده بازار برای برند می‌شود.

مدل هیبریدی: هویت اصلی در فروش مستقیم، دسترسی در ۳P

برندهای موفق، مرزهای مدل‌ها را در هم می‌شکنند و مدل ۳P را نه تنها برای فروش، بلکه به عنوان یک «لایه حمایتی استراتژیک» برای فروش مستقیم به کار می‌برند:

  • فروش مستقیم (سایت اختصاصی): هسته اصلی برند، بالاترین حاشیه سود، و جایی برای عرضه‌های محدود و انحصاری.
  • ۳P (مارکت‌پلیس): کانالی برای دسترسی به مشتریانی که هنوز وفادار نیستند، یا مشتریانی که صرفا به دنبال راحتی پلتفرم هستند.

با حفظ قیمت‌ها در هر دو کانال، برند می‌تواند بدون تضعیف هویت اصلی خود، از مقیاس مارکت‌پلیس‌ها نیز بهره‌مند شود.

مدل هیبریدی و استثنای لوکس: راهکار برندهای تخصصی

برای برندهای بزرگ که هم به دنبال حجم هستند و هم به دنبال کنترل، راه‌حل نهایی در یک مدل هیبریدی و همکاری هوشمندانه با مارکت‌پلیس‌های تخصصی نهفته است.

استثنای برندهای لوکس و مارکت‌پلیس‌های تخصصی

بخش لوکس اروپا یک استثنای بارز است. برای این برندها (مانند مجموعه‌های LVMH و Kering)، ارزش اعتبار و انحصار به‌قدری بالاست که همکاری با مارکت‌پلیس‌های عمومی تقریبا غیرممکن است. آن‌ها به دنبال «شرکای سطح بالا» هستند.

نمونه موردی Farfetch: این پلتفرم در واقع یک مارکت‌پلیس ۳P است که یک محیط کنترل شده فراهم می‌کند. Farfetch به برندهای لوکس اجازه می‌دهد که نه تنها قیمت‌گذاری را کنترل کرده، بلکه استانداردهای تجربه تحویل را دیکته کنند. در اینجا، برند در ازای کمیسیون، تجربه‌ای شبیه به فروش در بوتیک اختصاصی خود را در مقیاس جهانی به دست می‌آورد.

فراتر از آنلاین: الزام فروش چندکانالی و یکپارچه‌سازی داده

موفقیت استراتژی فروش مستقیم و ۳P به یکپارچگی داده‌ها بستگی دارد. برندهایی که در اروپا عملکرد خوبی دارند، توانسته‌اند سفر مشتری را در همه کانال‌ها یکپارچه کنند.

  • پلتفرم داده مشتری (CDP): برند باید از یک CDP استفاده کند تا داده‌های فروش ۳P (که فقط اطلاعات تماس اندکی دارند) را با داده‌های فروش مستقیم (که اطلاعات کامل‌تری از وفاداری دارند) ترکیب کند. این ترکیب، امکان می‌دهد تا خریدار ۳P، در آینده از طریق ایمیل یا پیام‌های شخصی‌سازی‌شده به کانال DTC هدایت شود و رابطه مستقیم با برند برقرار گردد.
  • تعامل فیزیکی و دیجیتال: برندهایی مانند آدیداس، مشتریانی که از طریق ۳P محصول را خریده‌اند را به فروشگاه‌های فیزیکی خود هدایت می‌کنند تا تجربه برند را تکمیل کنند. این استفاده استراتژیک از ۳P به عنوان یک قیف جذب مشتری، ارزش بلندمدت این مدل را فراتر از سود لحظه‌ای فروش، تضمین می‌کند.

فرمول توازن پایدار

تحلیل مدل‌های تعامل در مارکت‌پلیس‌های اروپایی یک پیام روشن دارد: برندها نمی‌توانند از مقیاس مارکت‌پلیس چشم‌پوشی کنند، اما دیگر نمی‌توانند اقتدار خود را فدای آن کنند.

مدل تامین‌کننده (۱P) به دلیل فرسایش حاشیه سود، عدم کنترل بر قیمت و از دست دادن داده‌های حیاتی، به انتخابی پرخطر تبدیل شده است که صرفا برای مدیریت موجودی مازاد کاربرد دارد.

آینده متعلق به برندهایی است که هوشمندانه به مدل فروشنده شخص ثالث (۳P) مهاجرت می‌کنند و آن را نه یک کانال فروش جانبی، بلکه یک «نقطه استراتژیک کسب داده و تجربه مشتری» می‌دانند. این مدل، به برند امکان می‌دهد که:

  1. حاشیه سود را از طریق حذف واسطه حفظ کند.
  2. کنترل خود را بر قیمت و نحوه نمایش محصول اعمال کند.
  3. داده‌های ارزشمند را برای تغذیه استراتژی فروش مستقیم و حفظ مشتری در بلندمدت بازیابی کند.

برندهای موفق، با استفاده از مدل‌های هیبریدی و شراکت‌های انتخابی با مارکت‌پلیس‌های تخصصی، ثابت کرده‌اند که توازن پایدار دست‌یافتنی است. این توازن در گرو این است که برند همواره، هر تراکنش را به عنوان فرصتی برای تقویت رابطه مستقیم با مشتری و نه یک معامله صرف، تلقی کند. در نهایت، قدرت در دست کسی است که داده‌های مشتری نهایی را در اختیار دارد.

۴

اپ‌های کلیدی ۲۰۲۵ و تحول خرید سوپرمارکتی

بررسی نقش پرکاربردترین اپلیکیشن‌ها در فروش آنلاین

این مقاله روند تحول سوپرمارکت‌ها را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد اپلیکیشن‌های خرید، شخصی‌سازی، وفادارسازی و تحویل سریع، تجربه خرید را متحول کرده‌اند. آینده خرده‌فروشی به همگرایی فروشگاه فیزیکی و دیجیتال و استفاده هوشمند از داده‌ها برای شناخت بهتر مشتری وابسته است.

رابطه میان انسان و تکنولوژی، یک رابطه رفت و برگشتی است. انسان تکنولوژی را خلق می‌کند، سپس تکنولوژی بر رفتارها و عادات او تاثیر می‌گذارد و این چرخه تکرار می‌شود. امروزه تکنولوژی بخش حیاتی زندگی انسان‌ها، به‌ویژه نسل هزاره و Z است؛ کسانی که به طور متوسط روزانه هفت ساعت را صرف استفاده از گوشی‌های هوشمند خود می‌کنند و از سنین پایین در معرض تکنولوژی بودند و بر مدل ذهنی و انتظارات آنها به عنوان مصرف‌کننده تاثیر گذاشته است. اما تکنولوژی از طریق کدام کانال‌ها این کار را انجام می‌دهد؟ در ادامه به بررسی برخی از اپلیکیشن‌های حوزه خرید سوپرمارکتی و مواد غذایی می‌پردازیم که در سال ۲۰۲۵ بر رفتار مشتریان تاثیرگذار بوده‌اند.

TikTok ماشین تولید دستور غذا

تحقیقات نشان می‌دهد که تقریبا نیمی از نسل هزاره از دستورهای غذایی تکراری خسته شده‌اند و ۷۳ درصد از والدین نسل Z و هزاره به دنبال دستور پخت‌های جدید هستند. آنها اغلب برای فرار از یکنواختی به دنبال ایده‌های جدید می‌گردند و برای الهام گرفتن به تیک‌تاک و اینستاگرام روی می‌آورند. تیک‌تاک به دلیل اصالت ظاهری و قالب ویدیویی سرگرم‌کننده‌اش، توجه بسیاری از مشتریان را جلب کرده است.

محصولاتی که در دستورهای غذایی وایرال‌شده در تیک‌تاک دیده می‌شوند (مانند سالاد خیار یا پاستای فتا پخته‌شده)، طی چند روز، افزایش فروش تا ۳۰۰ درصد را تجربه می‌کنند و اغلب باعث کمبود موجودی می‌شوند.

Yuka راهنمای سلامت‌جویان

نسل Z گروه سلامت‌جویی است؛ به طوری که ۶۶٪ آنها از گجت‌های پوشیدنی استفاده می‌کنند و ۵۵٪ از خدمات پزشکی از راه دور برای نظارت بر سلامتی خود بهره می‌برند. همچنین، ۵۶٪ از این نسل، بیشتر از آنکه برای درمان‌های واکنشی هزینه کنند، صرف اقدامات پیشگیرانه بهداشتی می‌کنند. بخش قابل توجهی از مسیر پیشگیری آن‌ها، مصرف آگاهانه‌تر مواد غذایی از طریق درک تاثیر کلی آن‌ها بر بدن و سلامتی‌شان است.

یوکا با ارائه امتیاز بین ۰ تا ۱۰۰ و علامت‌گذاری مواد تشکیل‌دهنده مصنوعی و مضر در محصولات بسته‌بندی شده، شفافیت را در حوزه تغذیه وارد می‌کند. چهارده میلیون کاربر آمریکایی (با ۲۰ هزار دانلود جدید در روز) محصولات را در یوکا برای بررسی ایمنی مواد تشکیل‌دهنده اسکن می‌کنند؛ با توجه به اینکه ۸۵٪ از آن‌ها عادات خرید خود را بر اساس رتبه‌بندی‌های این اپلیکیشن تغییر می‌دهند، این امر نشان‌دهنده یک تغییر قابل توجه در تصمیمات خرید به دلیل وجود این برنامه است.

Too Good To Go نبرد علیه ضایعات غذایی

این روزها خرده‌فروشان با انتقادات فزاینده‌ای مواجه هستند؛ به دلیل اقداماتی مانند استانداردهای زیبایی‌شناختی سخت گیرانه و موجودی بیش از حد قفسه‌ها، که هر دوی این موارد منجر به افزایش ضایعات غذایی می‌شوند.

این اپ، افراد را از مازاد غذایی فروشگاه‌ها و رستوران‌ها مطلع ساخته و کاربران می‌توانند «کیف‌های سورپرایز» حاوی مواد غذایی که به تاریخ انقضای خود نزدیک شده‌اند را تا یک سوم قیمت اصلی خریداری کنند. این کار، ضایعات را کاهش داده، دسترسی به غذای مقرون‌به‌صرفه را نیز افزایش می‌دهد.

۵

تلخ و شیرین حضور برندها در مارکت‌پلیس‌ها

بررسی وضعیت حضور برند‌های مطرح دنیا در مارکت پلیس‌ها

حضور برندها در مارکت‌پلیس‌ها تنها یک کانال فروش نیست، بلکه بخشی از استراتژی رشد و برندسازی است. موفقیت این همکاری به ایجاد تعادل میان حفظ هویت و استقلال برند، کنترل تجربه مشتری و بهره‌گیری از ظرفیت گسترده مارکت‌پلیس برای افزایش فروش و دسترسی به مخاطبان وابسته است.

در راستای فعالیت برندها در مارکت‌پلیس‌ها، به دنبال آن بودیم که تجربه‌های برندهای بزرگ جهانی را در فضای آنلاین بررسی کنیم تا ببینیم کدام برند چه تجربه‌ای در این زمینه داشته است. برای همین از سه هوش مصنوعی محبوب، یعنی چت جی‌پی‌تی، گروک و جمینای خواستیم تا سه تجربه موفق و سه شکست از حضور برندها را گزارش بدهند که در ادامه، به تفصیل گزارش‌های آنها را بررسی می‌کنیم.

نایکی؛ نقطه مشترک هوش‌های مصنوعی در شکست و موفقیت

هر سه هوش مصنوعی به دو داستان مشترک درباره یک برند اشاره کردند و آن هم حضور ابر برند نایکی در مارکت‌پلیس‌ها بود که یک بار با شکست مواجه شد، اما نایکی «کام‌بک» زد و پس از مدتی با قدرت و تجربه بیشتر به این بازار بازگشت.

طبق آنچه هوش مصنوعی می‌گوید، ابتدای داستان به سال ۲۰۱۷ باز می‌گردد که نایکی تصمیم گرفت به صورت گزینشی در آمازون فعالیت کند. اما این برند خیلی زود با مشکلی به نام «کنترل تجربه برند» مواجه شد؛ زیرا فروشندگان زیادی بودند که محصولات اصل یا حتی تقلبی نایکی را با قیمت‌های پایین‌تر در همین مارکت‌پلیس ارائه می‌دادند و این «بازار خاکستری» باعث می‌شد محصولات نایکی در کنار محصولات تقلبی قرار بگیرد و برند، از این اتفاق اصلا خوشحال نبود زیرا تصویر برند را خدشه‌دار می‌کرد. 

nike-shop

اینگونه بود که در نوامبر سال ۲۰۱۹، نایکی اعلام کرد که «در راستای تمرکز بر روابط مستقیم با مشتری»، همکاری با آمازون را متوقف می‌کند. پس از خروج، فروش دیجیتال برند از طریق سایت رسمی و اپلیکیشن Nike Direct بیش از ۴۰ درصد رشد کرد.

اما نایکی که نمی‌خواست بازار بزرگ مارکت‌پلیس را از دست بدهد، با استراتژی جدید بازگشت و در کنار تلاش برای حذف فروشندگان محصولات تقلبی، در پی آن بود که مشکل اصلی خود با مارکت‌پلیس‌ها، یعنی «عدم دسترسی به دیتای خریداران» را حل کند. همچنین ایجاد تجربه خرید یکپارچه در مارکت‌پلیس و اپلیکیشن نایکی نیز توانست به این روند رو به رشد کمک کند؛ تا جایی که در سال ۲۰۲۵، سهم آمازون از فروش نایکی به ۱۵ درصد رسید، که به افزایش ۳۰ درصدی فروش جهانی کفش‌های ورزشی منجر شد.

پیشتاز بازار ایران

شیائومی دیگر برندی بود که دو هوش مصنوعی، دو داستان موفقیت آن در دو کشور متفاوت را بازگو کرد. چت جی‌پی‌تی درباره حضور این برند گوشی همراه در هند گفت و بدون اشاره به نام پلتفرم یا پلتفرم‌ها، گفت که شیائومی با استفاده از تکنیک «فلش‌سیل» (flash sale)، یعنی فروش تعداد یا زمان محدود یا با تخفیف بسیار زیاد و اطلاع‌رسانی گسترده پیش از شروع فروش، توانست به فروش بزرگی برسد. برای مثال، فقط در آگوست ۲۰۱۴، حدود ۲۰ هزار گوشی تلفن همراه مدل Mi۳ در هند فروخت.

xiaomi-shop

داستان موفقیت دوم شیائومی، به ایران و دیجی‌کالا بر می‌گردد که جمینای به آن اشاره کرده است. شیائومی برای کاهش هزینه‌های زیرساختی و تسخیر سریع سهم بازار، با عرضه طیف وسیعی از محصولات مقرون‌به‌صرفه و ایجاد یک توزیع کارآمد در کنار نمایندگان رسمی، سهم خود از بازار گوشی‌های هوشمند ایران را در یک بازه زمانی کوتاه، از کمتر از ۵ درصد به بیش از ۲۵ درصد افزایش یافت و آن را به یکی از سه برند برتر در این بازار تبدیل کرد.

عبور از دیوار چین

برند لوازم آرایشی لورئال، دیگر داستان موفقیتی است که هوش مصنوعی به آن اشاره می‌کند. این برند که یکی از پیشگامان حضور هوشمندانه در مارکت‌پلیس‌ها است، همکاری داده‌محوری را با آمازون و تی‌مال (شاخه محصولات لوکس علی بابا) داشته است. برای مثال در Singles’ Day یا Double ۱۱ چینی‌ها، که معادل بلک فرایدی است، لورئال طی یک همکاری مشترک، از داده‌های علی‌بابا و زیرساخت‌های لجستیکی آن کمک گرفت و در کنار اینفلوئنسر مارکتینگ محلی، کمپین‌های محتوایی و پیش‌سفارش را پیش برد. نتیجه، افزایش ۷۰ درصدی فروش آنلاین لورئال سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ بود.

داستان شکست

روی دوم سکه پیروزی، شکستی است که برندهای مختلف به دلایل متفاوت با آن روبرو شدند. اما نکته جالب اینجاست که دلیل مشترک بسیاری از برندها، وجود بازار خاکستری و حضور محصولات تقلبی در مارکت‌پلیس‌ها بود که به تصویر برند ضربه می‌زد و در مورد نایکی هم به آن اشاره شد. 

اجناس تقلبی و افول برند

طبق آنچه در چت جی‌پی‌تی آمده، در سال ۲۰۱۶ برند آلمانی بیرکن‌استاک، تولید کننده مشهور کفش و صندل خبر داد که عرضه محصولات خود از طریق آمازون را متوقف کرده و فروشندگان ثالث را نیز از فروش محصولات رسمی برند بر روی آمازون منع می‌کند؛ دلیل اصلی «افزایش قابل ملاحظه کالاهای تقلبی در پلتفرم» و «از بین رفتن اعتماد» اعلام شد. این تصمیم ابتدا برای بازار آمریکا اعلام شد و سپس در آمازون اروپا نیز محدودیت‌هایی ایجاد شد. بیرکن‌استاک در بیانیه‌ها و گزارش‌های خبری خود از «شکست آمازون در پیشگیری از فروش تقلبی» گلایه‌مند بود. اگرچه درباره «میزان فروش از دست‌رفته» یا «میزان کالاهای تقلبی» در آن بیانیه مشخصا عددی اعلام نشد، اما واکنش برند (خروج قطعی و الزام توزیع‌کنندگان رسمی به توقف فروش در آمازون) نشان‌دهنده زلزله مدیریتی برای برند بود.

همین اتفاق برای پاپ‌ساکتس، برند آمریکایی تولید کننده استند گوشی نیز رخ داد و در سال ۲۰۱۹ برای مدتی از آمازون خارج شد و حتی پرونده‌های حقوقی علیه فروشندگان تقلبی و شبکه‌های توزیع آنها اقامه کرد.

برند بوز (Bose) هم که تولید کننده هدفون‌ها و سیستم‌های صوتی بود در اواخر دهه ۲۰۱۰ میلادی فعالیت خود را بر روی آمازون آغاز کرد. در حقیقت، بوز از سال‌ها قبل تلاش می‌کرد تا با فروشندگان غیرمجاز محصولاتش در آمازون مبارزه کند، اما هرگز نتوانست کنترل قیمت را به طور کامل حفظ کند و در نهایت از آمازون خارج شد. دلیل این تصمیم، عدم توانایی در کنترل قیمت‌گذاری و فروش محصولات آن‌ها توسط آمازون یا فروشندگان شخص ثالث با تخفیف‌های سنگین بود که به کاهش حاشیه سود نمایندگان رسمی بوز و سردرگمی مشتری در مورد قیمت واقعی محصول منجر می‌شد. 

جای ما اینجا نیست

اما کالای تقلبی یا عدم نظارت بر قیمت گذاری، تنها دلایل شکست برندها نبوده و گاهی هم انتخاب مارکت‌پلیس اشتباه از سوی برند به این نتیجه منتهی شده است. تجربه بعدی هم با مشکل مخدوش شدن تصویر برند مواجه شده بود اما می‌توان اینطور دید که این اشتباه نه از سوی مارکت‌پلیس، بلکه از سوی خود برند رخ داده است. 

سوتو (Sotto)، برند کفش‌های چرمی دست‌ساز و لوکس، تا اواسط دهه ۲۰۱۰ میلادی بر روی مارکت‌پلیس ای‌بی (eBay) و سایر پلتفرم‌های حراجی فعال بود، اما آنها یک اشتباه استراتژیک داشتند که به تصویر برند ضربه‌ای سنگین زد. سوتو با هدف افزایش دسترسی، اجازه داد نمایندگان و فروشندگان ثانویه محصولاتش را در ای‌بی عرضه کنند. اما، ماهیت ای‌بی (که مبتنی بر حراج و کالای دست دوم است) با تصویر لوکس و انحصاری برند مغایرت داشت.

نتیجه آنکه حضور در این محیط باعث شد مشتریان، کفش‌های نو سوتو را در کنار کالاهای دست دوم ببینند که به تضعیف اعتبار برند و کاهش «ارزش درک‌شده» انجامید. این تضعیف به طور غیرمستقیم باعث شد فروشگاه‌های رسمی شاهد کاهش ۱۵ درصدی در فروش سالانه خود در بازار فیزیکی شوند. سوتو در نهایت تصمیم گرفت تمام محصولات خود را از پلتفرم‌های حراجی خارج کند.

marketplaces

جای تعجب دارد

در میان داستان‌هایی که هوش مصنوعی انتخاب کرد، سه داستان عجیب وجود دارد که مرورشان می‌تواند جالب باشد. در دو داستان، مقصر اصلی آمازون بود که حتی شاید به عمد، تجربه بدی برای برند ایجاد کرد و داستان سوم، داستان شکست برند خود مارکت‌پلیس بود.

طبق آنچه جمینای می‌گوید، سوئیفت تولز یک برند لوازم کوچک آشپزخانه با نوآوری خاص بود که موفقیت خوبی هم در آمازون کسب کرد؛ اما پس از مدتی این برند متوجه شد که آمازون با استفاده از داده‌های عملکردی آنها (مثلا آمار فروش روزانه حدود ۵۰۰ آیتم) یک محصول کاملا مشابه را با برند اختصاصی خود و با قیمتی حدود ۲۰ درصد کمتر عرضه می‌کند.

