مالتی‌چنل یا اومنی‌چنل

انتخاب استراتژی درست برای کسب‌وکار شما؛ فروش تک یا چند کاناله ؟

اینجا تفاوت‌های کلیدی بین این دو نوع استراتژی اومنی‌چنل و مولتی‌چنل را توضیح داده و متوجه می‌شویم که چطور باید رویکرد مناسبی برای عملکرد، ثبات و تاثیرگذاری روی مشتریان خود انتخاب کنیم.

بازاریابی اومنی‌چنل (Omnichannel marketing)چیست؟

اومنی‌چنل نوعی استراتژی بازاریابی است که در آن، کسب‌وکار از چندین کانال فروش به صورت «یکپارچه» استفاده می‌کند تا نوعی تجربه خرید مستمر و روان برای مشتریان خود ایجاد کند. در این استراتژی، تاکید اصلی بر کیفیت است، صرف‌نظر از اینکه مشتری در کجا، در چه زمانی و یا چگونه با برند شما تعامل دارد. در این رویکرد، از کانال‌های فروش/تبلیغات به صورت یکپارچه استفاده می‌شود و هدف آن است که میزان تاثیرگذاری آنها نسبت به حالت جداگانه و مستقل، بیشتر باشد. کانال‌های فروش/تبلیغاتی که درباره آنها حرف می‌زنیم می‌توانند شامل این موارد باشند:

  • شبکه‌های اجتماعی
  • ای‌کامرس
  • چت‌بات‌ها
  • تبلیغات کلیکی
  • وبلاگ‌ها
  • ایمیل
  • پیامک
  • وب‌سایت
  • فروشگاه فیزیکی

به عبارت دیگر، در استراتژی اومنی‌چنل، پیام، تبلیغات و کمپین‌ها به صورت یکپارچه و با پیام مشترک، به صورت همزمان در تمام کانال‌های انتخابی ارائه می‌شود و هدف آن است که صرف‌نظر از اینکه مشتری در چه زمان و مکانی با برند شما تعامل پیدا می‌کند، یک تجربه قابل اعتماد و باثبات با برند شما داشته باشد.

برای مثال، یک مشتری از وب‌سایت بازدید کرده و یک محصول را به سبد خرید اضافه می‌کند، اما خرید را ناقص رها کرده و خارج می‌شود. فروشگاه آنلاین شما به صورت خودکار و دوره‎ای، چند ایمیل یادآوری به مشتری ارسال کرده و ممکن است تخفیف‌هایی نیز به او پیشنهاد بدهد. هدف آن است که جلوی از دست رفتن فروش گرفته شود. در همین راستا، مشتری از طریق شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جستجو، تبلیغات هدف‌گذاری مجدد (Retargeting Ads) را با همان طرح‌های تخفیفی مشاهده می‌کند. پس از انجام خرید، مشتری یک ایمیل خودکار «تشکر از خرید» دریافت می‌کند.

 

استراتژی اومنی‌چنل از طریق مسیرهای متنوعی با خریداران ارتباط می‌گیرد. برای مثال:

  • ممکن است مشتری سفارش را به صورت آنلاین ثبت کند اما ترجیح بدهد که محصول را از فروشگاه فیزیکی دریافت کند.
  • ممکن است مشتری از شبکه‌های اجتماعی خرید کند، اما ترجیح بدهد که روند مرجوعی بازگشت کالا را از وب‌سایت شما انجام بدهد.
  • ممکن است مشتری از وب‌سایت شما خارج شود و از طریق تبلیغات ایمیلی و اینستاگرامی به او یادآوری کنید که سبد خرید خود را رها کرده و در نهایت خرید را از همان‌جا تکمیل کند.

در استراتژی اومنی‌چنل، تمام نقاط تماس سازگار و باثبات خواهند بود و در صورتی که مشتری پاسخگو نباشد، با این استراتژی احتمال ایجاد انگیزه یا اعمال تاکتیک‌های جدید با هدف بهبود نرخ تبدیل، فراهم می‌شود.

