بهترین نتیجه بازاریابی فقط با یک عدد

دریافت بهترین خروجی از هزینه تبلیغات با محاسبه درست

در بازاریابی دیجیتال، برای تقریباً هر کانال و کمپینی یک شاخص وجود دارد. گوگل ادز بازده هزینه تبلیغات (ROAS) را گزارش می‌کند، متا تعداد خریدها و ارزش تبدیل را نشان می‌دهد، ابزارهای ایمیل مارکتینگ درآمد حاصل از ارسال هر ایمیل را اندازه می‌گیرند و پلتفرم‌های افیلیت نیز روی فروش و کمیسیون تمرکز دارند. اما یک مشکل وجود دارد: هر کدام از این اعداد فقط بخشی از داستان بازاریابی را نشان می‌دهند.

ممکن است یک کمپین متا عملکرد بسیار خوبی داشته باشد، اما هم‌زمان هزینه‌های تولید محتوا، همکاری با اینفلوئنسرها، ایمیل مارکتینگ، آژانس تبلیغاتی و سایر فعالیت‌های بازاریابی افزایش پیدا کرده باشد. در چنین شرایطی، یک فروشگاه اینترنتی علاوه بر بررسی عملکرد هر کانال، به یک معیار برای دیدن تصویر کلی بازاریابی نیاز دارد. یکی از شاخص‌هایی که می‌تواند این تصویر را ارائه کند، نسبت بهره‌وری بازاریابی یا Marketing Efficiency Ratio (MER)  است.

نسبت بهره‌وری بازاریابی چیست؟

نسبت بهره‌وری بازاریابی (MER) یک شاخص ساده برای مقایسه کل درآمد کسب‌وکار با کل هزینه‌های بازاریابی است. برخلاف شاخص‌هایی مانند ROAS که معمولاً عملکرد یک کمپین یا کانال مشخص را بررسی می‌کنند،MER  تلاش می‌کند عملکرد مجموع فعالیت‌های بازاریابی را در یک عدد خلاصه کند.

فرمول محاسبه MER بسیار ساده است: نسبت بهره‌وری بازاریابی = کل درآمد ÷ کل هزینه‌های بازاریابی

برای مثال، فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی در یک ماه ۵۰۰ میلیون تومان درآمد داشته و در همان ماه مجموعاً ۱۰۰ میلیون تومان برای بازاریابی هزینه کرده است. در این صورت: ۵۰۰ ÷ ۱۰۰ = ۵

بنابراین MER کسب‌وکار برابر با ۵ است. یعنی به ازای هر یک تومان هزینه‌ای که برای بازاریابی صرف شده، کسب‌وکار ۵ تومان درآمد ایجاد کرده است. به همین دلیل، گاهی MER را Blended ROAS  یا «ROAS ترکیبی» نیز می‌نامند؛ چون به جای بررسی یک کانال یا کمپین خاص، مجموع درآمد و هزینه‌های بازاریابی را در نظر می‌گیرد.

تفاوت MER و ROAS چیست؟

شاخص‌هایMER و ROAS هر دو برای بررسی عملکرد بازاریابی استفاده می‌شوند، اما یک سؤال یکسان را پاسخ نمی‌دهند. شاخص ROAS معمولاً برای بررسی عملکرد یک کمپین، کانال یا فعالیت تبلیغاتی مشخص به کار می‌رود. برای مثال، ممکن است یک کمپین گوگل شاپینگ دارای ROAS برابر با ۴.۲ باشد. این عدد به شما می‌گوید هزینه‌ای که برای همان کمپین انجام داده‌اید، چه میزان درآمد ایجاد کرده است.