در حقیقت، در اینجا آمازون با خود برند در رقابت بود که رقابتی عادلانه هم نبود؛ زیرا آمازون داده‌های بسیاری داشت و اولویت الگوریتم خودش هم به حساب می‌آمد. تا جاییکه سوئیف تولز، ۶۰ درصد از سهم بازار خود را از دست داد و وقتی قیمت خود را کاهش داد و حاشیه سود را به زیر ۵ درصد هم برد، دیگر توجیه اقتصادی نداشت.

در داستان دیگر که گروک آن را بازگو کرده، با برند «تویز آرآس» (toysrus) آشنا می‌شویم که با آمازون یک همکاری استراتژیک داشت تا فروش آنلاین خود را مدیریت کند. در این توافق ۱۰ ساله، آمازون مسئول وبسایت این برند بود و تویز آرآس بین ۱۰ تا ۱۵ درصد کارمزد ارجاع دریافت می‌کرد. این شراکت برای تویز آرآس، که در فروش فیزیکی قوی بود، راهی برای ورود به ای‌کامرس بدون سرمایه‌گذاری سنگین به نظر می‌رسید. اما آمازون از داده‌های کاربران تویز آر آس برای تقویت الگوریتم خود استفاده کرد و رقابت را افزایش داد.

تا سال ۲۰۰۴، تنش‌ها بالا گرفت؛ آمازون توسط تویز آرآس به نقض قرارداد متهم شد (مانند فروش رقبا در سایت) و در سال ۲۰۰۵، تویز آرآس شکایت کرد و در ۲۰۰۶، آمازون با یک شکایت، پاسخ داد و قرارداد را فسخ کرد. تویز آرآس مجبور به راه‌اندازی سایت مستقل شد، اما سهم آنلاین آنها کمتر از ۵ درصد کل فروش ماند، در حالی که بازار ای‌کامرس اسباب‌بازی ۲۰ درصد رشد سالانه داشت. این شکست، در کنار بدهی ۵ میلیارد دلاری به اعلام ورشکستگی در سال ۲۰۱۸ منتهی شد: تمام ۷۰۰ فروشگاه بسته شد، ۳۳ هزار شغل از دست رفت و ارزش شرکت از ۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۵ به صفر رسید!

شکست مارکت‌پلیس

مارکت‌پلیس ای‌بی مدت‌ها بود که خود به یک برند تبدیل شده بود و بین غول‌های تکنولوژی آمریکا جا داشت. ولی آنها با همین تفکر و غرور به سراغ یک بازار بسیار بزرگ رفتند و با شکستی سنگین به خانه برگشتند. داستان به سال ۲۰۰۳ باز می‌گردد؛ زمانی که آنها EachNet، بزرگ‌ترین پلتفرم حراجی چین را به مبلغ ۱۸۰ میلیون دلار خریداری کردند. نکته مهم اینکه EachNet در آن زمان، ۸۵ تا ۹۰ درصد از بازار چین را در اختیار داشت. اما در همان زمان، تائوبائو (زیرمجموعه علی‌بابا) نیز به این بازار وارد شد و رقابت سنگینی شکل گرفت. رقابتی که ای‌بی با غرور وارد آن شد و بیش از ۱.۲ میلیارد دلار ضرر کرد. چرا؟ به این دلیل که تائوبائو با شناخت درست از فرهنگ چینی، مواردی همچون چت در لحظه و پرداخت موبایلی را از همان روزهای اول اضافه کرده بود، اما ای‌بی روی مدل غیر بومی خود اصرار می‌کرد. تنها سه سال زمان برد که سهم ۹۵ درصدی ای‌بی، به کمتر از ۰.۵ درصد رسید، آن هم در بازاری که درآمد بالقوه آن تا سال ۲۰۱۰ به ۱۰۰ میلیارد دلار رسید.

 

در پایان، موارد زیر، نکات مشترک بین هر سه هوش مصنوعی است که به عنوان دغدغه‌های برند برای فعالیت در مارکت‌پلیس مطرح کردند:

کنترل کانال و مالکیت داده: برندهایی که به‌سرعت داده مشتری، رفتار خرید و مسیرهای بازاریابی را به‌دست می‌آورند و می‌توانند از آن برای برنامه‌ریزی فروش مستقیم و بهینه‌سازی کمپین‌ها استفاده کنند، موفق‌تر بوده‌اند. در مقابل، برندهایی که کنترل را به‌طور کامل به مارکت‌پلیس واگذار کردند، با خطر «از دست رفتن ارتباط با مشتری» و وابستگی روبه‌رو شدند. 

محافظت از برند و مالکیت فکری: مشکل تقلب و فروشندگان غیرمجاز بزرگ‌ترین تهدید برای برندهای فیزیکی است. وقتی مارکت‌پلیس نتواند این مشکل را سریع حل کند، برندها ناچار به محدود کردن یا قطع همکاری می‌شوند. اعداد (هزینه‌های حقوقی، حجم پیش‌سفارش‌ها یا واحدهایی که به‌سرعت تمام می‌شوند) نشان می‌دهند که هزینه ناتوانی در حفاظت از برند خیلی بالاست.

استراتژی مناسب کانال: بعضی برندها از بازارها به‌عنوان کانالی برای سریع‌تر شدن نفوذ استفاده می‌کنند و سپس به فروش مستقیم بازمی‌گردند تا حاشیه سود و کنترل برند را افزایش دهند. نایکی نمونه‌ای است که تصمیم گرفت سهم فروش مستقیم را بزرگ کند و از آمازون فاصله گرفت، چون افزایش سهم فروش مستقیم (تا حدود سی درصد در یک بازه کوتاه) مزایای قابل‌توجهی داشت.

 

۶

تخفیف‌های وسوسه‌انگیز یا حفظ استقلال برند؟

سلطه بلامنازع مارکت‌پلیس‌ها بر بازار از دید بن مورو؛ معاون بخش آسیای جنوب شرقی شرکت لکسر

اینجا به بررسی این موضوع پرداخته‌ایم که تخفیف‌های مداوم اگرچه در کوتاه‌مدت فروش را افزایش می‌دهند، اما در بلندمدت می‌توانند به ارزش و هویت برند آسیب بزنند. برندهای موفق میان رشد فروش و حفظ جایگاه برند تعادل برقرار می‌کنند و به‌جای وابستگی به تخفیف، روی کیفیت، تجربه مشتری و وفاداری سرمایه‌گذاری می‌کنند.

امروزه خرید آنلاین با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است. برای مثال، در منطقه آسیای جنوب شرقی از هر پنج نفر، چهار نفر (حدود ۳۶۵ میلیون نفر) به صورت آنلاین خرید می کنند. اما این رشد سریع، چالش‌های جدیدی را برای برندها به همراه داشته است. از سال ۲۰۲۲، محبوبیت بازارهای آنلاین مانند آمازون به شدت افزایش یافته است. آمارها نشان می‌دهد که ۷۰ درصد از مشتریان معتقدند بازار آنلاین، راحت‌ترین مسیر خرید هستند. در حقیقت، مارکت‌پلیس‌ها در حال تصاحب جایگاه فروشگاه‌های اختصاصی برندها هستند؛ به طوری که ۴۲ درصد از خریدهای آنلاین در سطح جهانی و ۷۵ درصد از خریدهای آنلاین در آسیای جنوب شرقی در این پلتفرم‌ها انجام می‌شود.

اگرچه این بازارها فرصت خوبی برای دیده شدن برندهای جدید، ورود به بازارهای بین‌المللی و فروش سریع موجودی با تخفیف فراهم می‌کنند، اما یک نقص بزرگ نیز دارند: خرده‌فروشان بر «تجربه مشتری» خود کنترل بسیار کمی دارند.

از دست رفتن داده‌ها؛ بزرگ‌ترین تهدید برای برند

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که ۴۴ درصد از برندها بزرگ‌ترین چالش خود را رقابت شدید بر سر قیمت و نداشتن کنترل بر تجربه مشتری در این پلتفرم‌ها می‌دانند. وقتی برندی در یک مارکت‌پلیس می‌فروشد:

  • فرصت ایجاد رابطه مستقیم با مشتری را فدای دیده شدن می‌کند.
  • دسترسی به داده‌های ارزشمند مشتری را از دست می‌دهد؛ داده‌هایی که برای متمایز کردن برند در بازار حیاتی هستند.

نبرد بر سر مالکیت مشتری

در واقع، مشتری که از مارکت‌پلیس خرید می‌کند، مشتری آن پلتفرم محسوب می‌شود و نه مشتری برند شما. اگر یک برند تمام فعالیت خود را به این بازارها محدود کند، دیدگاهی درست و جامعی از از رفتار مشتریان خود نخواهد داشت.

اهمیت ارتباط انسانی و خرید چندکاناله

پاندمی باعث شد که خرید چند کاناله (Omnichannel) و آنلاین رشد بیشتری پیدا کنند و توازنی میان خرید آنلاین و حضوری به وجود بیاید. اما از سوی دیگر، مارکت‌پلیس‌ها معمولا به سختی داده‌های مشتری را به برند ارائه می‌دهند و در نتیجه برند نمی‌تواند به خوبی یک تجربه خرید مشترک را بین همه کانال‌های فروش خود ایجاد کند.

البته برندهای موفقی مانند Love, Bonito با ترکیب هوشمندانه فضای آنلاین و آفلاین از این خطر دور شده‌اند. مدیران این برند معتقدند که مشتریان علاوه بر راحتی، به دنبال ارتباط انسانی و حس تعلق به یک جامعه نیز هستند.

چالش‌های عملیاتی در بازارهای آنلاین

فروش در مارکت‌پلیس‌ها مثل یک مسابقه دوی سرعت است؛ سریع راه می‌افتید اما استقلال کمی دارید. برخی از مشکلات اصلی عبارتند از:

  • عدم کنترل بر قیمت و زمان‌بندی: برندها مجبورند با قوانین و دوره‌های حراج پلتفرم هماهنگ شوند.
  • خطر اتمام موجودی: تخفیف‌های ناگهانی باعث جهش فروش و اتمام موجودی می‌شود که می‌تواند رتبه برند را در پلتفرم کاهش دهد.
  • فقدان ارتباط مستقیم: راهی برای گفتگوی مستقیم با مشتری وجود ندارد و نارضایتی‌ها معمولا به شکل عمومی در بخش نظرات منتشر می‌شود.

 اهمیت داشتن حق انتخاب

تجارت الکترونیک در جنوب شرقی آسیا در حال رشد است و ۹ درصد از کل خرده‌فروشی را شامل می‌شود (در مقایسه با ۱۹ درصد در آمریکا). اگرچه حضور در مارکت‌پلیس‌ها برای دیده شدن و مقایسه محصولات توسط مشتری جذاب به نظر می‌رسد، اما هرچه وابستگی شما به آن‌ها عمیق‌تر شود، استقلال شما کمتر خواهد شد.

فراموش نکنید که روابط شما با مشتریانتان دارایی اصلی شماست. طبق گفته فردریک رایخلهلد (مبدع NPS)، تنها ۵ درصد افزایش در نرخ حفظ مشتری، می‌تواند سود شما را بین ۲۵ تا ۹۵ درصد افزایش دهد. بنابراین، خرده‌فروشان باید از ابتدا با یک استراتژی توزیع متنوع وارد عمل شوند تا بتوانند در کنار استفاده از پتانسیل مارکت‌پلیس‌ها، روابط مستقیم و استراتژیک خود را با مشتریان حفظ کنند. 

۷

بازار آفلاین جلوی ما را می‌گیرد

گفتگو با محمد ادب‌زاده، مدیر مارکتینگ برند تسکو

محمد ادب‌زاده مدیر مارکتینگ برند تسکو از تقابل بازار آفلاین و آنلاین در گفت و گو با مارکیتومگ می‌گوید. جایی که تسکو توانسته با گسترش فعالیت خود به موفقیت‌‌های بسیاری دست پیدا کند.

بیش از دو دهه است که خود را به عنوان یک برند معتبر در بازار لوازم جانبی تکنولوژی جا انداخته. در بازاری که فقط محصولات خارجی تنها رقیب آنها نیستند و محصولات تقلبی، بخش بزرگی از بازار را گرفته‌اند. اما با همه اینها، یک برند ایرانی توانسته خود را در میان برندهای برتر قرار بدهد و تقریبا کمتر کسی است که نام «تسکو» را نشنیده باشد. اما تسکو با وجود ثبات در بازار آفلاین و ایجاد یک شبکه فروش، توزیع و گارانتی مویرگی در اکثر شهرهای بزرگ، نتوانست از پتانسیل‌های بازار آنلاین چشم‌پوشی کند و یکی از اولین برندهای بزرگ ایرانی بود که تصمیم گرفت وارد بازار ای‌کامرس بشود و با حدود هفت سال تجربه در این بازار، یکی از باتجربه‌ها در تعامل مستقیم و غیر مستقیم با مارکت‌پلیس‌ها به حساب می‌آید. به همین بهانه، گفتگویی با محمد ادب‌زاده، مدیر مارکتینگ این برند داشتیم و از او درباره تجربه‌های مثبت و منفی حضور در مارکت‌پلیس، میزان درآمد از بازار آنلاین و معیارهای آنها برای انتخاب با مارکت‌پلیس پرسیدیم که در ادامه می‌خوانید.

با معرفی خودتان و مجموعه تسکو شروع کنیم

محمد ادب زاده: من محمد ادب‌زاده هستم؛ مدیر مارکتینگ برند تسکو. این برند یکی از قدیمی‌ترین تولیدکننده‌های محصولات جانبی کامپیوتر، موبایل و صوتی تصویری در ایران است. از حدود سال ۱۳۸۱ زمزمه‌های تاسیس این مجموعه شکل گرفته و در ۹ سال اول، بیشتر وارد کننده بوده و تقریبا از دهه دوم تشکیل این مجموعه، شروع به تولید محصولات متنوع جانبی کامپیوتر کرده است. امروز که با هم صحبت می‌کنیم، بالغ بر ۲۴ گروه مختلف تولید و تامین لوازم جانبی کامپیوتر، موبایل و صوتی تصویری در این مجموعه فعال است.

درباره سابقه فعالیت تسکو در بازار آنلاین و مارکت‌پلیس‌ها کمی توضیح دهید

کالاهای تولیدی و عرضه شده در فضای بازار کامپیوتر، مبتنی بر تکنولوژی بودند و هستند. در اصل این بازار زمانی شکل گرفته که نیاز به تکنولوژی به وجود آمده و شیب و شدت پیدا کرده و ما هم بر اساس خواسته‌های این بازار حرکت کردیم. در حقیقت برند تسکو با سابقه بیست و چند سال حضور در بازار، مراحل مختلف شکل‌گیری، حضور و بلوغ مارکت‌پلیس‌ها را دیده و تجربه کرده است. گاهی همراه این بازار بوده، گاهی با آنها رشد کرده، گاهی به رشد آنها کمک کرده و گاهی هم از آنها استفاده کرده است. 

در بازار قطعات کامپیوتر خواسته‌ها به صورت تصاعدی رشد کرده و به تبع آن، توانایی‌ها هم تصاعدی رشد کرده است. اعتقاد دارم که به دلیل خلق بازار آنلاین و سرعت رشد ای‌کامرس، بسیاری از مجموعه‌ها مجبور شدند انتظارات و نگاهشان نسبت به بازار آینده را باز تعریف کنند و حتی زمانبندی خود را هم تغییر دادند.

ما هم از حدود سال ۱۳۹۷ وارد این بازار شدیم. در آن زمان، ورود به بازار آنلاین به این راحتی و سهولت نبود و کمتر از آن استقبال می‌شد و انتخاب‌ها هم آنقدرها زیاد نبود. بازخورد گرفتن خیلی پیچیده‌تر بود. اما در همین زمان کوتاه، تنوع و تعدد مارکت‌پلیس‌ها بیشتر شد و روند تصاعدی بسیار خوبی داشت. تاجاییکه در همین دو تا سه سال گذشته، بازار آنلاین دو تا سه برابر رشد کرده و خب این عدد، بسیار بزرگ است.

در آن زمان چه هدفی داشتید؟

هدفمان این بود که بر اساس کیفیت و قیمت مناسبی که داریم، بتوانیم به سمت ارائه گسترده‌تر کالا و گسترش بازار حرکت کنیم و هدف دیگر، بررسی نظرات و بازخورد گرفتن از مخاطب و استفاده از این بازخوردها در تغییر یا تولید محصولات بود.

یکی از سیاست‌های برند تسکو، همیشه مخاطب بوده و فرهنگ داخلی شرکت همیشه این بوده که با تمام سختی‌ها، بتوانیم کیفیت مناسب باقیمت‌های جذابتری داشته باشیم.

بین فعالیت در مارکت‌پلیس و فروش مستقیم، چه چیزی در مارکت‌پلیس برای شما جذاب بوده؟

اولین جذابیت در حضور در مارکت‌پلیس‌ها، دیده شدن است. این پلتفرم‌ها، نسبت به دیگر شکل‌ها و فرم‌های تبلیغاتی، باعث ایجاد یک فضای کم هزینه و بسیار پربازدید برای برند می‌شود. این شاید اولین امتیاز یا اولین نگاه است که بیشتر از بحث فروش، بحث برندینگ و آگاهی از برند را برای ما مهم می‌کند. در مجموع، اولین اتفاقی که در مارکت‌پلیس برای برند رخ می‌دهد، دیده شدن است.
این پتانسیل برای دیده شدن باعث می‌شود خیلی از برندها به سمت حضور و فعالیت در مارکت‌پلیس‌ها حرکت کنند. 

قسمت بعدی، دیتایی است که می‌توانیم از مشتری بگیریم. اینکه خیلی سریع یک سری خواسته‌ها و نیازها و بازخوردها نسبت به کالا، نسبت به برند و حتی نسبت به نگاه مخاطب درباره بازاری که در آن فعال هستید را جمع آوری کرده، تصمیم‌گیری کنید و واکنش نشان بدهید. این فرایند بازخورد، تصمیم و واکنش در فضای آنلاین با سرعت بسیار بیشتری انجام می‌شود. 

امتیاز بعدی مارکت‌پلیس، گستردگی جغرافیایی آن است. البته برند تسکو در سراسر کشور نماینده داشته، قابلیت توزیع بسیار خوب مویرگی دارد و می‌توانم بگویم که تقریبا در تمام استان‌ها حضور فعال داریم و خدمات گارانتی بسیار خوبی هم ارائه می‌دهیم. ولی با اینحال وقتی می‌توان به واسطه مارکت‌پلیس، حضور برند و کالا را حتی در یک روستای دور افتاده ممکن بسازید، چرا استفاده نکنیم. در حقیقت، جریان لجستیکی یا انبارش کالا که بسیاری از ماکت پلیس‌ها نقریبا حل کرده‌اند هم، جزو امتیازات فعالیت در مارکت‌پلیس به حساب می‌آید.

به آگاهی برند اشاره کردید. این ویژگی تا چه اندازه نفوذ دارد و چه صرفه اقتصادی دارد؟

خب ببینید در یک فضای پر از بازدید و پر مخاطب به نام مارکت‌پلیس، به ساده‌ترین حالت ممکن، با یک برنامه‌ریزی مناسب تبلیغاتی، با یک حرکت سنجیده شده و گاها حتی با هزینه‌های کمتر نسبت به دیگر روش‌های تبلیغاتی، می‌توان به آگاهی بسیار خوبی رسید و دلیلی ندارد که من برند، از چنین فضایی استقبال نکنم.

با توجه به قدمت شما در مارکت‌پلیس‌ها، می‌خواهم بدانم استراتژی‌های شما برای فعالیت در بازار آنلاین چه بوده؟

ببینید حضور در فضای مارکت‌پلیس باعث می‌شود شما یک بازار نمایشی خیلی خوب داشته باشید و همزمان تنوع فروش هم برای شما به وجود می‌آید. ما یکی از متنوع‌ترین سبدهای کالایی را داریم و ممکن است کالایی را داشته باشیم در بازه قیمتی پایین‌تر، اما با عرضه بیشتر باشد. کالاهایی هم داریم که لوکس و گران‌قیمت به حساب می‌آید. پس محصولات تسکو با تنوع خریدار مواجه است و به همین دلیل، برنامه ما برای حضور در مارکت‌پلیس‌ها، متنوع می‌شود.

می‌شود گفت که استراتژی ما در بازار آنلاین مبتنی بر مشتری مداری، کیفیت بالا و قیمت مناسب است. به همین دلیل، همیشه سعی می‌کنیم الویت اولمان، یعنی مشتری را در نظر بگیریم، در کیفیت و تنوع کالا نوآوری داشته باشیم و هوشمندانه قیمت‌گذاری کنیم.

تنوع کالایی و تلاش برای دریافت بازخورد در مورد کیفیت، قیمت یا تنوع محصولات باعث می‌شود تقریبا همیشه در همه پلتفرم‌ها حاضر باشیم و در بسیاری از مارکت‌پلیس‌ها کالاهای متنوع را لیست کنیم و تصاویر گویا و اطلاعات کاملی از کالا ارائه کنیم، تبلیغات با قاعده و تارگت‌محور را داشته باشیم، بازخوردها و نظرات را بررسی و نسبت به آنها واکنش‌های مناسب نشان بدهیم. تجربه‌های زیادی در فروش‌های خاص با تخفیف و فلش سلز داریم و در کل، با توجه به ساختاری که می‌خواستیم، استراتژی‌های متنوعی را پیش بردیم. 

حتی می‌توانم بگویم که با توجه به شرایط بازار و موضوعاتی که در لحظه روی بازار تاثیر گذاشته، پیش آمده که همکاری خیلی نزدیکی با مارکت‌پلیس‌ها داشته باشیم و تنوع کالایی بسیار بالایی ارائه داده باشیم و گاهی هم پیش آمده که سرعت و تنوع کالا را کم کردیم و به سراغ کالاهای خاصی رفته‌ایم. تمام این تنوع در عرضه و استراتژی را داشته‌ایم.  

اینکه بگویم همیشه یک برنامه جامع داشته‌ایم و همواره به آن پایبند بوده‌ایم، جوابم منفی است. همیشه به نسبت نیاز بازارمان، نگاهمان هم به مارکت‌پلیس تغییر کرده است. تجربه‌های مثبت و منفی هم داشته‌ایم و حتی به دلیل عرضه کالا و تنوع بالا کالایی، دو دوره منتخب دیجیکالا بودیم. مارکت‌پلیس دیگری هم بوده که تنها سه ماه با آنها همکاری کردیم و با وجود فروش خوبی که داشتیم، همکاری را قطع کردیم چون سیاست و آن مارکت پلیس متفاوت بود.

در حقیقت، تنوع کالایی، شرایط فروش، شرایط بازار و نوساناتی که وجود دارد باعث می‌شود سنجش کنیم که چه جریانی را می‌خواهیم پیش ببریم و به چه صورت می‌خواهیم کار کنیم. اما حضور در مارکت‌پلیس‌ها قطعا برای ما معنایی متفاوت داشته و برایمان ارزشمند است.

چه معیارهایی برای انتخاب مارکت‌پلیس و استراتژی دارید؟

یکی از اصلی ترین معیارها، «اطلاعات» است. وقتی یک کالا را عرضه می‌کنید، هرچقدر آن مارکت‌پلیس بتواند دیتای شفاف‌تری بدهد، دست کم برای تیم مارکتینگ اهمیت بیشتری دارد. من یک دیتای شفاف می‌خواهم و اینکه بتوانم بازخوردهایم را به راحتی و به صورت جامع در اختیار بگیرم و در کل نسبت به اتفاقات و حواشی که کالای من دارد، دیتا جمع کنم تا بتوانم آنها را تحلیل کنم. 

نکته دیگر اینکه مارکت‌پلیس باید گستره مخاطبان خیلی خوبی داشته باشد و تعداد اعضای یک مارکت‌پلیس که خرید ماهانه یا سالانه دارند و نسبت به فراخوان‌ها و دعوت‌های آن مارکت‌پلیس واکنش نشان می‌دهند، برای ما اهمیت دارد و از معیارهای مهم ماست.

رفتار و ارائه خدمات تبلیغاتی در خود آن مارکت‌پلیس هم معیار تاثیرگذاری است. اینکه من بدانم می‌توانم از چه فضاهایی چه استفاده‌هایی کنم، اینکه بازخوردهایی که می‌گیرم تا چه اندازه درست است و نسبت حرکت تبلیغاتی و فروش من در توانایی تشخیص ROI، در انتخاب مارکت‌پلیس برای من تاثیرگذار است.

همچنین روند حضور در بازار و توانایی تغییر سایز و گستره فروش در آینده نیز می تواند از امتیازات یک مارکت پلیس باشد. درکنار همه این موارد اعتماد مشتریان به خدمات یک مارکت پلیس امتیازی ویژه به حساب می آید. تفاوت در نحوه تعاملات مالی نیز در انتخاب مارکت پلیس ها اهمیت دارد.

برای مثال، در بلک فرایدی که به تازگی پشت سر گذاشتیم، ما با مارکت‌پلیس‌های مختلفی کار کردیم و تجربه سال‌های قبل را هم داشتیم. نام نمی‌برم، ولی مارکت‌پلیسی بوده که دیتای بسیار خوب، مشخص و واضحی بر اساس نیازهایمان به ما ارائه داده. مارکت‌پلیسی هم بوده که دیتاهای کلی، نامفهوم و گنگ به ما داده‌اند و خواسته‌های ما را برآورد نکرده‌اند. خب این تجربه‌ها در انتخاب‌های بعدی ما برای تبلیغات و تنوع کالایی که در هر مارکت‌پلیس ارائه می‌دهیم تاثیر می‌گذارد.

بازار محصولات شما در فضای آنلاین چقدر است و چند درصد آن در اختیار شماست؟

اینجا از آن جاهایی است که عدد گفتن درباره آن سخت است. ما به صورت مستقل تحقیقات خاصی درباره اندازه این بازار انجام نداده‌ایم چون دیتاهای لازم را نداریم. اما گزارش‌هایی که توسط دیگر موسسه‌ها انجام شده، نشان می‌دهد که اندازه بازار آنلاین در بازاری که ما در آن فعال هستیم، چیزی حدود سه تا چهار میلیارد دلار است. با توجه به بازار خودمان و شناختی که از بازار داریم و روند حرکتی ما، تسکو می‌تواند بگوید حدود ده تا پانزده درصد این بازار را در اختیار دارد ( اعداد کاملا نسبی است و صرفا با داده‌های نموداری بازار همخوانی دارد).

چند درصد از درآمد شما از فضای آنلاین تامین می‌شود؟

می‌توانم بگویم نسبت فروش آنلاین ما از بازار آفلاینی که داریم، از انتظارات ما پایین‌تر است. ما توقع داشتیم بیشتر از ۳۵ درصد از درآمدمان از آنلاین باشد اما الان حدود ۲۵ درصد از درآمد ما از طریق فروش آنلاین تامین می‌شود. دلیلش هم حضور گسترده این برند در بازار آفلاین در سال‌های گذشته و شبکه توزیع B۲B و B۲C است و این ساختار از قبل در شرکت نهادینه شده و به نسبت این بازار، حضور ما در بازار آنلاین یک فعالیت نوین به حساب می‌آید.

یعنی ساختار آفلاین شما آنقدر قدرتمند است که نمی‌توانید آن را شکست بدهید؟

کاملا درست است. نکته اینجاست که برند تسکو از لحاظ تنوع محصول و از لحاظ گستره ارائه در بازار آفلاین، یکی از برندهای بی‌رقیب ایران است و در این مورد مدعی هستیم.

و الان چه استراتژی در بازار آنلاین دارید و اگر به هر دلیلی دیگر نتوانید در مارکت‌پلیس فعالیت کنید، چه برنامه‌ای دارید؟

می‌توانم بگویم که ما تقریبا به هر طریقی که بتوانیم سعی می‌کنیم بازار آنلاین خودمان را حمایت کنیم و در کنار فعالیت گسترده در مارکت‌پلیس، فضای موازی با آن را هم داریم پیش می‌بریم. به هر حال اگر میزان خدماتی که مارکت‌پلیس به ما می‌دهد و عوامل تاثیرگذار روی فروش، از جمله کمیسیون و تسویه حساب مالی، روندهای عرضه و ارسال یا خدمات پس از فروش یا مسائل فنی، نتواند آن خواسته‌های ما را برآورده کند، می‌خواهیم حتما یک پلن B داشته باشیم. برای همین سعی می‌کنیم در بازارهای موازی آنلاین هم باشیم و برنامه‌هایی داریم که ممکن است در آینده روی حضور ما در مارکت‌پلیس‌ها تاثیر بگذارد و قطعا بر روی بازار آنلاین فارغ از مارکت‌پلیس هم تاثیر می‌گذارد.
ما به فروش از طریق سایت و پلتفرم های خودمان فکر می کنیم، برنامه‌های متنوع فروش خاص، برنامه‌ریزی برای انجام دیجیتال مارکتینگ هدفمند با استفاده از اینفلوئنسرها و حرکت در سوشال‌مدیا از دیگر برنامه‌های ماست. برنامه‌ریزی دقیق در سئو و ارائه محتوا تخصصی محصولات را هم به صورت مستمر انجام می‌دهیم؛ همکاری‌های متنوع در فروش آفلاین و تقویت خطوط فروش به صورت B۲B و B۲C نیز با قوت ادامه دارد. به همین دلیل با مجموعه‌های مختلفی همکاری می‌کنیم و تبلیغات مختلفی در فضای آنلاین  و آفلاین انجام می‌دهیم.

با تجربه ۷ سال حضور آنلاین، چه دغدغه‌هایی در ز مان ورود داشتید؟

مساله دیتا گرفتن همیشه برای ما مهم بوده و هست؛ اما برخی دغدغه‌های آن زمان لزوما به مارکت‌پلیس بازنمی‌گشت. در بازاری که ما در آن فعال هستیم، همین عرضه کالای ایرانی و پذیرفته شدن آن، دغدغه بود. اینکه شما به عنوان یک برند ایرانی در کنار چندین برند مختلف قرار بگیرید که حتی وارد شدن برخی از آنها چندان قانونی نبود و یا اینکه برخی از محصولات، به ظاهر خارجی بودند، باعث می‌شد کار برای ما سخت باشد. زیرا این نگرانی را داشتیم که کالای ما در چنین فضایی پذیرفته شود و رشد فروش و تقاضا، جزو دغدغه‌های ابتدایی ما بود.

بعد از عرضه کالاهایمان و گرفتن بازخورد و اینکه بسیاری دیدند که یک برند ایرانی آن هم در بازار تکنولوژی پذیرفته شده است، برای ما بسیار جذاب بود و بخشی از دغدغه‌های ما را از بین برد.

گسترش بازار در نقاط مختلف کشور از شهرستان‌ها تا روستاهای دور، مشکلات ارسال در گستره کشور، بازگشت پول و روش‌های پرداخت مستقیم نیز از دیگر نگرانی‌های ما بودو در مجموع می‌توانم بگویم دغدغه‌های قدیم ما تقریبا رفع شده‌اند.

اما هرچه جلوتر می‌رویم و با بزرگ شدن بازار، تعدد مخاطب، توان عرضه و تنوع کالایی که داریم، مسئولیتمان را بیشتر می‌کند. اگر بخواهم دغدغه‌های امروزمان بگویم، باید به میزان دیتایی که مارکت‌پلیس به ما می‌دهد، فرایندهای مالی و کمیسیون آن پلتفرم و میزان تاثیرگذاری لجستیک آن مارکت‌پلیس اشاره کرد.

الان روی مارکت‌پلیس فروش مستقیم دارید؟

در دیجیکالا فروش مستقیم داریم ولی هدفمان بیشتر بررسی قیمت است. اما در سایر مارکت‌پلیس‌ها به صورت رسمی حضور نداریم و توسط نماینده‌ها فروش داریم.

در قیمت‌گذاری و تقابل با کالاهای فیک چه مشکلاتی دارید؟  

سرعت عرضه کالا در مارکت‌پلیس‌ها یک تیغ دو لبه است و از جنبه‌هایی کار را آسان می‌کند و بعضی جاها کار سخت می‌شود. جنبه راحت این است که با ساختارهای نرم‌افزاری موجود در مارکت‌پلیس‌ها، می‌توانیم به نسبت نوع عرضه و اتفاقات بیرونی، قیمت را تغییر بدهیم. جنبه سخت داستان این است که عرضه آنلاین ما در مارکت‌پلیس‌های دیگر و عرضه آفلاین و قیمت نهایی تمام شده در آن بازار، می‌تواند قیمت‌گذاری را سخت کند.  

اما دسته‌بندی و نگهداری قیمت بر اساس یک نرم مشخص، تجربه‌ای است که در بازار آفلاین داشتیم. اینکه بتوانیم این تجربه را در بازار آنلاین هم پیاده کنیم، به بررسی‌های لحظه‌ای توسط مدیران و تیم فروش نیاز دارد. این بررسی‌ها تا حدی به گزارش‌هایی وابسته است که مارکت‌پلیس به ما می‌دهد و برای همین هم دیتا گرفتن از مارکت‌پلیس، یکی از معیارهای مهم ماست.

همینطور می‌توانیم از سرویس‌هایی استفاده کنیم که قیمت را به نسبت کلیت بازار به ما پیشنهاد می‌دهند که قبلا هم تجربه همکاری با مجموعه‌های اینچنینی را داشتیم و در صورت لزوم می‌توانیم با این شیوه هم پیش برویم. ساختار عرضه و تقاضا قطعا تاثیرگذار است اما نکته اینجاست که بخش عمده بازار ما، بازار آفلاین است و ما می‌توانیم گاهی کمپین‌های تخفیفی داشته باشیم؛ اما حفظ یکنواختی قیمت در عرضه، پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد.

در صورتی که شرایط بازار آفلاین و آنلاین برابر و ایده‌آل باشد، تسکو کدام بازار را ترجیح می‌دهد؟

ببینید ما نمایندگان انحصاری خاصی در سراسر کشور داریم که نسبت به آنها متعهدیم و اگر بخواهیم آنلاین را اولویت بگذاریم، شرایط برای ما و آنها پیچیده می‌شود. اما از سوی دیگر، چه کسی می‌تواند روی نکات مثبت بازار آنلاین چشم‌پوشی کند؟ فروش راحت‌تر با بازگشت مالی بیشتر، شرایط لجستیک آسان‌تر، رضایت بیشتر هم برای من تولید کننده و هم برای مخاطب و مصرف کننده، اتفاقات مثبتی است که در فضای ای‌کامرس رخ می‌دهد. 

نحوه برخورد با شما به عنوان برند بزرگ، با دیگر عرضه‌کننده‌ها چه تفاوتی دارد؟

من با برندهای مختلف کوچک، متوسط، بزرگ و خیلی بزرگ مثل تسکو با مارکت‌پلیس‌ها تعامل داشته‌ام و نوع برخورد مارکت‌پلیس، به نسبت میزان بزرگی آن مجموعه و حتی به نسبت نوع کالا متفاوت است. 

در رابطه با برند تسکو، با توجه به تنوع بالای کالا و توانایی تامین ما (که معیار بسیار مهمی است) و وجود کالاهای یکسان با قیمت‌های مختلف، باعث می‌شود مارکت‌پلیس پیشنهادهای بهتری نسبت به بقیه به ما بدهند یا اینکه پیشنهادهای ما را راحت‌تر می‌پذیرند و بر اساس مذاکره خوب، می‌توانیم به توافق‌های خوبی برسیم. چون حضور کالای مفید و پر مخاطب در یک فضای پر مخاطب، باعث رشد هر دو مجموعه می‌شود. 

اما در برخورد برندها یا شرکت‌های کوچک‌تر، خب مارکت‌پلیس‌ها سخت‌گیری‌های خاص خود را دارند که در همان موارد هم، شرکت‌هایی هستند که با وجود کوچک بودن، کالای خاصی را عرضه می‌کند که باعث می‌شود مارکت‌پلیس برای آنها استثنا قائل شود و مورد توجه مارکت‌پلیس باشد.

یعنی قائل هستید که بین شما و بقیه باید تفاوت باشد؟

مسلما این تفاوت هست! چه من بخواهم چه نخواهم. به این دلیل که من تامین کننده بزرگ‌تری هستم و یک تامین کننده کوچک، حتی اگر شرایط یکسان با من داشته باشد، نمی‌تواند به اندازه من خریداران را تامین کند و در نهایت، به نارضایتی خریدار از مارکت‌پلیس منتهی می‌شود.

از طرف دیگر، وقتی برند بزرگی مثل تسکو در یک مارکت‌پلیس بهتر دیده شود، به بزرگ شدن آن بازار کمک می‌کند و نفع این بزرگی به تامین کننده کوچک هم می‌رسد.

اینکه یک مارکت‌پلیس به تامین کننده‌های دیگر (و کوچک) چه خدماتی ارائه می‌دهد، روی تصمیم گیری شما تاثیر دارد؟

نگاه ما به مارکت‌پلیس و هدف ما برای تعامل با آنها، معمولا برای ایجاد بازار بزرگ‌تر، کسب مشتری بیشتر و اعتمادسازی نسبت به برند است؛ خواه در آن مارکت‌پلیس حضور مستقیم داشته باشیم، خواه نماینده‌های ما در آن مارکت‌پلیس فعال باشند. از طرفی هم، توسعه دادن بازار باعث می‌شود محیط قابل فعالیت بیشتری داشته باشیم. هرچقدر بتوانیم این بازار را گسترش بدهیم، ما هم کیک بزرگ‌تری به دست می‌آوریم و با توجه به تنوع کالایی که داریم می‌توانیم این فضا را جذاب‌تر کنیم. بنابراین، تعامل مارکت‌پلیس با دیگران چندان برای ما اهمیتی ندارد.

در مقایسه بازار آفلاین و آنلاین و دو تا سه برابر شدن بازار آنلاین، به نظرتان بازار آنلاین سهمی از بازار آفلاین گرفته یا این اتفاق به دلیل بزرگ شدن بازار رخ داده؟

در تعریف لحظه‌ای می‌توان این را گفت که بخشی از بازار آفلاین گرفته، اما در حقیقت اینطور نیست. در اصل، فروش روی بازار آنلاین و در مارکت‌پلیس‌ها باعث شده حتی بازار آفلاین هم گسترده‌تر بشود. بنابراین نگاه ما این نیست که داریم بخشی از بازار آفلاین خودمان را از دست می‌دهیم و این را در بازار آنلاین داریم. نه اینطور نیست.

۸

مارکت‌ پلیس باید به من خدمات بدهد

گفتگو با امیرمسعود وکیل، معاون فروش مجموعه لابراتوارهای داروهای گیاهی طبیعت زنده

امیرمسعود وکیل معاون فروش مجموعه لابراتوارهای داروهای گیاهی طبیعت زنده معتقد است رشد فروش آنلاین به بهبود زیرساخت، افزایش اعتماد مشتری و تجربه خرید بهتر وابسته است. او می‌گوید مارکت‌پلیس‌ها باید برای برندهای معتبر، متناسب با ارزش و اعتبارشان، شرایط همکاری و خدمات متفاوتی در نظر بگیرند تا همکاری بلندمدت و سودآور برای هر دو طرف شکل بگیرد.

در رویداد بازارگان دیجی‌کالا که چندی پیش برگزار شد، فرصتی پیش آمد تا با یکی از برندهای خوشنام بازار آشنا شویم که در بازار آنلاین به صورت مستقیم فعالیت ندارد. امیرمسعود وکیل، معاون فروش برند طبیعت، تولید کننده برندهای «سینره»، «این لی» و «درماکلین» در این گفتگو به نکته مهمی‌ اشاره کرد که شاید می‌‌تواند حلقه گم شده بین مارکت‌پلیس و برند باشد. اینکه چه تعاملی باید میان مارکت‌پلیس و برند باشد؟ خود مارکت‌پلیس به عنوان یک برند معتبر، چه تعاملی باید با برندهای بزرگ داشته باشد؟ این دو، چگونه می‌‌توانند به یک همکاری بلند مدت برسند و آیا خرده فروشی، در ابعاد بزرگ، باعث حذف فروشندگان کوچک می‌‌شود؟ اگر چنین است، چه سودی دارد؟

فرایند حضور مستقیم برندها در خرده فروشی آنلاین کند است. چرا؟

اگر بخواهیم زیرساختی ببینیم، مشکل اول، اینترنت است. این کندی سرعت و نداشتن زیرساخت‌های درست، باعث می‌شود در کوچکترین بحران‌ها، اولین چیزی که به چالش کشیده شود، اینترنت باشد. در حقیقت چیزی که در تمام دنیا یک فرصت به حساب می‌آید، یک تهدید است و کند کردن سرعت یا قطع آن، یک اتفاق روتین است. چنین نگاهی، به فضای فروش آنلاین ضربه‌های بزرگی زده و خواهد زد.

دومین نکته این است که در فروش آنلاین، کاربرها بعضا حقیقت را نمی‌بینید. یعنی آنچه که می‌بینید و آنچه سفارش می‌دهید، با آنچه تحویل می‌گیرید تفاوت دارد. همین رفتار باعث می‌شود مصرف کننده اعتماد خود را از دست بدهد. این عدم اعتماد، نسبت به سال‌های قبل بسیار بسیار بهتر شده و مقوله‌ای هم نیست که قرار باشد به صفر برسد. به هر حال شما در فروش آفلاین هم، مشتری ناراضی و کالای مرجوعی دارید و اجتناب ناپذیر است. اما هرچه اعتماد مشتری در فضای آنلاین بیشتر شود و کاربر تجربه بهتری داشته باشد، بیشتر به خرید آنلاین ترغیب می‌شود و با تبلیغات دهان به دهانی که ناخودآگاه انجام می‌دهد، در نتیجه اندازه بازار هم بزرگتر می‌شود.

مشکل دیگر، زمان تحویل است. من آنلاین خرید می‌کنم و گاهی مجبور می‌شوم برای تحویل خریدم، تا ده روز هم صبر کنم. البته که راهکارهایی برای بالا بردن سرعت تحویل هست و اجرا هم می‌شود، اما در کلیت بازار، این اتفاق رخ می‌دهد. 