اما MER  به کل فعالیت‌های بازاریابی نگاه می‌کند. برای مثال، در محاسبه MER ممکن است هزینه‌های زیر همگی در نظر گرفته شوند:

  • تبلیغات گوگل
  • تبلیغات متا
  • همکاری با اینفلوئنسرها
  • ایمیل مارکتینگ
  • بازاریابی پیامکی
  • هزینه آژانس تبلیغاتی
  • تولید محتوای تبلیغاتی
  • کمیسیون همکاری در فروش
  • هزینه نیروی انسانی بخش بازاریابی

بنابراین می‌توان گفت:ROAS  برای بررسی عملکرد یک بخش از بازاریابی مفید است، در حالی که MER تصویری کلی از عملکرد هزینه‌های بازاریابی ارائه می‌کند. اگر ROAS یک کمپین کاهش پیدا کند، ممکن است تصمیم بگیرید بودجه آن را کم کنید، تبلیغات را تغییر دهید یا کمپین را متوقف کنید. اما MER به شما کمک می‌کند ببینید آیا مجموع سرمایه‌گذاری کسب‌وکار در بازاریابی، در نهایت درآمد مناسبی ایجاد می‌کند یا نه.

چه هزینه‌هایی باید در محاسبه MER وارد شوند؟

دقت MER کاملاً به اطلاعاتی که وارد فرمول می‌کنید بستگی دارد. اگر بخشی از هزینه‌های بازاریابی را نادیده بگیرید، عدد MER می‌تواند بهتر از واقعیت به نظر برسد. برای داشتن یک تصویر دقیق‌تر، بهتر است هزینه‌های مرتبط با بازاریابی تا حد امکان به شکل یکسان در محاسبه وارد شوند. برای مثال:

  • هزینه تبلیغات
  • هزینه آژانس‌های تبلیغاتی
  • کمیسیون همکاری در فروش
  • هزینه اینفلوئنسر مارکتینگ
  • نرم‌افزارهای ایمیل و SMS مارکتینگ
  • هزینه تولید محتوای تبلیغاتی
  • حقوق و هزینه نیروی انسانی بازاریابی

از سویی ثبات در روش محاسبه اهمیت زیادی دارد. اگر هزینه آژانس تبلیغاتی را در محاسبه MER یک ماه وارد می‌کنید، بهتر است در ماه‌های بعد نیز آن را در نظر بگیرید. در غیر این صورت، مقایسه MER بین ماه‌های مختلف می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

چرا MER برای بودجه‌بندی بازاریابی مفید است؟

رفتار مشتری در فروش آنلاین معمولاً خطی نیست. ممکن است یک مشتری روز دوشنبه روی تبلیغ اینستاگرام کلیک کند، روز چهارشنبه یک ایمیل تبلیغاتی دریافت کند، جمعه نام برند را در گوگل جست‌وجو کند و در نهایت شنبه خرید خود را انجام دهد. در این شرایط، هر پلتفرم می‌تواند بخشی از این خرید را به فعالیت خودش نسبت دهد.

مدل‌های Multi-Touch Attribution  یا «انتساب چندلمسی» تلاش می‌کنند مشخص کنند هر کانال چه نقشی در خرید داشته است. اما این مدل‌ها همیشه ساده و بدون اختلاف نیستند. با این حال بررسی‌های ما در مارکیتومگ نشان از این دارد که MER  رویکرد متفاوتی دارد. این شاخص تلاش نمی‌کند مشخص کند کدام کانال «اعتبار» یک خرید را دریافت کند؛ بلکه کل هزینه‌های بازاریابی و کل درآمد را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

همین موضوع می‌تواند MER را به ابزاری کاربردی برای بودجه‌بندی بازاریابی تبدیل کند. فرض کنید یک فروشگاه متوجه شده است که در MER مساوی با ۴، فعالیت بازاریابی سودآور است، در MER مساوی با ۳، حاشیه سود تحت فشار قرار می‌گیرد و در MER کمتر از ۲.۵، هزینه‌های بازاریابی توجیه اقتصادی مناسبی ندارند. این اعداد می‌توانند به تیم بازاریابی یک چارچوب برای تصمیم‌گیری درباره بودجه بدهند.