همچنین مشکل حمل و نقل هم به نظر من وجود دارد و خیلی وقت‌ها هست که محصول به صورت سالم از انبار فروشنده خارج می‌شود اما در زمان تحویل، به دلیل رعایت نکردن استانداردهای لازم، می‌بینیم که محصول ناقص شده و مشکلاتی برای آن پیش آمده. همین نکته یکی از مهمترین اتفاقات در ایجاد تجربه بد خرید برای مشتری است. 

این‌ها برخی از دلایلی است که اعتماد را برای کاربر ایرانی کم می‌کند و باعث می‌شود به اندازه کشورهای دیگر، رشد فروش در بازار آنلاین را شاهد نباشیم. چرا که ما به عنوان یک برند خوش‌نام، نمی‌خواهیم اعتبار خودمان را با چنین مشکلاتی زیر سوال ببریم و ترجیح می‌دهیم در شرایطی وارد این بازی شویم که حداقل زیرساخت لازم، وجود داشته باشد.

آیا این مشکلاتی که به آنها اشاره کردید، حتی در سطح جهانی و در کشورهای دیگر، باعث می‌شود برندهای بزرگ، عطای فروش آنلاین را به لقایش بدهند و به فروش آفلاین خود پایبند بمانند؟

مسلما نه. هیچ برندی نیست که چنین بازاری را نادیده بگیرد. چه در بحث فروش و چه در بحث تبلیغات، همه برندها حتما روی دنیای وب حساب می‌کنند. کما این‌که اتفاقا مشتری ایرانی در خرید آنلاین، خیلی راحت‌تر از خرید حضوری و آفلاین می‌تواند تصمیم بگیرد. در فرهنگ خرید ایرانی‌ها یک نکته منفی وجود دارد و آن هم این است که وقتی چند محصول مختلف را از فروشنده می‌خواهیم و آنها را بررسی می‌کنیم، از یک جایی به بعد معذب می‌شویم که داریم همه چیز را بررسی می‌کنیم یا پیش خودمان اینطور فکر می‌کنیم که بعد از این همه سوال و گرفتن وقت فروشنده، زشت است خرید نکنیم و همین نکته خیلی وقت‌ها باعث می‌شود خریدهایی کنیم که به دلمان نیست یا اصلا به آن محصول نیاز نداریم!

اما در فضای آنلاین و مخصوصا مارکت‌پلیس‌های رقابتی مثل دیجی‌کالا، کامنت‌ها و آنباکس محصول توسط مشتری‌ها به یکی از عوامل کلیدی خرید آن کالا تبدیل شده است و کاربر، با فراغ بال و بدون عذاب وجدان، محصول را بررسی کرده، با محصولات دیگر مقایسه می‌کنند و با خواندن کامنت‌ها بیشتر با آن محصول آشنا می‌شوند تا به این نتیجه برسند که خرید کنند یا نه. می‌خواهم بگویم از این جنبه، خرید آنلاین تجربه بهتری برای مشتری ایجاد می‌کند و این مزیت بزرگی است، به ویژه در بحث بازگشت مشتری.

در مجموع، می‌خواهم بگویم هیچ برندی نیست که چشم خود را روی ظرفیت‌ها و فرصت‌های فروش و تبلیغات آنلاین ببندد و برعکس؛ برندی نیست که بخواهد تمام شانس خود را روی فضای آنلاین نگه دارد و از فضای آفلاین چشم‌پوشی کند. این نکته حتی در سطح جهانی هم صدق می‌کند و مثلا یک برند، فقط روی فروش سایت خود یا مارکت‌پلیسی مثل آمازون حساب باز نمی‌کند و همچنان پخش آنلاین یا فروشگاه و نمایندگی فیزیکی را ادامه می‌دهد. 

بخشی از چالش‌هایی که به آنها اشاره کردید در بعد ملی است و برخی به مارکت‌پلیس برمی‌گردد. بخواهم مستقیم سوال کنم، باید اینطور مطرح کنم که دیجی‌کالا باید چه کاری انجام بدهد تا شما به عنوان یک تولید کننده بزرگ با چند برند شناخته شده، در آن فعالیت کنید؟

ببینید یک زمانی ما تامین کننده دیجی‌کالا بودیم و فروش با خود دیجی‌کالا بود. از یک جایی به بعد ما تصمیم گرفتیم فروش خود را در پنل‌های فروشندگان ادامه بدهیم. 

تا جایی‌که می‌دانم، اینکه تامین کننده دیجی‌کالا باشید، روش آسانتر و راحت‌تری است تا این‌که کالا را برای فروشنده خرد تامین کنید تا آنها بفروشند.

بله آسان‌تر است که مجموعه کالایی را به مارکت‌پلیس منتقل کنید و به صورت منظم هم پول آن را بگیرید. اما چه اتفاقی رخ می‌دهد که مسیر سخت‌تر را انتخاب می‌کنیم؟ این تا حدودی به فشار مارکت‌پلیس، برای تامین هزینه‌های مارکتینگ برمی‌گردد. ببینید خوشبختانه یا متاسفانه، استراتژی برندها با هم تفاوت دارند و برای مثال، محصولی که تازه به بازار آمده، برای دیده شدن و بردن سهم از کیک بازار آنلاین، حاضر است هزینه‌هایی را متقبل شود. در همین بازار، محصولاتی هستند که امکانات تولید ندارند و به صورت پرایوت لیبل در حال تولید کالا هستند. این برندها به جای سرمایه‌گذاری بر روی خط تولید، ترجیح می‌دهند از ظرفیت‌های خالی تولیدکنندگان دیگر استفاده کنند. 

چرا؟ 

چون هزینه‌های سرمایه‌گذاری اولیه و بازگشت سرمایه را ندارند و در نتیجه قیمت تمام شده برای آنها بسیار پایین‌تر می‌ شود. اما به جای ایجاد خط تولید، سرمایه اولیه‌ای روی مارکتینگ می‌ گذارند که خب مسلما هزینه ساخت خط تولید با هزینه مارکتینگ اصلا قابل مقایسه نیست. 

الان مشکل کجاست؟

مشکل آنجایی است که مارکت‌پلیس‌ها، تمایز و تفاوتی بین این دو کسب و کار قائل نیستند. این‌که من تولید کننده هستم و برای ایجاد زیرساخت خط تولید سرمایه بزرگی را هزینه کرده‌ام را نمی‌بیند و به من همانطور نگاه می‌کند که آن تولید کننده بدون خط تولید را می‌بیند.

ببینید دیجی‌کالا، به عنوان بزرگترین مارکت‌پلیس ایران، قطعا فضای بسیار خوبی است برای معرفی محصول؛ حتی برای من که برندم شناخته شده است. اما نوع تعاملی که می‌شود باید فرق داشته باشد.

نمی‌خواهم بپرسم باید چه فرقی داشته باشد. می‌خواهم بدانم بین کدام دو یا چند فروشنده باید تفاوت داشته باشد؟

بین برند من که شناخته شده است و برندی که می‌خواهد هزینه کند تا شناخته و دیده شود و فروش داشته باشد. برای همه ما، مارکت‌پلیس ارزشمند است؛ اما این ارزش، نسبی است. برند من که آگاهی بالایی نسبت به آن وجود دارد، باید بتواند با بودجه کمتری مارکتینگ انجام بدهد و این، نقطه تمایز برند من با یک برند نوپا است که طبیعتا باید بودجه بیشتری را برای مارکتینگ خودش در نظر بگیرد. اما وقتی مثلا جایگاه یک بنر در صفحه اصلی یک مارکت‌پلیس، برای من و آن برند، هزینه یکسانی داشته باشد، این برای من ضرر و باخت به حساب می‌آید. 

چرا باخت؟ خب شما تبلیغ می‌کنید، فروش می‌کنید و سود می‌برید.

نکته اینجاست که در شناخت از برند و شناخت از مارکت‌پلیس، باید یک تعامل دو طرفه باشد و ما باید به تفاهم برسیم. من تولیدکننده قطعا علاقه‌مندم که از طریق مارکت‌پلیس‌هایی با ترافیک و کاربر فعال بسیار بالا، به افراد بیشتری شناسانده بشوم. هر برندی به چنین چیزی علاقه‌مند است. اما باید ببینیم که برند من در چه موقعیت شناختی است و آن برند را چند نفر می‌شناسند. آیا حضور و وجود و موجود کردن کالای برند من در یک مارکت‌پلیس، صرفا فروش را رقم می‌ زند یا ارزش افزوده دیگری هم برای مارکت‌پلیس ایجاد می‌کند؟ یا این مارکت‌پلیس است که دارد برای من ارزش افزوده ایجاد می‌کند؟ 

مثال می‌زنم. وقتی آیفون ۱۶ به ایران می‌آید، یک مارکت‌پلیس، اولین عرضه کننده آن در ایران می‌شود. اینجا، مارکت‌پلیس دارد برای آیفون ارزش افزوده ایجاد می‌کند؟ یا آیفون ۱۶ است که ارزش افزوده ایجاد کرده؟

حرف شما این است که می‌ خواهید مارکت‌پلیس‌ها به خاطر برند شما، قوانین خود را تغییر بدهند ؟

اجازه بدهید با یک مثال پیش برویم. وقتی وارد یک شعبه از بانک سامان می‌شوید، جلوی یکی از میزها نوشته شده «خدمات VIP». این‌جا جایی است که وقتی من مقدار بیشتری سرمایه (از یک عددی بالاتر) در این بانک گذاشته باشم شامل حال من می‌شود. چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ بدون منتظر ماندن در صف، به کارهایم رسیدگی می‌شود. وقتی سفر خارجی دارم، این بانک برای من بیمه مسافرتی می‌گیرد، هزینه حمل و نقل به فرودگاه را تقبل می‌کند و سرویس CIP فرودگاه را هم برای من رزرو می‌کند. در حالی‌که بقیه افراد، صبر می‌کنند تا نوبتشان بشود و وقتی همزمان با من در سفر خارج از کشور هستند، در صف کارت پرواز می‌مانند. بانک با این کار چه سودی می‌برد؟ باعث می‌شود من دیگران را هم تشویق کنم تا سرمایه خود را به این بانک منتقل کنند. 

حالا اگر من در یک مارکت‌پلیس فعال شدم و اعتبار برای آن ایجاد کردم، باید خدماتی بگیرم. اگر این خدمات متقابل را نگیرم، چه فایده‌ای برایم دارد؟ اما وقتی مارکت‌پلیس خدماتی به من بدهد که من معتقدم در شان من است، برندهای هم اندازه من و حتی بالاتر از من هم به این فکر می‌کنند که باید در مارکت‌پلیس فعال شوند و این یعنی اعتبار بیشتر و فروش بیشتر برای مارکت پلیس. الان شاید بگویید این تبعیض است. بله تبعیض است ولی نتیجه خوبی دارد. 

چه نتیجه‌ای دارد؟

چون باعث رقابت می‌شود و همه تلاش می‌کنند خودشان به آن حداقلی برسانند که شامل آن خدمات VIP بشوند و همزمان، فروشنده‌ای که نتواند خود را بالا بکشد و ارتقا بدهد، محکوم است به حذف شدن.

این حذف شدن، به نفع مارکت‌پلیس است؟

بله، در بلند مدت، حذف فروشنده‌هایی که کوچک هستند، به نفع مارکت‌پلیس است. فروشنده کوچک، تخفیف عجیب و غریب می‌ دهد و زیر قیمت کار می‌کند و این برای مارکت پلیس، در کوتاه مدت خوب است. اما در بلند مدت، به اعتبار مارکت‌پلیس صدمه می‌زند.

۹

مالتی‌چنل یا اومنی‌چنل

انتخاب استراتژی درست برای کسب‌وکار شما؛ فروش تک یا چند کاناله ؟

مشتری‌ها همواره و با سرعت زیاد در حال حرکت میان کانال‌های آنلاین و آفلاین، دستگاه‌ها، لحظات و تجربه‌های مختلف هستند. به همین دلیل و برای آنکه با این جریان سریع و همیشگی همگام شوید، باید یک استراتژی واحد و یکپارچه را انتخاب کنید و در دنیای فروش، دو استراتژی مهم و جامع در بازاریابی وجود دارد: اومنی‌چنل و مالتی‌چنل.

اینجا تفاوت‌های کلیدی بین این دو نوع استراتژی اومنی‌چنل و مولتی‌چنل را توضیح داده و متوجه می‌شویم که چطور باید رویکرد مناسبی برای عملکرد، ثبات و تاثیرگذاری روی مشتریان خود انتخاب کنیم.

بازاریابی اومنی‌چنل (Omnichannel marketing)چیست؟

اومنی‌چنل نوعی استراتژی بازاریابی است که در آن، کسب‌وکار از چندین کانال فروش به صورت «یکپارچه» استفاده می‌کند تا نوعی تجربه خرید مستمر و روان برای مشتریان خود ایجاد کند. در این استراتژی، تاکید اصلی بر کیفیت است، صرف‌نظر از اینکه مشتری در کجا، در چه زمانی و یا چگونه با برند شما تعامل دارد. در این رویکرد، از کانال‌های فروش/تبلیغات به صورت یکپارچه استفاده می‌شود و هدف آن است که میزان تاثیرگذاری آنها نسبت به حالت جداگانه و مستقل، بیشتر باشد. کانال‌های فروش/تبلیغاتی که درباره آنها حرف می‌زنیم می‌توانند شامل این موارد باشند:

  • شبکه‌های اجتماعی
  • ای‌کامرس
  • چت‌بات‌ها
  • تبلیغات کلیکی
  • وبلاگ‌ها
  • ایمیل
  • پیامک
  • وب‌سایت
  • فروشگاه فیزیکی

به عبارت دیگر، در استراتژی اومنی‌چنل، پیام، تبلیغات و کمپین‌ها به صورت یکپارچه و با پیام مشترک، به صورت همزمان در تمام کانال‌های انتخابی ارائه می‌شود و هدف آن است که صرف‌نظر از اینکه مشتری در چه زمان و مکانی با برند شما تعامل پیدا می‌کند، یک تجربه قابل اعتماد و باثبات با برند شما داشته باشد.

برای مثال، یک مشتری از وب‌سایت بازدید کرده و یک محصول را به سبد خرید اضافه می‌کند، اما خرید را ناقص رها کرده و خارج می‌شود. فروشگاه آنلاین شما به صورت خودکار و دوره‎ای، چند ایمیل یادآوری به مشتری ارسال کرده و ممکن است تخفیف‌هایی نیز به او پیشنهاد بدهد. هدف آن است که جلوی از دست رفتن فروش گرفته شود. در همین راستا، مشتری از طریق شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جستجو، تبلیغات هدف‌گذاری مجدد (Retargeting Ads) را با همان طرح‌های تخفیفی مشاهده می‌کند. پس از انجام خرید، مشتری یک ایمیل خودکار «تشکر از خرید» دریافت می‌کند.

 

استراتژی اومنی‌چنل از طریق مسیرهای متنوعی با خریداران ارتباط می‌گیرد. برای مثال:

  • ممکن است مشتری سفارش را به صورت آنلاین ثبت کند اما ترجیح بدهد که محصول را از فروشگاه فیزیکی دریافت کند.
  • ممکن است مشتری از شبکه‌های اجتماعی خرید کند، اما ترجیح بدهد که روند مرجوعی بازگشت کالا را از وب‌سایت شما انجام بدهد.
  • ممکن است مشتری از وب‌سایت شما خارج شود و از طریق تبلیغات ایمیلی و اینستاگرامی به او یادآوری کنید که سبد خرید خود را رها کرده و در نهایت خرید را از همان‌جا تکمیل کند.

در استراتژی اومنی‌چنل، تمام نقاط تماس سازگار و باثبات خواهند بود و در صورتی که مشتری پاسخگو نباشد، با این استراتژی احتمال ایجاد انگیزه یا اعمال تاکتیک‌های جدید با هدف بهبود نرخ تبدیل، فراهم می‌شود.

مشتری ممکن است در مکان‌های مختلف، تعامل خود را آغاز یا رها کند و در این نوع رویکرد، در بازگشت به شما، همچنان تجربه یکسانی خواهد داشت؛ چنین اتفاقی می‌تواند به رضایت چند برابری مشتری و ثبات برند منتهی شود.

مزایای بازاریابی اومنی‌چنل

در ظاهر، اومنی‌چنل پیچیده به نظر می‌رسد، اما این استراتژی پیشرفته می‌تواند به برجسته شدن و ماندگاری برند شما در ذهن خریدار کمک کند. این مزایا عبارتند از:

  1. حضور یکپارچه برند

اگر مشتری انتظار دارد در تمام کانال‌ها با یک تجربه ثابت و سازگار مواجه شود، در هر مرحله از سفر مشتری، اومنی‌چنل تجربه‌ای منسجم ارائه می‌دهد. 

  1. ارتقا نرخ تبدیل

با یکپارچه شدن کانال‌های بازاریابی، مشتری این آزادی عمل را دارد که خرید خود را از هر کانال فروشی که می‌خواهد، نهایی سازد. حذف اجبار برای خرید از طریق یک کانال خاص باعث می‌شود مشتری بتواند از طریق تلفن هوشمند، تبلیغ، وب‌سایت و هر کانال دیگری، پرداخت نهایی را انجام دهد.

  1. افزایش فروش

افزایش نرخ تبدیل، مساوی است با فروش بیشتر. نکته مهم اینکه مشتریان اومنی‌چنل در مقایسه با سایر انواع مشتریان، با عادت در خرج کردن و خرید بیشتر شناخته می‌شوند. برای مثال، فروشگاه تارگت (Target) متوجه شد که خریداران اومنی‌چنلش با اختلاف بیشتر از خریداران درون فروشگاهی هزینه می‌کنند. اگر می‌خواهید ارزش طول عمر مشتری (Customer Lifetime Value) و میانگین ارزش سفارش (Average Order Value) را افزایش دهید، اومنی‌چنل بهترین انتخاب است.

معایب بازاریابی اومنی‌چنل 

با تمام مزایای استراتژی اومنی‌چنل، همچون بهبود تجربه مشتری و افزایش تعامل، این استراتژی نیز چالش‌های خاص خود را دارد و کسب‌وکارها باید قبل از انتخاب این استراتژی چالش‌های آن را در نظر بگیرند:

  • یکپارچه‌سازی پیچیده: یکپارچه‌سازی پلتفرم‌ها، ابزارها و منابع داده، دشواری فنی فراوانی داشته و اغلب به پشتیبانی متخصص نیاز دارد.
  • هزینه‌های پیاده‌سازی: تامین فناوری، اجرای یکپارچه‌سازی، آموزش کارکنان و تولید محتوای مستمر در سراسر کانال‌ها در این استراتژی، به سرمایه‌گذاری زیادی نیاز دارد.
  • دغدغه‌های حریم خصوصی و انطباق: متکی بودن بیش از حد به داده‌های مشتری، نسبت به رعایت قوانین حریم خصوصی و امنیت مشتری، نگرانی‌هایی ایجاد می‌کند.
  • چالش‌های ثبات خدمات: استمرار در انتقال پیام و ایجاد یک تجربه منسجم در تمام نقاط تماس، کاری دشوار است که در عین حال برای جلب اعتماد مشتری نیز ضروری است.
  • مشکلات در تعیین منبع تبدیل: پیدا کردن کانال تبدیل اصلی بسیار پیچیده بوده و این پیچیدگی، تخمین بازگشت سرمایه (ROI) و برنامه‌ریزی برای بودجه‌بندی را دشوار می‌کند.
  • تضاد درون تیم‌ها: این احتمال وجود دارد که تیم‌های داخلی دچار رقابت با یکدیگر شوند. رقابتی که باعث همسو نبودن تیم‌ها و سردرگمی مشتری می‌شود.
  • فرهنگ مشتری‌محور: اتخاذ رویکرد مشتری‌محور، نیازمند شکستن ساختارهای سازمانی و همسوسازی تیم‌ها است که معمولا چنین کاری در سازمان‌ها به کندی پیش خواهد رفت.

بازاریابی مالتی‌چنل (Multichannel Marketing) چیست؟

استراتژی بازاریابی مالتی‌چنل (چندکاناله) به معنای استفاده از چندین کانال مستقل است که هر کدام استراتژی خاص خود را دارند و هدف آن، دستیابی به مشتریان است. به عبارت دیگر، ممکن است در هر کانال، تبلیغات و تخفیف‌های متفاوتی ارائه شود و تبلیغات بین کانالی (Cross-channel) کمتر دیده می‌شود و به تبع آن، انسجام و ثبات در سراسر کانال‌ها نیز کمتر است.

برای مثال، مشتری پس از بازدید از سایت شما، کالایی را در سبد خرید خود رها کرده و از آنجایی که ایمیل خود را وارد کرده، سیستم یک ایمیل یادآوری برای او می‌فرستد. اما مشتری به جای دریافت پیشنهاد شخصی‌سازی شده برای یادآوری کالا در سبد، پیشنهادی برای «اولین خرید» دریافت می‌کند. این احتمال وجود دارد که مشتری خرید خود را تکمیل کند، اما لحن و محتوای ایمیل سردرگم‌کننده است.

رویکرد «مستقل» بازاریابی مالتی‌چنل باعث می‌شود امکان آزمایش‌های کانال محور برای تیم بازاریابی شما فراهم شود. اما برخلاف اومنی‌چنل، که به صورت یکپارچه پوشش داده می‌شود، مالتی‌چنل به شما اجازه می‌دهد کانال‌های موثرتر خود را شناخته و آن را در اولویت قرار دهید.

به صورت خلاصه، رویکرد مالتی‌چنل انعطاف‌پذیری بیشتری داشته و تمرکز استراتژیکی فراهم می‌کند که می‌تواند از جهات کلیدی برای کسب‌وکارها مفید باشد:

  • استراتژی‌های کانال محور: کسب‌وکارها می‌توانند پیام‌ها و تبلیغات خود را برای هر کانال به صورت مجزا سفارشی‌سازی کنند. برای مثال، می‌توان یک کمپین محصول‌محور در اینستاگرام را همزمان با یک کمپین آگاهی از برند در لینکدین اجرا کرد. چنین رویکردی امکان همسویی بهتر با انتظارات و رفتارهای منحصر به فرد مخاطبان هر پلتفرم را فراهم می‌کند.
  • آزمایش‌پذیری: بازاریابی مالتی‌چنل به شما آزادی می‌دهد تا تاکتیک‌ها، پیام‌ها، فرمت‌ها و پیشنهادهای مختلف را در کانال‌ها آزمایش کنید، بدون آنکه به هماهنگ کردن همه چیز در یک سفر واحد و یکپارچه نیازی باشد. برای مثال، ممکن است یک برند خرده‌فروشی تبلیغات ویدئویی را در یوتیوب آزمایش کند، در حالی که همزمان تبلیغات چرخ و فلکی (Carousel Ads) را در فیسبوک امتحان می‌کند تا ببیند کدام فرمت تعامل بیشتری ایجاد می‌کند.
  • تمرکز بر کانال‌های موثر: کسب‌وکارها به جای پخش کردن منابع به صورت ضعیف در تمام نقاط تماس، می‌توانند بر کانال‌هایی با بالاترین عملکرد تمرکز بیشتری داشته باشند؛ خواه آن کانال ایمیل، جستجوی پولی یا شبکه‌های اجتماعی باشد و در نتیجه بازگشت سرمایه به حداکثر خود می‌رسد. این رویکرد، به ویژه برای استارتاپ‌ها و شرکت‌های متوسط با بودجه بازاریابی محدود، ارزشمند است.

مزایای بازاریابی مالتی‌چنل

با آنکه استراتژی مالتی‌چنل به اندازه اومنی‌چنل یکپارچه نیست، اما باز هم مزایایی را برای برندها دارد؛ از جمله:

  • برخلاف اومنی‌چنل که بر تجربه مشتری تاکید دارد، بازاریابی مالتی‌چنل روی محصولات شما متمرکز می‌شود. با این نگاه، این رویکرد برای برندهای آنلاین که همزمان در سایت و بازارگاه‌های مختلف در حال فروش هستند، ایده‌آل است. از آنجایی که این پلتفرم‌ها به راحتی با هم یکپارچه نمی‌شوند، مالتی‌چنل به شما امکان می‌دهد تا بدون سردرگمی، بر روی آن چیزی متمرکز شوید که اهمیت بالاتری دارد: فروش محصولاتتان.
  • بازاریابی مالتی‌چنل رویکرد شما را ساده‌سازی کرده و پیچیدگی کسب‌وکار را کاهش می‌دهد. در این رویکرد، نسبت به اومنی‌چنل، نقطه شروع پیچیدگی کمتری دارد و برای برندهایی که در حال کاوش بازاریابی یکپارچه هستند مناسب‌تر است. مالتی‌چنل همچنین نسبت به اومنی‌چنل سرمایه کمتری نیاز دارد و در عین حال، موفقیت‌های اولیه و بینش‌های ارزشمندی نسبت به مشتری برای شما ایجاد می‌کند.

معایب بازاریابی مولتی‌چنل

این استراتژی نیز در کنار مزایای خود، معایبی به همراه دارد:

  • تجربه مشتری گسسته: زمانی که تیم‌های بازاریابی، فروش و پشتیبانی به صورت جداگانه عمل می‌کنند، مشتریان با نقاط تماس غیرمرتبط مواجه می‌شوند. چنین اتفاقی می‌تواند به سردرگمی، سرخوردگی و درک متلاشی شده‌ای از برند منجر شود که وفاداری و اعتماد را تضعیف می‌کند.
  • ناهماهنگی در ارسال پیام: در نبود یک استراتژی واحد، تیم‌های مختلف ممکن است پیام‌ها، پیشنهادات یا ارزش‌های پیشنهادی متناقضی را در کانال‌های مختلف تبلیغ کنند. در این شرایط، اعتبار برند تضعیف شده و تاثیر کمپین‌های بازاریابی کاهش پیدا می‌کنند.
  • تخصیص ناکارآمد منابع: اجرای کمپین‌های مستقل برای هر کانال، به تکرار تلاش‌ها، بودجه‌های نامناسب و از دست دادن فرصت‌هایی برای استفاده مجدد از محتوا یا مقیاس‌بندی موثر استراتژی‌ها منجر می‌شود.
  • بینش محدود نسبت به مشتری: سیستم‌های گسسته، مانع ایجاد یک تصویر کامل و جامع از سفر مشتری شده، تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را مختل کرده و توانایی شما برای بهینه‌سازی عملکرد در سراسر قیف فروش را محدود می‌کند.
  • افزایش هزینه‌های عملیاتی: حفظ تیم‌ها، ابزارها و استراتژی‌های مجزا برای هر کانال، بدون ارائه ارزش متناسب، هزینه‌ها را بالا برده، مدیریت تامین‌کنندگان و ردیابی بازگشت سرمایه را پیچیده می‌کند.
  • فقدان شخصی‌سازی: بدون داده‌های متمرکز، ایجاد شخصی‌سازی تجربیات بر اساس رفتار، ترجیحات یا سابقه خرید مشتری، دشوار می‌شود و در نتیجه، تعاملات مشتری عمومی و کم‌اثر خواهد بود.
  • رقابت دپارتمان‌ها: اگر دپارتمان‌ها برای کسب اعتبار یا سهم از درآمد وارد رقابت شوند، ممکن است اصطکاک داخلی و نتایج نامطلوبی به وجود بیاید. برای مثال، فروشگاه‌های خرده‌فروشی و تیم‌های آنلاین، پیشنهادات یا قیمت‌گذاری‌های متفاوتی را تبلیغ می‌کنند که مشتری را گیج کرده و سودآوری را کاهش می‌دهد.

تفاوت‌های کلیدی

پس از درک نحوه عملکرد دو رویکرد بازاریابی، می‌توانیم این دو استراتژی را با هم مقایسه کنیم.

ویژگی

اومنی‌چنل

مالتی‌چنل

تمرکز مشتری

اولویت‌دهی به تجربه مشتری در سراسر نقاط تماس

تمرکز بر محصولات یا خدمات

یکپارچگی کانال‌ها

تمام کانال‌ها کاملا یکپارچه هستند تا تجربه منسجمی ایجاد شود

کانال‌ها به صورت جداگانه مدیریت شده و از یکپارچگی ضعیف‌تری برخوردارند

سازگاری

با دستگاه، موقعیت مکانی و رفتار ترجیحی مشتری تطابق دارد

یک تجربه ثابت و ایستا به ازای هر کانال ارائه می‌دهد

ثبات تبلیغات

پیام‌ها و پیشنهادهای کاملا یکسان در تمام کانال‌ها به طور همزمان ارائه می‌شوند

پیشنهادات تبلیغاتی ممکن است بر اساس کانال متفاوت باشد

استراتژی کانال

همه کانال‌های مرتبط را شامل شده و سفر یکپارچه‌ای برای مشتری خلق می‌کند

بسته به کارکرد، از کانال‌های مختلف استفاده می‌کند اما لزوما همه کانال‌ها را پوشش نمی‌دهد

طراحی تجربه

تجربه‌ای هماهنگ و شخصی‌سازی شده خلق می‌کند

برای هر کانال تبلیغ/فروش تجربه متفاوتی ایجاد می‌کند

ارائه اطلاعات

تمرکز بر ارائه پیام‌رسانی یکپارچه در طول سفر

عملکرد عالی در پیام‌رسانی هدفمند به ازای هر کانال

تخصیص منابع

توزیع بودجه در تمام نقاط تماس به صورت متوازن با هدف پشتیبانی از کل سفر مشتری

اولویت‌بندی منابع برای کانال‌های با عملکرد بالا یا کانال‌های ترجیحی 

نمونه‌هایی از استراتژی‌های اومنی‌چنل و مالتی‌چنل

وقتی صحبت از مالتی‌چنل به میان می‌آید، اپل یک مثال عالی برای استفاده از این استراتژی با هدف تمرکز بر محصول است. این غول حوزه «کلیک و آجر» (حضور آنلاین و فیزیکی) هم فروشگاه‌های فیزیکی و هم آنلاین را دارد، اما مفهوم فروشگاه‌های خرده‌فروشی آن در میان شرکت‌های خرده‌فروشی منحصر به فرد است.

فروشگاه‌های فیزیکی اپل (iStores) به جای تمرکز بر فروش مستقیم درون فروشگاه، در درجه اول برای تکمیل کسب‌وکار آنلاین این شرکت طراحی شده‌اند که بخش عمده‌ای از کل فروش اپل را تشکیل می‌دهد.

در حقیقت، فروشگاه‌های فیزیکی این برند به عنوان نقاط تماس مستقل مشتری عمل می‌کنند که در خدمت تجربه کلی اپل هستند. از این رو، مشتریان می‌توانند مانند یک گالری از فروشگاه‌های اپل بازدید کنند، بدون اینکه این حس برای آنها به وجود بیاید که باید حتما در همان لحظه خرید کنند.

فراتر از استفاده تبلیغاتی از فروشگاه‌های فیزیکی، اپل از کانال‌ها و خدمات دیگری نیز برای ایجاد تقاضا برای سخت‌افزارهای خود بهره می‌برد. این موارد شامل پلتفرم پخش محتوای Apple TV+ و سرویس‌های اشتراکی Apple News+ و Apple Music است که جریان‌های درآمدی بیشتری را برای شرکت می‌سازند.

این رویکرد، این انعطاف‌پذیری را برای اپل ایجاد می‌کند تا استراتژی‌های متفاوتی را در کانال‌های بازاریابی مختلف دنبال کند؛ امری که به شرکت کمک می‌کند تا طیف گسترده محصولات خود را به مجموعه متنوعی از مشتریان ترویج و به فروش برساند.

در طرف مقابل، برند نایکی  (Nike)دیده می‌شود. این برند با ادغام بی‌نقص تعاملات آنلاین و آفلاین، در حال بازتعریف وفاداری مشتری است. استراتژی اومنی‌چنل این شرکت، یک سفر مشتری روان و مستمر را خلق می‌کند که در آن، فضاهای دیجیتال و فیزیکی، متمایز باقی می‌مانند، اما در هماهنگی کامل با یکدیگر کار می‌کنند.

نایکی برای دستیابی به این هدف، اپلیکیشن، وب‌سایت و فروشگاه‌های خرده‌فروشی خود را یکپارچه کرده است. ویژگی‌هایی مانند «اسکن کن، امتحان کن» (Scan to Try) به مشتریان این امکان را می‌دهد که با استفاده از گوشی خود، محصولات موجود در فروشگاه را اسکن کرده و به اطلاعات بیشتری مانند سایزها و رنگ‌های موجود دسترسی پیدا کنند. همچنین سفارش‌های آنلاین را می‌توان به راحتی از فروشگاه‌های فیزیکی تحویل گرفت یا مرجوع کرد.

نایکی بر شخصی‌سازی مبتنی بر داده نیز تمرکز دارد و با استفاده از داده‌های تعاملات مشتری، پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده، پاداش‌های اختصاصی و دعوت‌نامه‌های رویداد را از طریق برنامه عضویت NikePlus ارائه می‌دهد. این پیام‌های شخصی‌سازی‌شده باعث ایجاد احساس ارزشمند بودن در میان مشتری‌های آنها می‌شود.

استفاده از اپلیکیشن نایکی در فروشگاه، همچنین به این معناست که می‌توانید هنگام خرید، اعلان‌های پاداش‌های عضویت را دریافت کنید. شما همچنین می‌توانید سبک‌ها و رنگ‌های محصول را در اپلیکیشن «لایک» کنید تا برای یافتن آنها در فروشگاه، به شما کمک کنند.

انتخاب بین اومنی‌چنل و مالتی‌چنل

هرچند استراتژی مالتی‌چنل بین کانالی، کامل و بی‌نقصی نیست اما برای برخی از کسب‌وکارها می‌تواند انتخاب بهتری باشد. برای مثال، اگر:

  • منابع محدودی دارید

یکپارچه‌سازی کانال‌ها کار دشواری است. بنابراین اگر با یک تیم بازاریابی یا بودجه کوچک کار می‌کنید، ممکن است بازاریابی مالتی‌چنل تناسب بیشتری برای شما داشته باشد. از آنجایی که کانال‌های شما به صورت جداگانه اجرا می‌شوند، مجبور نیستید زمان و پول زیادی را صرف اتصال آنها با پیام‌رسانی منسجم کنید.

  • سادگی را ترجیح می‌دهید

اگر سادگی یک اولویت است، بازاریابی مالتی‌چنل نسبت به کمپین‌های پیچیده اومنی‌چنل تناسب بهتری دارد. این رویکرد به ویژه برای برندهای محصول‌محور و فروشندگان آنلاینی که می‌خواهند محصولات خود را در مرکز توجه نگه دارند، بسیار مناسب است.

  • به انعطاف‌پذیری نیاز دارید

از آنجاییکه یک پیام ثابت در تمام کانال‌ها می‌تواند محدودکننده باشد، بازاریابی مالتی‌چنل انعطاف‌پذیری لازم را برای متناسب‌سازی رویکرد شما با هر پلتفرم ارائه می‌دهد. بنابراین، می‌توانید از ویژگی‌های منحصر به فرد پلتفرم استفاده کرده و پیام‌رسانی را برای مخاطبان خاص سفارشی کنید. برای مثال، می‌توانید بر مزایای محصول یا تبلیغات متفاوتی در اینستاگرام، وب‌سایت یا بازارگاه تاکید کنید.

اگر منابع لازم را در اختیار دارید و ثبات پیام‌رسانی را در اولویت قرار می‌دهید، اومنی‌چنل مسیر درستی است. با این حال، باید برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های لازم، یک تیم بازاریابی بزرگ و با تجربه و همسوسازی در سراسر دپارتمان‌ها آماده باشید. حتی ممکن است به سازماندهی مجدد در سطح کل شرکت نیاز داشته باشید.

مزیت کلیدی اومنی‌چنل، یکپارچگی سفر مشتری است. همین یک ویژگی می‌تواند به شما کمک کند تا:

  • بازگشت مشتری را افزایش دهید
  • وفاداری را تقویت کنید
  • رقابتی باقی بمانید

در مجموع، هر دو استراتژی مزایایی را برای کسب‌وکار شما ارائه می‌دهند. اگر بودجه و زیرساخت لازم برای پشتیبانی از پیچیدگی‌های اومنی‌چنل را دارید، می‌تواند مزایای بلندمدت بیشتری نسبت به بازاریابی مالتی‌چنل به شما بدهد. اما هیچ اشکالی ندارد که کار را با مالتی‌چنل شروع کنید. شما می‌توانید تجربیات ارزشمندی کسب کنید و زمانی که منابع بیشتری در دسترس داشتید، به سمت اومنی‌چنل حرکت کنید.

انتخاب استراتژی مناسب

دانستن تفاوت‌های بین بازاریابی اومنی‌چنل و مالتی‌چنل می‌تواند به شما کمک کند تا بهترین استراتژی را برای نیازهای برند خود انتخاب کنید. از یک سو، اومنی‌چنل یک تجربه مستمر و یکپارچه را در سراسر همه کانال‌ها فراهم می‌کند و تجربه کلی مشتری را بهبود می‌بخشد. مشتریان می‌توانند در هر پلتفرمی با شما تعامل داشته باشند و صرف‌نظر از کانال، به راحتی مکالمه را از همان‌جا که رها کردند، ادامه دهند. در مالتی‌چنل، منابع بازاریابی بر کانال‌های پربازده متمرکز می‌شوند. این استراتژی ممکن است به اندازه اومنی‌چنل جامع نباشد، اما به برندهای کوچک‌تر اجازه می‌دهد تا در مسیر پیاده‌سازی کامل اومنی‌چنل، به موفقیت‌های اولیه دست یابند.

هر دوی این استراتژی‌ها برندها را تشویق می‌کنند تا در چندین کانال محتوا ایجاد کنند، اما از نظر موارد زیر با هم تفاوت دارند:

  • تمرکز: اومنی‌چنل بر مشتری متمرکز است، در حالی که بازاریابی مالتی‌چنل بر برند و محصول تمرکز دارد.
  • پوشش: استراتژی مالتی‌چنل حداقل دو کانال را در بر می‌گیرد، در حالی که اومنی‌چنل تمام کانال‌ها را شامل می‌شود.
  • یکپارچگی: در بازاریابی مالتی‌چنل، هر کانال به صورت مستقل عمل می‌کند، در حالی که اومنی‌چنل مستلزم یک استراتژی واحد در سراسر تمام کانال‌ها است.
۱۰

روانشناسی فروش

تیپ شخصیتی مشتری‌های خود را بشناسید

روانشناسی فروش نشان می‌دهد تصمیم خرید بیش از آنکه منطقی باشد، احساسی است. این مقاله با معرفی تکنیک‌هایی مانند اثبات اجتماعی، قیمت‌گذاری روانی، ایجاد حس کمیابی و جلب اعتماد، توضیح می‌دهد چگونه می‌توان نرخ تبدیل و فروش آنلاین را بدون فشار بر مشتری افزایش داد.

هفت نفر وارد یک فروشگاه می‌شوند. یکی از آنها با عجله به دنبال محصول خاصی است که به خاطرش آمده. دیگری به آرامی حرکت می‌کند، همه محصولات را می‌بیند و لمس می‌کند و درباره خرید مردد است. نفر سوم بلافاصله پس از نزدیک شدن یک فروشنده خوش‌برخورد، از فروشگاه خارج می‌شود. نفر چهارم مستقیما به طرف بخش تخفیف‌ها می‌رود. نفر پنجم خود را به بخش مطالعه می‌رساند، کتابی برمی‌دارد و شروع به مطالعه می‌کند. نفر ششم راه خود را به محصولات مراقبت از پوست پیدا می‌کند و شروع به بو کشیدن، نمونه زدن و بررسی مواد تشکیل‌دهنده می‌کند. اما نفر هفتم نیز هست که یک اسکن سریع انجام می‌دهد و خارج می‌شود، مشخصا وارد مغازه اشتباهی شده.

 پرسش: کدام یک از این مشتریان بالقوه، در نهایت خرید خواهد کرد؟

پرسش بهتر: چرا؟

در ادامه، به شرح جزئیات و توصیفی دقیق از هر یک از این خریداران بالقوه می‌پردازیم. این بخش شامل تحلیل‌های روان‌شناختی است که روشن می‌کند چرا ممکن است کارت بانکی خود را از جیب بیرون بکشند و یا چرا در مقابل وسوسه خرید مقاومت می‌کنند.

شخص همیشه مردد

این فرد، کسی است که بدون هیچ هدف خاص یا نیاز خرید مشخصی، کاملا اتفاقی از فروشگاه شما سر درآورده است. او همان کسی است که با صداقت تمام می‌گوید: «فقط دارم نگاه می‌کنم!».

در دنیای ایده‌آل این مشتری، او دوست دارد بیشترین تنوع ممکن از گزینه‌ها در اختیارش قرار گیرد، اما در عین حال، انتظار دارد که فرآیند انتخاب و تصمیم‌گیری برایش مثل آب خوردن آسان باشد.

بررسی‌ها نشان می‌دهند که فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ، به لطف تنوع گسترده و خیره‌کننده محصولاتشان، ممکن است انبوهی از مشتریان را به سمت خود بکشانند. اما پارادوکس اینجاست: مشتریان در مقایسه با خرید از یک فروشگاه کوچک، در نهایت اقلام کمتری را خریداری می‌کنند، چرا که روند تصمیم‌گیری، بیش از حد بغرنج و گیج‌کننده می‌شود.

نکته کلیدی اینجاست: موجودی کالای شما باید ترکیبی قوی و هدفمند باشد، اما هر آیتم باید دلیلی محکم برای حضور در قفسه داشته باشد. به عبارت ساده‌تر، به اندازه نیاز موجودی داشته باشید، نه بیش از حد (کیفیت و هدفمندی بر کمیت غلبه دارد).

عشق خرید

این مشتری، کسی است که با هدف گشت‌وگذار وارد می‌شود تا همه چیزهای جدید را زیر و رو کند، آخرین مد روز را ببیند و چیزی را امتحان کند که قبلا تجربه نکرده است.

فرقی نمی‌کند که یک محصول جدید مراقبت از پوست باشد برای محو چروک‌های صورت، یا چیدمان تازه‌ای از اجناس شگفت‌انگیز مناسبتی؛ یا کتاب شعر جدید یک نویسنده محلی ناشناس؛ در هر صورت، این شخص هیجان‌زده می‌شود و با شور و شوق، کارت بانکی خود را به شما می‌دهد! ممکن است او با هدف خرید نیامده باشد، اما اغلب دست پر فروشگاه را ترک خواهد کرد.