شاخصی که می‌تواند نگاه بازاریابی را تغییر دهد

در بسیاری از کمپین‌های دیجیتال، توجه زیادی به معیارهایی مانند کلیک، ایمپرشن، نرخ کلیک و عملکرد پلتفرم‌ها می‌شود. این معیارها مهم هستند، اما در نهایت هدف یک کسب‌وکار فروشگاهی، ایجاد درآمد و سود است. شاخص MER کمک می‌کند نگاه از عملکرد تک‌تک کمپین‌ها به عملکرد کلی سرمایه‌گذاری بازاریابی تغییر کند. به بیان ساده، به جای اینکه فقط بپرسیم: «این کمپین چقدر خوب عمل کرده؟» می‌توانیم سؤال بزرگ‌تری مطرح کنیم که «مجموع هزینه‌ای که برای بازاریابی کرده‌ایم، چقدر برای کسب‌وکار درآمد ایجاد کرده است؟»

چه اندازه‌ای از نسبت بهره‌وری بازاریابی مناسب است؟

برای MER یک عدد استاندارد و مناسب برای همه کسب‌وکارها وجود ندارد. این شاخص باید با توجه به شرایط اقتصادی هر کسب‌وکار تفسیر شود. برای مثال، حاشیه سود ناخالص یک فروشگاه می‌تواند تاثیر زیادی بر عدد MER قابل قبول داشته باشد. کسب‌وکاری که حاشیه سود ناخالص بالاتری دارد، ممکن است بتواند با MER پایین‌تری نیز فعالیت کند، در حالی که کسب‌وکاری با حاشیه سود پایین ممکن است برای سودآوری به MER بالاتری نیاز داشته باشد.

از طرف دیگر،MER  بسیار بالا نیز لزوماً به معنی عملکرد بهتر نیست. ممکن است یک فروشگاه MER بالایی داشته باشد، اما به دلیل سرمایه‌گذاری کم در بازاریابی، فرصت‌های رشد خود را از دست بدهد. در مقابل،MER  پایین می‌تواند نشانه افزایش هزینه‌های بازاریابی یا پایین بودن اثربخشی فعالیت‌ها باشد؛ اما برای تشخیص علت، باید سایر شاخص‌ها نیز بررسی شوند.

بهره‌وری بازاریابی جایگزین ROAS و CAC نیست

یکی از نکات مهم این است که MER قرار نیست تمام شاخص‌های بازاریابی را کنار بگذارد. بازدهی تبلیغات (ROAS)، هزینه جذب مشتری (CAC)، ارزش طول عمر مشتری (LTV)، حاشیه سود و سایر شاخص‌های بازاریابی هر کدام اطلاعات متفاوتی ارائه می‌کنند. برای مثال:

  • ROAS: عملکرد یک کمپین یا کانال تبلیغاتی را بررسی می‌کند.
  • CAC: نشان می‌دهد جذب یک مشتری جدید چقدر هزینه داشته است.
  • LTV: ارزش اقتصادی مشتری در طول دوره ارتباط با کسب‌وکار را بررسی می‌کند.
  • MER: تصویری کلی از رابطه میان درآمد و مجموع هزینه‌های بازاریابی ارائه می‌دهد.

بنابراین بهتر است MER را به عنوان یک لایه بالاتر از تحلیل بازاریابی در نظر بگیریم، نه جایگزینی برای سایر معیارهای سنجش (KPI).

یک عدد برای دیدن تصویر بزرگ‌تر

در بازاریابی دیجیتال، صدها عدد مختلف می‌توانند عملکرد یک کسب‌وکار را توصیف کنند. اما همیشه لازم نیست برای تصمیم‌گیری درباره وضعیت کلی بازاریابی، همه این اعداد را هم‌زمان بررسی کنیم. MER یک شاخص ساده است که رابطه میان کل درآمد و کل هزینه بازاریابی را نشان می‌دهد.

این شاخص به تنهایی نمی‌تواند تمام ابعاد عملکرد بازاریابی را توضیح دهد؛ اما در کنار ROAS ،CAC ،LTV و تحلیل حاشیه سود، می‌تواند به تیم‌های بازاریابی و فروشگاه‌های اینترنتی کمک کند تا به جای تمرکز صرف بر عملکرد یک کمپین، تصویر بزرگ‌تر سرمایه‌گذاری بازاریابی را ببینند. در نهایت، سوال اصلی فقط این نیست که کدام کمپین بهترین عملکرد را داشته است؛ بلکه باید بدانیم کل هزینه‌ای که برای بازاریابی صرف کرده‌ایم، چه نتیجه‌ای برای کسب‌وکار ایجاد کرده است.