نکته کلیدی اینجاست: اطمینان حاصل کنید که کالاهای شما همیشه جدید و نوآورانه باشند. از نظر روان‌شناختی، این افراد نیاز دارند که پیشتاز باشند و بتوانند نزد دوستانشان نسبت به کشف‌های منحصربه‌فردشان در فروشگاه خاص شما افتخار کنند.

تخفیف بگیر

جز در مواردی که پول واقعا هیچ اهمیتی نداشته باشد، تقریبا هر کسی هنگام خرید یک بودجه ذهنی را در نظر دارد. این بودجه، همان «منطقه آسایش» است که مشتری تمایل ندارد از آن فراتر برود و اگر از این منطقه خارج شود، اضطراب به سراغش می‌آید. قیمت یک محصول، در واقع اندازه ریسکی است که فرد حاضر به پذیرش آن است.

برخی افراد هستند که با وجود تخفیف‌های دائمی و در دسترس، قاطعانه از خرید با «قیمت کامل» خودداری می‌کنند. از منظر روان‌شناسی، این رفتار می‌تواند ناشی از نیازی باشد که فرد با سود بردن از دیگران یا سیستم (فروشگاه)، احساس تسلط و کنترل بیشتری کند.

نکته کلیدی اینجاست: همیشه فضایی را به اقلام تخفیف‌خورده و حراج اختصاص دهید. همچنین، نسبت به «مذاکره» انعطاف‌پذیر باشید و با هوشمندی بسنجید که آیا این کار می‌تواند به نهایی شدن فروش کمک کند یا خیر.

برای این دسته از مشتریان (کسی که باید تخفیف بگیرد)، این امکان می‌تواند به دلیلی دلگرم‌کننده تبدیل شود تا همواره از فروشگاه شما خرید کرده و احساس رضایت عمیق‌تری از معامله داشته باشد.

در جستجوی آرامش

این مشتریان، از خرید کردن به عنوان تراپی استفاده می‌کنند؛ مکانی برای آرام گرفتن، فراموش کردن مشکلات یا صرفا احساس کمال و رضایت از طریق آنچه شما می‌فروشید.

به یاد داشته باشید که خرید کردن برای بسیاری از مردم جنبه درمانی دارد؛ بنابراین، به جای مقاومت در برابر آنهایی که فقط «تماشاچی» هستند، با ایجاد راه‌هایی برای تجربه حس خوب در فروشگاهتان، آنها را تشویق کنید تا بمانند.

نکته کلیدی اینجاست: فضایی با جوی آرام و دلنشین، موسیقی ملایم، محلی برای نشستن، فروشندگانی که اصرار نمی‌کنند و شاید حتی یک پذیرایی ساده فراهم کنید.

کسی که اشتباهی وارد شده

گاهی اوقات، افراد فقط وارد یک فروشگاه می‌شوند و حتی نمی‌دانند چه چیزی در آن فروخته می‌شود. به اطراف نگاه می‌کنند و مثلا یک قفسه پر از عود یا چند کریستال می‌بینند و می‌دانند که اینجا جای مناسبی برایشان نیست.

اما نکته اینجاست: اگر کمی بیشتر جستجو می‌کردند، شاید چیزهایی را کشف می‌کردند که کاملا ایده‌آل و مناسب نیازشان بود.

نکته کلیدی اینجاست: مطمئن شوید که همیشه درست در قسمت جلویی فروشگاه، نمای خوبی از محصولات اصلی فروشگاهتان را قرار داده‌اید. این کار به مشتریان کمک می‌کند تا در یک نگاه سریع، ماهیت اصلی فروشگاه را درک کنند و فرصت‌های خرید پنهان را از دست ندهند.

می‌خواهم تنها باشم

بعضی از مشتریان اصلا نمی‌خواهند کسی مزاحمشان شود و صرف نظر از اینکه شما چقدر مودب، مفید یا دلسوز باشید، از این مزاحمت ناراحت می‌شوند.

این افراد، خرید کردن را یک تجربه انفرادی می‌دانند و ممکن است حتی حسی تاملی و مقدس نسبت به آن داشته باشند. آنها ممکن است در حال فرار از یک خانه آشفته یا محیط کاری پر استرس باشند؛ یا شاید هم صرفا یک فرد درون‌گرا هستند که می‌خواهند راحت باشند.

نکته کلیدی اینجاست: به حریم خصوصی آنها احترام بگذارید؛ به آنها فضا بدهید؛ تنها زمانی که از شما کمک خواستند وارد عمل شوید؛ و اگر سوالی هم می‌پرسید، لحنی غیررسمی و خودمانی داشته باشید. مطمئن شوید که احساس امنیت و ارزشمند بودن می‌کنند، حتی اگر این احساس را با سکوت خود منتقل کنید.

از خرید متنفرم و فقط می‌خواهم از اینجا بروم

بدون اینکه بخواهیم جنسیت‌زده به نظر برسیم، این توصیف اغلب در مورد جنس مذکر صدق می‌کند.

این افراد حتی یک لحظه هم به گشت و گذار نمی‌پردازند؛ فورا اسکن می‌کنند، دقیقا همان چیزی را که برایش آمده‌اند را پیدا می‌کنند و بدون تردید به سمت صندوق می‌روند. کار تمام است.

نکته کلیدی اینجاست: این افراد شکارچی هستند، نه جمع‌آوری‌کننده؛ پس کار را برای پیدا کردن آنچه دنبالش هستند آسان کنید. حتما همیشه «محصولات قدیمی و محبوب» خود را موجود داشته باشید تا یک مشتری دائمی و وفادار پیدا کنید.

چرا مردم هنگام خرید تحریک می‌شوند؟

بیایید اعتراف کنیم، ما همه انسانیم و نیازهای اولیه و مشترکی داریم. همه ما می‌خواهیم دوست داشته شویم، توجه بگیریم، احساس امنیت کنیم، درک شویم و در عین حال، منحصربه‌فرد باشیم. شاید کمی بی‌رحمانه به نظر برسد، اما به عنوان صاحب یک فروشگاه، هدف شما این است که از تاکتیک‌های روان‌شناختی هدفمند یا پنهان استفاده کنید تا مشتری را وسوسه کنید.

حتی تنظیم قیمت‌ها با استفاده از روش قدیمی ۰.۹۹ یک ابزار اثبات‌شده در طول زمان است تا مشتریان را فریب دهد و وادار کند فکر کنند قیمت کالا کمتر از چیزی است که واقعا هست.

البته، کسانی که محصولات مربوط به ذهن، بدن و روح را می‌فروشند، بی‌تردید دلایل آگاهی برتر دیگری برای کسب‌وکار خود دارند: کمک کردن، شفا دادن و بیدار کردن دیگران و سیاره زمین.

اما چه می‌شود اگر بتوانید این دو نیت را با هم ترکیب کنید؟ آیا این امکان وجود دارد که هم صداقت و یکپارچگی خود را حفظ کرده و هم روان‌شناسی خرید را درک کنید؟

در سطحی عمیق‌تر، چه می‌شود اگر بتوانید در همان زمان کوتاهی که مشتریان در فروشگاه شما هستند، از نظر روان‌شناختی به آنها کمک کنید؟

فروشگاه یا مرکز درمانی؟

یکی از راه‌های انجام این کار، درک دلایل روان‌شناختی است که باعث می‌شود افراد هنگام خرید تحریک شوند (بله، می‌توانید «درمانگر» را هم به شرح وظایف شغلی خود اضافه کنید!).

به عنوان مثال، کسانی که نمی‌توانند تصمیم بگیرند، ممکن است درگیر یک ترس نسبتا رایج شده باشند: «اگر انتخابم اشتباه باشد چه؟». این ترس از آنجایی ناشی می‌شود که مشتریان، ارتباط خود را با صدای خردمند و شهودی‌شان از دست داده‌اند؛ همان صدایی که به آنها اجازه می‌دهد محیط اطراف خود را درک کرده و اعتماد کنند،

شغل شما می‌تواند کمک به بازیابی اعتماد به نفس آنها باشد. 

چطور؟ به آنها کمک کنید تا به یاد بیاورند «غریزه اولیه» آنها را به کدام سمت هدایت کرده است؛ این کار با گوش دادن به حرف‌هایشان، مشاهده رفتار آنها و منعکس کردن آن به خودشان انجام می‌شود.

مثلا بگویید: «انگار این گوشواره‌ها واقعا شما رو جذب کرده...».

مانع اصلی خرید: مسئله شایستگی

به طور کلی و در ابعاد جهانی، دلیلی که باعث می‌شود مردم در انجام خرید تردید کنند، می‌تواند به یک مسئله واحد تقلیل داده شود: مشکلات شایستگی.

به دلیل وجود همین مانع کلیدی، بسیاری از خریداران به طور ناخودآگاه از خرج کردن پول می‌ترسند و از این بهانه استفاده می‌کنند: «آیا واقعا به این نیاز دارم یا فقط یک خرید آنی است؟».

در عین حال، دلایل اصلی دیگری نیز وجود دارند که مردم واقعا به خاطر آنها خرید می‌کنند:

  • نیاز به تایید یا پذیرفته شدن
  • پیامی که آن کالا منتقل می‌کند یا هدفی که از آن حمایت می‌شود
  • برای پر کردن نوعی خلا یا پوچی
  • این تصور که خرید آن کالا آنها را به انسان بهتری تبدیل خواهد کرد.
  • اعتقاد به اینکه آن کالا یک مشکل را حل می‌کند یا باعث می‌شود احساس امنیت بیشتری داشته باشند.

 جاذبه‌ای قوی نسبت به یک کالا، واکنش عاطفی به آن و یک حس شهودی که آنها «باید صاحب این کالا باشند». اگر به این حس گوش داده و به آن اعتماد شود، مشتری خرید خواهد کرد. نقش شما می‌تواند این باشد که با نرمی و لطافت به آنها کمک کنید تا به آن نقطه برسند.

 تکنیک‌های فروش روان‌شناختی

در اینجا چند پیشنهاد ارائه می‌دهیم که شما و فروشنده‌هایتان می‌توانید با کمک آنها، بدون فریبکاری، فروش خود را بالا ببرید. این تکنیک‌های روان‌شناختی را بر اساس آنچه که برای مشتریان شما مناسب است به کار بگیرید و شاهد افزایش فروش خود باشید!

 حالت روحی مشتریان را درک کنید

رمز موفقیت، درست خواندن نگرش و نشانه‌های غیرکلامی مشتریان است. به جای اینکه یک فروشنده همیشه (و معمولا ساختگی) شاد و پرانرژی باشید، حال و هوای آنها را منعکس کنید و سطح شادی خود را با آنها هماهنگ کنید.

مشتریان همیشه یک فروشنده بیش از حد شاد را نمی‌خواهند، به ویژه اگر برای فرار از فکر و خیال به فروشگاه شما آمده‌اند. اصرار بر گپ زدن، پرسیدن در مورد روزشان، یا حتی صحبت‌های کوتاه در مورد آب و هوا ممکن است آنها را به سمت در خروجی هل بدهد.

نمادگرایی محصولات

محصولات بر اساس ارزش نمادین و معنای شخصی که برای مشتری دارند خریداری می‌شوند. کارایی، منفعت‌گرایی، سرمایه‌گذاری و نیاز، بسیار عقب‌تر از این عامل قرار می‌گیرند. زمانی فروش به سرانجام می‌رسد که کالای مورد نظر مشتری، با نگرش‌ها و «تصویر از خویش» او مطابقت داشته و به او کمک کند تا حس هویت خود را بیان کند

برای مثال، اگر فکر می‌کنید «باحال» هستید و باحال به نظر رسیدن برایتان اهمیت دارد، با کمال میل هزینه بیشتری برای خرید کالایی می‌پردازید که این «عامل باحال بودن» را تامین کند. کالاها، جوایز نمادینی هستند که برای تقویت تصویر از خویش و به نمایش گذاشتن آن به دیگران استفاده می‌شوند.

ترس از زیاده‌روی و افراط

خریدهای آنی و هیجانی که چیزی بیش از یک تسکین عاطفی کوتاه‌مدت فراهم نمی‌کنند، می‌توانند مشکلات بلندمدتی ایجاد کنند: پشیمانی، بدهکاری و حتی احساس تهی بودن بیشتر.

اعتیاد به خرید یک وضعیت روان‌شناختی است که بسیاری از افراد جامعه مادی‌گرای ما را درگیر کرده است. مطالعات نشان می‌دهد که بیش از نیمی از خریدها ممکن است آنی تلقی شوند و هدف اصلی بازاریابان، تحریک خرج کردن بی‌فکرانه است.

کارکنان فروش آموزش دیده‌اند که مشتریان را برای خرید چیزهایی که نیاز ندارند اما همچنان می‌خواهند، ترغیب کنند. از نظر آماری، خریدهای آنلاین بیشتر توسط خرید آنی هدایت می‌شوند تا رفتارهای منطقی، برنامه‌ریزی‌شده و کنترل‌شده. خرید کردن همراه با دوستان معمولا افراد را به خرید چیزهایی که نیاز ندارند تشویق می‌کند، در حالی که خرید همراه با اعضای خانواده تاثیر متضادی دارد.

نکته کلیدی اینجاست: تشویق به افراط در خرید شاید برای سودآوری شما خوب باشد، اما وجدان شما را آزار خواهد داد. میل به استفادهِ ابزاری از ولخرجی، به قیمت از بین بردن قضاوت درستِ مصرف‌کننده، قطعا یک خطای کارمایی است. با این حال، اگر همه ما مصرف‌کنندگانی منطقی با کنترل نفس بالا و عادات خرید مقتصدانه بودیم، اقتصادمان آسیب می‌دید. پس، تلاش کنید به تعادل برسید!

خرید وسواسی

هر چقدر یک فرهنگ فردگراتر باشد (مانند جوامع غربی)، احتمال اینکه مردم به صورت وسواسی خرید کنند، بیشتر است. همچنین، زمانی که تحت استرس هستیم یا احساس می‌کنیم کنترلی بر موقعیت‌ها نداریم، بیشتر احتمال دارد که به صورت آنی خرید کنیم. این احساسات پس از رویدادهای شدید مانند بلایای طبیعی، افزایش می‌یابند.

افرادی که بیشتر مستعد خرید ناگهانی هستند، معمولا کسانی‌ هستند که بیشتر به دنبال هیجان می‌گردند، از کسالت می‌ترسند و علاقه زیادی برای تجربیات جدید و غیرمعمول دارند.

غرق در خود بودن

سطح خودشیفتگی در دهه‌های اخیر افزایش یافته و این دسته از افراد، زمان و پول بیشتری را صرف پرورش «ظاهر» خود و جمع‌آوری دارایی‌های مادی می‌کنند؛ بنابراین جای تعجب ندارد که مصرف آنی به شدت بالا رفته باشد. با این حال، افراد خودشیفته‌ای که احساس می‌کنند از دیگران برتر یا مهم‌تر هستند، تمایل به کنترل نفس بیشتری دارند و در برابر خریدهای آنی، آسیب‌پذیری کمتری از خود نشان می‌دهند.

جمع‌آوری برخی محصولات می‌تواند برای عده‌ای معنای زندگی ایجاد کند. جمله‌ی «من خرید می‌کنم، پس هستم» بیانیه آنهاست؛ شبیه به مذهب، فلسفه یا یک ایدئولوژی سیاسی.

چه به صورت آنی و چه غیر آنی، مصرف‌گرایی یک منبع تعیین‌کننده هویت روان‌شناختی و یک نماد حیاتی در برقراری ارتباطات بین فردی محسوب می‌شود.

قدرت در دست مردم

داشتن قدرت، یک احساس اساسی برای انسان‌هاست. اما عمل ساده‌ی خرید کردن می‌تواند حس سلب قدرت را القا کند، زیرا مشتریان ذاتا تحت سلطه عواملی مانند آنچه موجود است، قیمت‌ها، کارکنان فروشگاه و البته محدودیت‌های بودجه‌شان هستند.

نکته کلیدی اینجاست: ارائه تخفیف‌ها این امکان را به خریدار می‌دهد که نوعی حس کنترل به دست آورد. با این حال، این سطح از قدرت‌گیری می‌تواند به دلیل اختلال در توانایی قضاوت او برای تشخیص اینکه آیا واقعا پیشنهاد خوبی است یا نه، سردرگمی ایجاد کند. به علاوه، این نگرانی وجود دارد که پس از رسیدن به خانه، با وجود تخفیفی که گرفته‌اند، ممکن است دچار پشیمانی پس از خرید شوند.

قابل درک است که فروشگاه‌های کوچک نگران مقرون به صرفه بودن بازگشت کالا (مرجوعی) هستند. اما، ۷۵ درصد از مصرف‌کنندگان می‌گویند اگر فروشگاهی سیاست مرجوعی «بدون قید و شرط» داشته باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که از آن خرید کنند. به عبارت دیگر، سیاست‌های مرجوعی می‌توانند کسب‌وکار شما را بسازند یا نابود کنند.

نکته کلیدی اینجاست: با داشتن یک سیاست عادلانه و واضح که به مشتریان اجازه دهد احساس نکنند با خریدی «گیر افتاده‌اند»، آنها را قدرتمند سازید. این کار از نظر روان‌شناختی باعث می‌شود آنها دوباره به فروشگاه شما بازگردند؛ نه برای مرجوع کردن خریدهایشان، بلکه برای خرید اقلام جدید.

دریافت و بخشیدن

اصل تقابل در روان‌شناسی فروش به این معنی است که وقتی کسی چیزی به ما می‌دهد، ما احساس می‌کنیم مجبوریم چیزی در مقابل به او بازگردانیم. مثلا، زمانی که به بازار می‌روید و احساس می‌کنید به دلیل نمونه رایگانی که دریافت کرده‌اید، موظف هستید چیزی بخرید.

نکته کلیدی اینجاست: به عنوان یک خرده‌فروش، می‌توانید از «هدیه در ازای خرید» یا «یکی بخر دو تا ببر» استفاده کنید. این‌ها در واقع «رشوه اخلاقی» هستند تا به مردم اجازه بدهند نسبت به کسب‌وکار شما سپاسگزار باشند.

محتوا 

یک راه موثر برای ارائه ارزش روان‌شناختی به مشتریان، ارائه محتوا است. برای مثال، یک آزمون سرگرم‌کننده/آموزنده ایجاد کنید تا مشخص شود کدام رایحه‌ی آروماتراپی برای سبک زندگی آنها مناسب‌تر است؛ یا یک دستور پخت صابون خانگی ارائه دهید البته با استفاده از رایحه‌هایی که شما می‌فروشید.

 انحصار و ویژه بودن

کارهایی مانند برگزاری یک «حراج ویژه فقط برای مشتریان برتر» با جشن و خرید خارج از ساعات کاری معمول؛ یا یادداشت‌های دست‌نویس در روز تولدشان و... به حامیان شما اجازه می‌دهد که احساس کنند واقعا به آنها اهمیت داده می‌شود.

تعهد

از منظر روان‌شناسی، انسان‌ها تا حد زیادی تلاش می‌کنند تا وفادار به قول و سازگار با اعمال گذشته‌شان به نظر برسند. برای مثال، وقتی یک نفر به صورت عمومی متعهد می‌شود که یک برنامه کاهش وزن را دنبال کند، احتمال اینکه آن هدف را حفظ کند، بسیار بیشتر خواهد بود.

نکته کلیدی اینجاست: به عنوان یک خرده‌فروش، هدف شما این است که مشتریان را حتی با اقدامی ساده، مثل عضویت در خبرنامه ایمیلی، به برند خود متعهد کنید. با این کار، احتمال بیشتری هست که از فروشگاه شما خرید کنند.

کمیابی

انسان‌ها زمانی انگیزه بیشتری پیدا می‌کنند که این تصور برایشان به وجود بیاید که ممکن است یک فرصت را از دست بدهند. درست مانند یک نوجوان سرکش، اگر کسی بگوید نمی‌توانید چیزی را داشته باشید، آن را بیشتر می‌خواهیم. برای یک فروشگاه کوچک، موجودی محدود اغلب یک واقعیت است، زیرا معمولا تعداد کمی از یک کالای جدید را سفارش می‌دهیم تا بازار را محک بزنیم. گفتن جملاتی مانند «فقط پنج تا باقی مانده»، «تخفیف‌ها سه‌شنبه تمام می‌شود» یا «تولید این کالا متوقف خواهد شد» می‌تواند نیاز به خرید در لحظه را تحریک کند – وگرنه پشیمانی همیشگی به همراه خواهد داشت. اما، صادق باشید!

رقابت و وفاداری قبیله‌ای

نبردهای قدیمی بین برخی کالاها (مانند اپل در مقابل سامسونگ) وفاداری شدید به برند را تقویت می‌کند. به عنوان یک فروشگاه کوچک، به راه‌هایی فکر کنید که بتوانید به نوعی از این سرشت قبیله‌ای انسان‌ها استفاده کنید. شاید یک موضع زیست‌محیطی، سیاسی، اجتماعی، معنوی و... اتخاذ کنید و از بیان آن نترسید. در این دنیای پر از تفرقه که روز به روز در حال رشد است، یک موضع مثبت در حمایت از چیزی ایجاد کنید. این کار ممکن است عده‌ای را از شما دور کند، اما ارتباط شما را با کسانی که در آن هویت مشترک هستند، تقویت خواهد کرد.

شما فقط یک فروشگاه نیستید

داستان شما و دلیل شخصی که برای این کسب‌وکار دارید، شما را به غریبه‌ها پیوند می‌زند و آنها را به مشتری تبدیل می‌کند. یک شخصیت برند خلق کنید که با مشتری هدف شما هماهنگ باشد. هر عنصری باید بازتاب‌دهنده این شخصیت باشد (رنگ‌ها، فونت‌ها، سبک عکس‌ها، متن‌ها، موسیقی، دکور و غیره) و چرایی وجود شما و فروشگاهتان را بیان کند. 

۱۱

خریداران سایه

چگونه به مشتریان «نامرئی» دست پیدا کنیم؟

هدف یک استراتژی بازاریابی خوب، شناسایی خریدار هدف است تا محتوا و تبلیغ شما به دست مخاطب درست برسد. در حقیقت، ۸۹٪ از رهبران بازاریابی معتقدند که شخصی‌سازی (Personalization) در بازاریابی برای موفقیت از اهمیت بالایی برخوردار است.

چگونه می‌توانید استراتژی خود را برای خریدارانی شخصی‌سازی کنید که می‌خواهند پنهان بمانند؟ اینها همان خریداران سایه هستند: آنهایی که تمام مراحل تحقیق و ارزیابی را انجام می‌دهند، بدون آنکه مستقیما با تیم فروش شما تماس بگیرند یا هیچ نشانه آشکاری از علاقه خود در کانال‌های ارتباطی شرکت بر جای بگذارند. این افراد یا سازمان‌ها، اغلب خرید خود را قطعی می‌کنند، در حالی که هرگز یک فرم ثبت‌نام را پر نکرده‌اند، درخواست مشاهده محصول نداده‌اند و حتی وارد مسیر معمول فروش (قیف فروش) شما نشده‌اند. 

با این توضیح، شرکت‌ها چگونه می‌توانند این خریداران را شناسایی کرده، با آن‌ها ارتباط برقرار کنند و آنها را به خرید ترغیب سازند؟

ردیابی سایه‌ها

خریداران سایه یک گروه حاشیه‌ای نیستند؛ بلکه اتفاقا از آگاه‌ترین و جدی‌ترین خریداران بالقوه محسوب می‌شوند. تکامل رفتارهای خرید و افزایش استقلال دیجیتالی در میان خریداران باعث شده که این گروه در حال رشد باشد و کسب‌وکارها دیگر نمی‌توانند آن‌ها را نادیده بگیرند.

این خریداران وب‌سایت‌ها را جستجو می‌کنند، نظرات دیگر کاربران را می‌خوانند و شما را با رقبایتان مقایسه می‌کنند. اما تمام این کارها را به صورت نامرئی و با کمک نگاه مستقل خود انجام می‌دهند. کدام نگاه؟

  • عمل‌گرایی در مقابل فرآیند: آنها به حل مشکلات اهمیت بیشتری می‌دهند تا پیروی کورکورانه از قوانین خرید.

  • تردید نسبت به اقتدار: کانال‌های اداری و بروکراتیک را کُند، بی‌ارتباط یا نامربوط می‌دانند.

  • اختیار و استقلال: معتقدند که می‌توانند (و باید) به صورت مستقل عمل کنند تا به نتایج دلخواه برسند.

  • نوآوری به عنوان یک ارزش: باور دارند که پذیرش زودهنگام ابزارهای جدید و آزمایشگری، راهی برای پیشرفت است.

  • آگاهی از هزینه: برای دستیابی به صرفه‌جویی مالی انگیزه بالایی دارند و ارزش را بالاتر از هر چیز دیگری قرار می‌دهند.

برای ردیابی این خریداران، دقت به جزئیات حرف اول را می‌زند. برای مثال، کسب‌وکارها باید ردپای دیجیتال مانند بازدیدهای وب‌سایت، دانلود محتوا و تعامل در رسانه‌های اجتماعی را زیر نظر بگیرند، حتی زمانی که کاربران هیچ فرمی را تکمیل نمی‌کنند.

کسب و کارها با استفاده از ابزارهای تحلیلی می‌توانند با ردیابی رفتار و الگوهای ناشناس کاربران، که ممکن است نشان‌دهنده قصد خرید باشد (مانند بازدیدهای مکرر از یک صفحه محصول)، این فرآیند را تکمیل کنند.

پلتفرم‌هایی نیز هستند که رفتار تحقیقاتی ناشناس را در سراسر وب جمع‌آوری می‌کنند. این پلتفرم‌ها می‌توانند داده‌های کاربرانی را شناسایی کنند که قصد خرید دارند.

تعامل با خریداران سایه (بدون ترساندن آنها)

مرحله‭ ‬بعدی،‭ ‬ایجاد‭ ‬تعامل‭ ‬با‭ ‬این‭ ‬خریداران‭ ‬است‭. ‬البته‭ ‬باید‭ ‬دقت‭ ‬داشت‭ ‬که‭ ‬باید‭ ‬محتاطانه‭ ‬با‭ ‬آن‌ها‭ ‬ارتباط‭ ‬برقرار‭ ‬کنید،‭ ‬زیرا‭ ‬انتظار‭ ‬ندارند‭ ‬شما‭ ‬آن‌ها‭ ‬را‭ ‬شناخته‭ ‬باشید‭ ‬و‭ ‬اگر‭ ‬پیامی‭ ‬از‭ ‬شما‭ ‬دریافت‭ ‬کنند،‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬از‭ ‬شما‭ ‬فاصله‭ ‬بگیرند‭. ‬پس‭ ‬باید‭ ‬ناملموس‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬محتوای‭ ‬شخصی‌سازی‭ ‬شده‭ ‬به‭ ‬آنها‭ ‬نزدیک‭ ‬شوید‭.‬

توصیه‌های کلیدی برای تعامل:

  • ارائه محتوای با ارزش و در دسترس: مطمئن شوید که در وبسایتتان راهنماهای دقیق درباره محصول، مطالعات موردی و فضای مقایسه وجود داشته باشد تا در مرحله تحقیق، از خریداران سایه حمایت شود.

  • اجازه دهید امور کار در اختیارشان باشد: مسیرهای تعاملی منعطف و کم‌اصطکاک ارائه دهید، مانند محتوای بدون نیاز به ثبت‌نام، گفتگوی زنده یا پرسش و پاسخ‌های ناشناس، تا خریداران بتوانند بدون ارائه اطلاعات شخصی، تعامل داشته باشند.

  • استفاده هوشمندانه از داده‌ها: از داده‌های رفتاری استفاده کنید تا تجربیات وب‌سایت را شخصی‌سازی کنید، بدون آنکه نیاز به تماس مستقیم باشد.

  • اعتمادسازی: نظرات دیگر کاربران، تاییدیه‌های فنی و اطلاعات شفاف محصول را به نمایش بگذارید تا به اعتمادسازی کمک کنید.

  • تمرکز بر فرآیند خرید: اطمینان حاصل کنید که فرآیند خرید تا حد امکان یکپارچه و خودکار است تا خریدارانی که تماس مستقیم کمتری را ترجیح می‌دهند، پوشش دهید. زمانی که خریداران سایه بالاخره ارتباط برقرار می‌کنند، به سرعت و با اطلاعاتی متناسب با سفر دیجیتال آنها پاسخگویشان باشید.

برای مثال، ممکن است یک شرکت نرم‌افزاری متوجه افزایش ترافیک در صفحه قیمت‌گذاری خود شود، اما تعداد درخواست‌ها برای مشاهده محصول کم باشد. آنها با تجزیه و تحلیل مسیر کاربران، متوجه می‌شوند که بسیاری از بازدیدکنندگان، نظرات مشتریان و راهنماهای مقایسه‌ای را مطالعه کرده‌اند. بنابراین، یک چت‌بات اضافه می‌کنند که یک «تور فوری آشنایی با محصول» را بدون نیاز به هیچ ثبت‌نامی ارائه می‌دهد. این اقدام منجر به جهش ناگهانی در نرخ تبدیل از سوی بازدیدکنندگانی می‌شود که قبلا ناشناس بودند.

ساختن روابط

خریداران سایه بخش کلیدی از چشم‌انداز خرید مدرن هستند و نباید نادیده گرفته شوند. اگر سازمان‌ها به جای تمرکز صرف بر تراکنش‌های فردی، بر ایجاد رابطه با این خریداران بالقوه تمرکز کنند، می‌توانند تغییرات استراتژیکی در استراتژی‌های بازاریابی خود ایجاد کنند که برای این مخاطبان پنهان جذاب باشند.

برندها با استفاده از فناوری برای ارائه تعامل ظریف، به نمایش گذاشتن ارزش در هر کجا که ممکن است و ایجاد فرآیند خرید تا حد امکان بدون دخالت مستقیم، برندها می‌توانند استراتژی‌هایی برای ورود به بازار طراحی کنند که تضمین می‌کند خریداران سایه خود را نمایان سازند.

۱۲

محتوا همچنان پادشاه است!

می‌توانید‭ ‬به‭ ‬یک‭ ‬اصل‭ ‬آزموده‭ ‬شده‭ ‬و‭ ‬قدیمی‭ ‬بازگردید‭:‬ محتوا‭ ‬‮‬همچنان‬‭ ‬پادشاه‭ ‬است‭!‬

بیایید با واقعیت روبه‌رو شویم؛ چند سال اخیر برای اغلب مالکان کسب‌وکارهای خرده‌فروشی، بسیار چالش‌برانگیز بوده است. بسیاری از خرده‌فروشان در جستجوی روش‌های جدید یا بهبود یافته برای تبلیغ برند و یا کسب‌وکار خود هستند، در حالی که سرمایه چندانی هم برای بازاریابی و تبلیغات ندارند.

به دلیل افزایش شدید هزینه‌های تولید، حمل و نقل و... هزینه‌های تولید یا تامین کالا در حال افزایش است. به همین دلیل، بسیاری از خرده‌فروشان از امتحان محصولات جدید می‌ترسند و اغلب به سراغ محصولات قدیمی و «آزموده شده» خود باز می‌گردند.

در چنین وضعیتی، خرده‌فروشان چه کاری می‌توانند انجام دهند تا فروش خود را افزایش دهند؟ به‌ویژه زمانی که بودجه‌های بازاریابی کوچک و کوچک‌تر می‌شوند. خبر خوب اینکه می‌توانید به یک اصل آزموده شده و قدیمی بازگردید: محتوا (همچنان) پادشاه است!

محتوا (واقعا) چیست؟

محتوا به طور کلی شامل وبلاگ‌ها، مقالات خبری، پادکست‌ها ولاگ‌ها (وبلاگ‌های ویدئویی)، کلاس‌ها، رویدادهای مجازی و... است. اما سوال اصلی این است که تمرکز یا پیام شما چه باید باشد؟

بازاریابی محتوایی نیز به معنای ارائه موضوعات عالی، مرتبط و با پشتوانه تحقیقاتی خوب است که به برند و کسب‌وکار شما، اعتبار لازم را می‌دهد؛ اعتباری که از دانش شما نسبت به بازار و پایگاه مشتریانتان و همچنین نقاط تماس آن‌ها با محصولات شما نشات می‌گیرد.

تجربه مشتریان از محتوای شما، بخشی از تعهد برند شماست که با تجربه مورد انتظار آنها، پیوند خورده؛ اما خبر خوب این است که لازم نیست تمام محتوای خود را شخصا تولید کنید.

برای مثال، بیایید موضوع مدیتیشن را در نظر بگیریم. با الهام از مطالب کتاب‌های مربوط به مدیتیشن، مطالب مختلفی آماده کنید. می‌توانید مطلب وبلاگی بنویسید، یک ولاگ ضبط کنید، یا یک کلاس یا سمینار رایگان حضوری یا مجازی درباره مدیتیشن برگزار کنید.

به عنوان بخشی از این مسیر، حتما ۱۰ ابزار پرفروش مدیتیشن خود را معرفی کنید؛ محصولاتی مانند دفترچه‌های یادداشت، اپ‌ها، کتاب‌ها، زیراندازهای مارک، کاسه‌های تبتی عود یا تایمرهای مدیتیشن.

محتوای تبلیغاتی

چگونه محتوا می‌تواند فروش را افزایش بدهد؟

پیش از هر تعطیلات مهم، در وبلاگ خود یک مطلب درباره ۲۰ هدیه برتر پیشنهادی از موجودی فروشگاه خود منتشر کنید – یک فهرست هدیه که با نام برند شما علامت‌گذاری شده باشد – و مشتریان خود را مطلع کنید. خریداران عاشق فهرست‌ها هستند و ترجیح می‌دهند به جای فکر کردن به ایده هدیه، پیشنهاداتی برای خرید هدیه دریافت کنند.

فراموش نکنید که محتوای خود را به صورت مستمر و از طریق کانال‌های شبکه‌های اجتماعی، سایت، وبلاگ و خبرنامه‌های مشتریان خود بازنشر کنید. محتوا می‌تواند شامل «تجربیات» نیز باشد؛ برای مثال یک خرده‌فروش، برای تبلیغ فهرست کتاب‌های شگفت‌انگیز کودکان برای مطالعه تابستانی، یک استخر کوچک بادی پُر از شن در فروشگاهش برپا کرد تا کودکان در آن بازی کنند. یا برای هالووین، یک مسابقه لباس مبدل (البته اگه به دلیل اشائه فرهنگ بیگانه پلمپ نشین) و برای روز ولنتاین، یک طاق بادکنکی برای سلفی گرفتن پیشنهاد دهید. محتوای تجربه‌محور اغلب به‌یادماندنی‌ترین نوع محتوا است.

به یاد داشته باشید که از «محتوای غیرکلامی» نیز استفاده کنید؛ این محتواها می‌تواند شامل تصاویر با کیفیت بالا باشد. از جمله لوگو، عکس محصولات، لوکیشن فروشگاه فیزیکی و حتی عکس خودتان به عنوان نویسنده محتوا.

شبکه‌های اجتماعی؟

محتوای شبکه‌های اجتماعی شما می‌تواند شامل ویدئوهای کوتاه چند دقیقه‌ای باشد که در آنها چند «محصول برتر هفته» یا محصولات جدید را معرفی می‌کنید. شور و اشتیاق شما نسبت به محصولاتتان مسری است و به مشتریان کمک می‌کند فروشگاه شما را هنگام خرید هدیه، در تعطیلات یا حتی بدون هیچ دلیلی، در اولویت ذهنی خود قرار دهند.

شبکه های اجتماعی

وقتی مشتری‌ها منبع الهام محتوا می‌شوند

در صورت امکان از مشتریان خود بپرسید که با چه سه کلمه‌ای کسب‌وکار شما را توصیف می‌کنند و سپس این اصطلاحات را به طور مکرر در تمام نقاط محتوایی خود به کار ببرید. این کلمات یا ایده‌های مثبت باید به بنیان تمام محتوای شما تبدیل شوند، زیرا این کلمات، تجربه مشتریان از کسب‌وکار شما را نشان می‌دهند و این تجربه می‌تواند حتی قدرتمندتر از اصطلاحاتی باشد که شاید خودتان مایلید مطرح کنید.

برای مثال، اگر مشتریان شما موجودی کالایتان را «جامع و کامل» توصیف می‌کنند، از آن اصطلاح برای توصیف برند یا فروشگاه خود استفاده کنید. اگر مشتری‌ها، کارکنان شما را «دوست‌داشتنی» یا «راهگشا» توصیف می‌کنند (در فروشگاه فیزیکی)، پس روی این ویژگی تیم خود بیشتر تمرکز کرده و اینطور تبلیغ کنید که تیم شما به هر مشتری کمک می‌کند تا انتخاب‌های آگاهانه داشته باشد.

سر و سامان دادن به محتوا

برای ایده‌یابی، می‌توانید به فکر یک تقویم از موضوعات و تم‌ها باشید و یک ایده یا موضوع اصلی برای هر ماه انتخاب کنید؛ مثلا «قدردانی» برای این ماه، «جشن» برای ماه بعدی، «شروع‌های جدید» برای ماه دوم و...

در نهایت، اهمیت کلمات کلیدی را به عنوان جزء مهمی از بهینه‌سازی موتورهای جستجو (SEO) نادیده نگیرید؛ عاملی که پیدا کردن کسب‌وکار شما را در جستجوهای آنلاین آسان‌تر می‌کند. در محتواهای خود به اندازه لازم این کلمات کلیدی استفاده کنید تا مشتری راحت‌تر بتواند شما را پیدا کند.

۱۳

دیجی‌کالا‭ ‬بزرگترین‭ ‬ویترین‭ ‬آنلاین‭ ‬کشور‭ ‬است

گفتگو‭ ‬با‭ ‬سعید‭ ‬حاجی‌زاده،‭ ‬هم‌راهبر‭ ‬تیم‭ ‬پلتفرم‭ ‬دیجی‌کالا

دیجی‌کالا به‌عنوان بزرگ‌ترین مارکت‌پلیس ایران، تجربه گسترده‌ای در تعامل با برندها دارد؛ تجربه‌ای که با وجود چالش‌ها، در مجموع موفق بوده است. این تعامل همواره پرسش‌هایی درباره توازن قدرت، نقش رگولاتوری و نحوه همکاری با برندها ایجاد کرده است. گفت‌وگو با سعید حاجی‌زاده نشان می‌دهد دیجی‌کالا در همکاری با برندها رویکردی منعطف دارد، اما در عین حال بر اصول، چارچوب‌ها و چشم‌انداز بلندمدت خود پایبند می‌ماند.

در‭ ‬موضوع‭ ‬ارتباط‭ ‬برند‭ ‬با‭ ‬مارکت‌پلیس،‭ ‬مسلما‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬اولین‭ ‬پلتفرم‭ ‬فروش‭ ‬آنلاین‭ ‬در‭ ‬ایران‭ ‬و‭ ‬رهبر‭ ‬بازار،‭ ‬بیشترین‭ ‬تجربه‭ ‬تعامل‭ ‬با‭ ‬برندها‭ ‬را‭ ‬دارد‭. ‬تجربه‌هایی‭ ‬که‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬از‭ ‬جنس‭ ‬شکست‭ ‬و‭ ‬موفقیت‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬اندازه‭ ‬بازار‭ ‬آنها‭ ‬نشان‭ ‬می‌دهد‭ ‬که‭ ‬می‌توان‭ ‬در‭ ‬مجموع،‭ ‬این‭ ‬روند‭ ‬را‭ ‬یک‭ ‬روند‭ ‬موفق‭ ‬دانست‭. ‬اما‭ ‬این‭ ‬تعامل‭ ‬چگونه‭ ‬شکل‭ ‬گرفت؟‭ ‬در‭ ‬اختلاف‌ها،‭ ‬چه‭ ‬کسی‭ ‬دست‭ ‬بالا‭ ‬را‭ ‬دارد؟‭ ‬مارکت‌پلیسی‭ ‬مانند‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬با‭ ‬آن‭ ‬ضریب‭ ‬نفوذ‭ ‬گسترده‭ ‬به‭ ‬جغرافیای‭ ‬ایران،‭ ‬تا‭ ‬چه‭ ‬اندازه‭ ‬به‭ ‬خود‭ ‬حق‭ ‬رگولاتوری‭ ‬می‌دهد؟‭ ‬در‭ ‬گفتگویی‭ ‬که‭ ‬با‭ ‬سعید‭ ‬حاجی‌زاده،‭ ‬هم‌راهبر‭ ‬تیم‭ ‬پلتفرم‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬داشتم،‭ ‬چندان‭ ‬به‭ ‬صورت‭ ‬مستقیم‭ ‬این‭ ‬سوالات‭ ‬را‭ ‬مطرح‭ ‬نکردم‭ ‬و‭ ‬بیشتر‭ ‬تلاش‭ ‬کردم‭ ‬از‭ ‬میان‭ ‬حرف‌ها‭ ‬و‭ ‬تفکراتش‭ ‬برای‭ ‬پاسخ‭ ‬دادن،‭ ‬نوع‭ ‬نگاه‭ ‬او‭ ‬به‭ ‬برندها‭ ‬را‭ ‬درک‭ ‬کنم‭. ‬در‭ ‬انتهای‭ ‬مصاحبه‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬نتیجه‭ ‬رسیدم‭ ‬که‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬احتمالا‭ ‬نگاه‭ ‬منعطفی‭ ‬در‭ ‬توافق‭ ‬کردن‭ ‬با‭ ‬برندها‭ ‬در‭ ‬سطوح‭ ‬مختلف‭ ‬دارد،‭ ‬اما‭ ‬در‭ ‬عین‭ ‬حال‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬چارچوب‭ ‬اصلی‭ ‬که‭ ‬برای‭ ‬خود‭ ‬در‭ ‬نظر‭ ‬گرفته‭ ‬و‭ ‬تصویری‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬آینده‭ ‬خود‭ ‬دارد،‭ ‬قصور‭ ‬نمی‌کند‭.‬


با‭ ‬معرفی‭ ‬خودتان‭ ‬شروع‭ ‬کنیم

سعید‭ ‬حاجی‌زاده‭ ‬هستم،‭ ‬هم‌راهبر‭ ‬تیم‭ ‬پلتفرم‭ ‬دیجی‌کالا‭.‬

شما‭ ‬چه‭ ‬چیزی‭ ‬را‭ ‬‮«‬برند‮»‬‭ ‬تعریف‭ ‬می‌کنید؟‭ ‬

نگاه‭ ‬امروز‭ ‬ما‭ ‬به‭ ‬برند‭ ‬در‭ ‬دیجی‌کالا،‭ ‬خیلی‭ ‬نگاه‭ ‬قانونی‭/‬اسنادی‭ ‬است‭. ‬یعنی‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬برند‭ ‬ایرانی،‭ ‬چیزی‭ ‬برای‭ ‬ما‭ ‬برند‭ ‬محسوب‭ ‬می‌شود‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬برند‭ ‬در‭ ‬داخل‭ ‬کشور‭ ‬ثبت‭ ‬قوه‭ ‬قضاییه‭ ‬داشته‭ ‬باشد‭. ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬برند‭ ‬خارجی‭ ‬هم‭ ‬چیزی‭ ‬برند‭ ‬به‭ ‬حساب‭ ‬می‌آید‭ ‬که‭ ‬اسناد‭ ‬مرتبط‭ ‬با‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬مشاهده‭ ‬کنیم‭ ‬که‭ ‬نشان‭ ‬می‌دهد‭ ‬این‭ ‬برند‭ ‬جایی‭ ‬ثبت‭ ‬شده‭ ‬یا‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬مارکت‌پلیس‭ ‬معتبر،‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬برند‭ ‬مطرح‭ ‬شده‭ ‬است‭. ‬این‭ ‬نگاهی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬قدیم‭ ‬با‭ ‬ما‭ ‬آمده‭ ‬و‭ ‬برای‭ ‬خودمان‭ ‬هم‭ ‬جای‭ ‬بازنگری‭ ‬دارد‭ ‬ولی‭ ‬در‭ ‬حال‭ ‬حاضر،‭ ‬برند‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬رویه‭ ‬قانونی‭ ‬و‭ ‬مبتنی‭ ‬بر‭ ‬اسناد‭ ‬و‭ ‬مدارک‭ ‬پیش‭ ‬می‌رود‭.‬

معیارهای‭ ‬آماری‭ ‬خاصی‭ ‬ندارید‭ ‬و‭ ‬اگر‭ ‬برندی‭ ‬تاسیس‭ ‬کنم‭ ‬بدون‭ ‬آنکه‭ ‬اندازه‭ ‬بازار‭ ‬خاصی‭ ‬داشته‭ ‬باشم،‭ ‬از‭ ‬نگاه‭ ‬شما‭ ‬برند‭ ‬هستم؟

بله‭ ‬هر‭ ‬چیزی‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬قوه‭ ‬قضاییه‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬برند‭ ‬ثبت‭ ‬شده‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬کالایی‭ ‬هم‭ ‬در‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬برای‭ ‬فروش‭ ‬داشته‭ ‬باشد،‭ ‬می‌تواند‭ ‬ثبت‭ ‬برند‭ ‬در‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬را‭ ‬هم‭ ‬انجام‭ ‬بدهد‭.‬

سیاست‭ ‬کلی‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬حضور‭ ‬برندها‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬مارکت‌پلیس‭ ‬چیست؟

به‭ ‬طور‭ ‬کلی‭ ‬برندها‭ ‬به‭ ‬دو‭ ‬شکل‭ ‬با‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬کار‭ ‬می‌کنند‭. ‬بخشی‭ ‬از‭ ‬آنها‭ ‬با‭ ‬‮«‬ریتیل‮»‬‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬تامین‭ ‬کننده‭ ‬همکاری‭ ‬دارند‭. ‬عمده‌ی‭ ‬محصولاتی‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬وبسایت‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬تحت‭ ‬عنوان‭ ‬فروشنده‌ی‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬می‌بینید،‭ ‬توسط‭ ‬برندها‭ ‬تامین‭ ‬می‌شوند‭. ‬اما‭ ‬برندهای‭ ‬بیشتری‭ ‬هم‭ ‬در‭ ‬مارکت‌پلیس‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬فروشنده،‭ ‬مستقیما‭ ‬در‭ ‬حال‭ ‬فعالیت‭ ‬هستند‭. ‬اینها‭ ‬مدل‌های‭ ‬همکاری‭ ‬ما‭ ‬هستند‭ ‬و‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬خیلی‭ ‬خوشحال‭ ‬می‌شود‭ ‬که‭ ‬برندها،‭ ‬راحت‌تر‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬شرایط‭ ‬مطلوب‌تری‭ ‬بتوانند‭ ‬مستقیما‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬فروشنده‭ ‬فعال‭ ‬باشند‭. ‬طبیعتا‭ ‬این‭ ‬ارتباط‭ ‬مستقیم‭ ‬برند‭ ‬با‭ ‬مشتری‭ ‬برای‭ ‬ما‭ ‬مزایای‭ ‬بسیار‭ ‬زیادی‭ ‬دارد‭ ‬و‭ ‬فکر‭ ‬می‌کنم‭ ‬برای‭ ‬آنها‭ ‬هم‭ ‬مزایای‭ ‬قابل‭ ‬توجهی‭ ‬داشته‭ ‬باشد‭. ‬

دیجی کالا

فعالیت‭ ‬ترکیبی‭ ‬هم‭ ‬امکان‌پذیر‭ ‬هست؟

بله‭ ‬برندهایی‭ ‬داریم‭ ‬که‭ ‬هم‭ ‬تامین‭ ‬کننده‭ ‬ریتیل‭ ‬ما‭ ‬هستند‭ ‬و‭ ‬هم‭ ‬روی‭ ‬دسته‌ای‭ ‬از‭ ‬محصولاتشان‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬فروشنده‭ ‬در‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬کار‭ ‬می‌کنند‭. ‬چون‭ ‬بخش‭ ‬ریتیل‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬روی‭ ‬همه‭ ‬کالاهای‭ ‬یک‭ ‬برند‭ ‬کار‭ ‬نکند،‭ ‬ولی‭ ‬برند‭ ‬می‌تواند‭ ‬روی‭ ‬همه‭ ‬کالاهای‭ ‬خودش‭ ‬که‭ ‬بخواهد،‭ ‬فروش‭ ‬مستقیم‭ ‬داشته‭ ‬باشد‭.‬

هرکدام‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬استراتژی‌ها‭ ‬چه‭ ‬مزیتی‭ ‬برای‭ ‬برند‭ ‬و‭ ‬چه‭ ‬مزیتی‭ ‬برای‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬دارد؟

مهمترین‭ ‬بخش‭ ‬حضور‭ ‬مستقیم‭ ‬برند‭ ‬در‭ ‬مارکت‌پلیس‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬برند،‭ ‬مدیریت‭ ‬کامل‭ ‬محصول‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬اختیار‭ ‬دارد‭. ‬از‭ ‬قیمت‌گذاری‭ ‬و‭ ‬همراستا‭ ‬کردن‭ ‬پروموشن‌های‭ ‬برند‭ ‬خودش‭ ‬در‭ ‬فضای‭ ‬بیرون‭ ‬با‭ ‬پروموشن‌های‭ ‬خود‭ ‬در‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬گرفته‭ ‬تا‭ ‬تعامل‭ ‬مستقیم‭ ‬با‭ ‬مشتری،‭ ‬بررسی‭ ‬کامنت‌ها‭ ‬و‭ ‬پاسخ‭ ‬دادن‭ ‬به‭ ‬سوالات‭ ‬آنها‭. ‬اینها‭ ‬بخشی‭ ‬از‭ ‬مزیت‌های‭ ‬حضور‭ ‬برند‭ ‬در‭ ‬مارکت‌پلیس‭ ‬است‭. ‬از‭ ‬سوی‭ ‬دیگر،‭ ‬همکاری‭ ‬با‭ ‬ریتیل‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬این‭ ‬مزیت‭ ‬را‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬برند‭ ‬درگیر‭ ‬برخی‭ ‬پیچیدگی‌ها‭ ‬نمی‌شود‭ ‬و‭ ‬همانطور‭ ‬که‭ ‬با‭ ‬دیگر‭ ‬کانال‌های‭ ‬فروش‭ ‬B۲B‭ ‬خودش‭ ‬همکاری‭ ‬می‌کند‭ ‬–‭ ‬که‭ ‬مدل‭ ‬ساده‌ای‭ ‬از‭ ‬فروش‭ ‬کالا‭ ‬است‭ ‬–‭ ‬با‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬هم‭ ‬کار‭ ‬می‌کند‭.‬

ترجیح‭ ‬خود‭ ‬دیجی‌کالا،‭ ‬کدام‭ ‬روش‭ ‬همکاری‭ ‬است؟

واقعا‭ ‬نمی‌شود‭ ‬گفت‭ ‬که‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬دو‭ ‬مدل‭ ‬برای‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬ایده‌آل‭ ‬است‭. ‬این‭ ‬مساله‭ ‬بسته‭ ‬به‭ ‬گروه‭ ‬کالایی‌های‭ ‬مختلف،‭ ‬حجم‭ ‬فروش‭ ‬برند‭ ‬و‭ ‬نوع‭ ‬ماهیت‭ ‬کالایی‭ ‬این‭ ‬برند،‭ ‬تفاوت‭ ‬دارد‭. ‬مثلا‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬ترجیح‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬این‭ ‬باشد‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬سری‭ ‬گروه‭ ‬کالایی‌ها،‭ ‬برندها‭ ‬خودشان‭ ‬مستقیم‭ ‬وارد‭ ‬شوند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬برخی‭ ‬گروه‭ ‬کالایی‌ها،‭ ‬ریتیل‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬علاقه‌مند‭ ‬به‭ ‬همکاری‭ ‬باشد‭.

‬ممکن‭ ‬است‭ ‬ترجیح‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬این‭ ‬باشد‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬سری‭ ‬گروه‭ ‬کالایی‌ها،‭ ‬برندها‭ ‬خودشان‭ ‬مستقیم‭ ‬وارد‭ ‬شوند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬برخی‭ ‬گروه‭ ‬کالایی‌ها،‭ ‬ریتیل‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬علاقه‌مند‭ ‬به‭ ‬همکاری‭ ‬باشد‭.

جی‌کالا‭ ‬این‭ ‬باشد‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬سری‭ ‬گروه‭ ‬کالایی‌ها،‭ ‬برندها‭ ‬خودشان‭ ‬مستقیم‭ ‬وارد‭ ‬شوند‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬برخی‭ ‬گروه‭ ‬کالایی‌ها،‭ ‬ریتیل‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬علاقه‌مند‭ ‬به‭ ‬همکاری‭ ‬باشد‭.

در‭ ‬کل،‭ ‬به‭ ‬نظر‭ ‬من‭ ‬مدل‭ ‬ایده‌آل‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬برند‭ ‬حضور‭ ‬مستقیم‭ ‬داشته‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬بتواند‭ ‬از‭ ‬همه‭ ‬مزایای‭ ‬حضور‭ ‬مستقیم‭ ‬استفاده‭ ‬کند؛‭ ‬اما‭ ‬همزمان‭ ‬در‭ ‬جاهایی‭ ‬که‭ ‬فرصت‭ ‬همکاری‭ ‬با‭ ‬ریتیل‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭ ‬هم‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬استفاده‭ ‬کند‭ ‬و‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬هم‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬یک‭ ‬کانال‭ ‬فروش،‭ ‬در‭ ‬نظر‭ ‬بگیرد‭.

‬تعامل‭ ‬برند‭ ‬و‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬در‭ ‬ریتیل‭ ‬یک‭ ‬همکاری‭ ‬سنتی‭ ‬و‭ ‬مشخص‭ ‬است‭. ‬اما‭ ‬در‭ ‬تعامل‭ ‬برند‭ ‬برای‭ ‬فروش‭ ‬مستقیم،‭ ‬شما‭ ‬چه‭ ‬چالش‌هایی‭ ‬دارید؟

البته‭ ‬که‭ ‬برندهای‭ ‬زیادی‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬با‭ ‬ما‭ ‬همکاری‭ ‬می‌کنند‭ ‬و‭ ‬چندان‭ ‬مخالفتی‭ ‬با‭ ‬روح‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬ندارند‭ ‬و‭ ‬اتفاقا‭ ‬این‭ ‬نگاه‭ ‬مثبت‭ ‬به‭ ‬بازار‭ ‬آزاد،‭ ‬به‭ ‬فروش‭ ‬اورگانیک‭ ‬آنها‭ ‬کمک‭ ‬می‌کند‭ ‬و‭ ‬ضریب‭ ‬نفوذ‭ ‬بیشتری‭ ‬به‭ ‬آنها‭ ‬می‌دهد‭ ‬و‭ ‬سهم‭ ‬بیشتری‭ ‬هم‭ ‬از‭ ‬بازار‭ ‬برای‭ ‬آنها‭ ‬به‭ ‬ارمغان‭ ‬می‌آورد‭. ‬در‭ ‬مجموع،‭ ‬ما‭ ‬فکر‭ ‬می‌کنیم‭ ‬که‭ ‬اگر‭ ‬برندها‭ ‬هم‭ ‬مثل‭ ‬ما‭ ‬تفکر‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬را‭ ‬قبول‭ ‬داشته‭ ‬باشند،‭ ‬همراستایی‭ ‬بیشتری‭ ‬با‭ ‬هم‭ ‬خواهیم‭ ‬داشت‭ ‬و‭ ‬احتمالا‭ ‬همکاری‭ ‬بهتری‭ ‬را‭ ‬هم‭ ‬تجربه‭ ‬می‌کنیم‭.‬

یکی‭ ‬از‭ ‬نکات‭ ‬بسیار‭ ‬مهم‭ ‬برای‭ ‬ما‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬تا‭ ‬هر‭ ‬اندازه‭ ‬زیرساخت‌های‭ ‬مختلف‭ ‬حقوقی‭ ‬و‭ ‬فرهنگی‭ ‬اجازه‭ ‬بدهد،‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬به‭ ‬یک‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬نزدیک‭ ‬شود‭. ‬این‭ ‬ذاتا‭ ‬برای‭ ‬ما‭ ‬خیلی‭ ‬مهم‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬این‭ ‬اتفاقا‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬جاهایی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬یک‭ ‬برند‭ ‬می‌تواند‭ ‬با‭ ‬این‭ ‬نگاه‭ ‬دچار‭ ‬مشکل‭ ‬شود‭ ‬که‭ ‬مثال‭ ‬بارز‭ ‬آن،‭ ‬حاکمیت‭ ‬قیمت‭ ‬است‭. ‬بعضی‭ ‬از‭ ‬برندها‭ ‬ترجیح‭ ‬می‌دهند‭ ‬مدیریت‭ ‬قیمت‭ ‬محصولاتشان‭ ‬در‭ ‬اختیار‭ ‬خودشان‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬اما‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬لزوما‭ ‬چنین‭ ‬امتیازی‭ ‬در‭ ‬اختیار‭ ‬برند‭ ‬نیست‭. ‬این‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬جاهایی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬یک‭ ‬برند‭ ‬می‌تواند‭ ‬دچار‭ ‬چالش‭ ‬شود،‭ ‬اگر‭ ‬ذهنیتش‭ ‬به‭ ‬ذهنیت‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬نزدیک‭ ‬نباشد‭. ‬ترجیح‭ ‬ما‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬تا‭ ‬حد‭ ‬امکان‭ ‬و‭ ‬تا‭ ‬جاییکه‭ ‬زیرساخت‌های‭ ‬قانونی‭ ‬و‭ ‬فرهنگی‭ ‬به‭ ‬ما‭ ‬اجازه‭ ‬بدهد،‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬یک‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬بماند‭. ‬

فروش آنلاین دیجی کالا

در‭ ‬کل،‭ ‬به‭ ‬نظر‭ ‬من‭ ‬مدل‭ ‬ایده‌آل‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬برند‭ ‬حضور‭ ‬مستقیم‭ ‬داشته‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬بتواند‭ ‬از‭ ‬همه‭ ‬مزایای‭ ‬حضور‭ ‬مستقیم‭ ‬استفاده‭ ‬کند؛‭ ‬اما‭ ‬همزمان‭ ‬در‭ ‬جاهایی‭ ‬که‭ ‬فرصت‭ ‬همکاری‭ ‬با‭ ‬ریتیل‭ ‬وجود‭ ‬دارد‭ ‬هم‭ ‬از‭ ‬آن‭ ‬استفاده‭ ‬کند‭ ‬و‭ ‬آن‭ ‬را‭ ‬هم‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬یک‭ ‬کانال‭ ‬فروش،‭ ‬در‭ ‬نظر‭ ‬بگیرد‭.‬

البته‭ ‬که‭ ‬برندهای‭ ‬زیادی‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬با‭ ‬ما‭ ‬همکاری‭ ‬می‌کنند‭ ‬و‭ ‬چندان‭ ‬مخالفتی‭ ‬با‭ ‬روح‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬ندارند‭ ‬و‭ ‬اتفاقا‭ ‬این‭ ‬نگاه‭ ‬مثبت‭ ‬به‭ ‬بازار‭ ‬آزاد،‭ ‬به‭ ‬فروش‭ ‬اورگانیک‭ ‬آنها‭ ‬کمک‭ ‬می‌کند‭ ‬و‭ ‬ضریب‭ ‬نفوذ‭ ‬بیشتری‭ ‬به‭ ‬آنها‭ ‬می‌دهد‭ ‬و‭ ‬سهم‭ ‬بیشتری‭ ‬هم‭ ‬از‭ ‬بازار‭ ‬برای‭ ‬آنها‭ ‬به‭ ‬ارمغان‭ ‬می‌آورد‭. ‬در‭ ‬مجموع،‭ ‬ما‭ ‬فکر‭ ‬می‌کنیم‭ ‬که‭ ‬اگر‭ ‬برندها‭ ‬هم‭ ‬مثل‭ ‬ما‭ ‬تفکر‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬را‭ ‬قبول‭ ‬داشته‭ ‬باشند،‭ ‬همراستایی‭ ‬بیشتری‭ ‬با‭ ‬هم‭ ‬خواهیم‭ ‬داشت‭ ‬و‭ ‬احتمالا‭ ‬همکاری‭ ‬بهتری‭ ‬را‭ ‬هم‭ ‬تجربه‭ ‬می‌کنیم‭.‬

تعامل‭ ‬برند‭ ‬و‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬در‭ ‬ریتیل‭ ‬یک‭ ‬همکاری‭ ‬سنتی‭ ‬و‭ ‬مشخص‭ ‬است‭. ‬اما‭ ‬در‭ ‬تعامل‭ ‬برند‭ ‬برای‭ ‬فروش‭ ‬مستقیم،‭ ‬شما‭ ‬چه‭ ‬چالش‌هایی‭ ‬دارید؟

یکی‭ ‬از‭ ‬نکات‭ ‬بسیار‭ ‬مهم‭ ‬برای‭ ‬ما‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬تا‭ ‬هر‭ ‬اندازه‭ ‬زیرساخت‌های‭ ‬مختلف‭ ‬حقوقی‭ ‬و‭ ‬فرهنگی‭ ‬اجازه‭ ‬بدهد،‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬به‭ ‬یک‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬نزدیک‭ ‬شود‭. ‬این‭ ‬ذاتا‭ ‬برای‭ ‬ما‭ ‬خیلی‭ ‬مهم‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬این‭ ‬اتفاقا‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬جاهایی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬یک‭ ‬برند‭ ‬می‌تواند‭ ‬با‭ ‬این‭ ‬نگاه‭ ‬دچار‭ ‬مشکل‭ ‬شود‭ ‬که‭ ‬مثال‭ ‬بارز‭ ‬آن،‭ ‬حاکمیت‭ ‬قیمت‭ ‬است‭. ‬بعضی‭ ‬از‭ ‬برندها‭ ‬ترجیح‭ ‬می‌دهند‭ ‬مدیریت‭ ‬قیمت‭ ‬محصولاتشان‭ ‬در‭ ‬اختیار‭ ‬خودشان‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬اما‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬لزوما‭ ‬چنین‭ ‬امتیازی‭ ‬در‭ ‬اختیار‭ ‬برند‭ ‬نیست‭. ‬این‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬جاهایی‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬یک‭ ‬برند‭ ‬می‌تواند‭ ‬دچار‭ ‬چالش‭ ‬شود،‭ ‬اگر‭ ‬ذهنیتش‭ ‬به‭ ‬ذهنیت‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬نزدیک‭ ‬نباشد‭. ‬ترجیح‭ ‬ما‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬تا‭ ‬حد‭ ‬امکان‭ ‬و‭ ‬تا‭ ‬جاییکه‭ ‬زیرساخت‌های‭ ‬قانونی‭ ‬و‭ ‬فرهنگی‭ ‬به‭ ‬ما‭ ‬اجازه‭ ‬بدهد،‭ ‬دیجی‌کالا‭ ‬یک‭ ‬بازار‭ ‬آزاد‭ ‬بماند‭. ‬

پرونده‌های دیگر

نمایش همه پرونده‌ها