مشتری ممکن است در مکان‌های مختلف، تعامل خود را آغاز یا رها کند و در این نوع رویکرد، در بازگشت به شما، همچنان تجربه یکسانی خواهد داشت؛ چنین اتفاقی می‌تواند به رضایت چند برابری مشتری و ثبات برند منتهی شود.

مزایای بازاریابی اومنی‌چنل

در ظاهر، اومنی‌چنل پیچیده به نظر می‌رسد، اما این استراتژی پیشرفته می‌تواند به برجسته شدن و ماندگاری برند شما در ذهن خریدار کمک کند. این مزایا عبارتند از:

  1. حضور یکپارچه برند

اگر مشتری انتظار دارد در تمام کانال‌ها با یک تجربه ثابت و سازگار مواجه شود، در هر مرحله از سفر مشتری، اومنی‌چنل تجربه‌ای منسجم ارائه می‌دهد. 

  1. ارتقا نرخ تبدیل

با یکپارچه شدن کانال‌های بازاریابی، مشتری این آزادی عمل را دارد که خرید خود را از هر کانال فروشی که می‌خواهد، نهایی سازد. حذف اجبار برای خرید از طریق یک کانال خاص باعث می‌شود مشتری بتواند از طریق تلفن هوشمند، تبلیغ، وب‌سایت و هر کانال دیگری، پرداخت نهایی را انجام دهد.

  1. افزایش فروش

افزایش نرخ تبدیل، مساوی است با فروش بیشتر. نکته مهم اینکه مشتریان اومنی‌چنل در مقایسه با سایر انواع مشتریان، با عادت در خرج کردن و خرید بیشتر شناخته می‌شوند. برای مثال، فروشگاه تارگت (Target) متوجه شد که خریداران اومنی‌چنلش با اختلاف بیشتر از خریداران درون فروشگاهی هزینه می‌کنند. اگر می‌خواهید ارزش طول عمر مشتری (Customer Lifetime Value) و میانگین ارزش سفارش (Average Order Value) را افزایش دهید، اومنی‌چنل بهترین انتخاب است.

معایب بازاریابی اومنی‌چنل 

با تمام مزایای استراتژی اومنی‌چنل، همچون بهبود تجربه مشتری و افزایش تعامل، این استراتژی نیز چالش‌های خاص خود را دارد و کسب‌وکارها باید قبل از انتخاب این استراتژی چالش‌های آن را در نظر بگیرند:

  • یکپارچه‌سازی پیچیده: یکپارچه‌سازی پلتفرم‌ها، ابزارها و منابع داده، دشواری فنی فراوانی داشته و اغلب به پشتیبانی متخصص نیاز دارد.
  • هزینه‌های پیاده‌سازی: تامین فناوری، اجرای یکپارچه‌سازی، آموزش کارکنان و تولید محتوای مستمر در سراسر کانال‌ها در این استراتژی، به سرمایه‌گذاری زیادی نیاز دارد.
  • دغدغه‌های حریم خصوصی و انطباق: متکی بودن بیش از حد به داده‌های مشتری، نسبت به رعایت قوانین حریم خصوصی و امنیت مشتری، نگرانی‌هایی ایجاد می‌کند.
  • چالش‌های ثبات خدمات: استمرار در انتقال پیام و ایجاد یک تجربه منسجم در تمام نقاط تماس، کاری دشوار است که در عین حال برای جلب اعتماد مشتری نیز ضروری است.
  • مشکلات در تعیین منبع تبدیل: پیدا کردن کانال تبدیل اصلی بسیار پیچیده بوده و این پیچیدگی، تخمین بازگشت سرمایه (ROI) و برنامه‌ریزی برای بودجه‌بندی را دشوار می‌کند.
  • تضاد درون تیم‌ها: این احتمال وجود دارد که تیم‌های داخلی دچار رقابت با یکدیگر شوند. رقابتی که باعث همسو نبودن تیم‌ها و سردرگمی مشتری می‌شود.
  • فرهنگ مشتری‌محور: اتخاذ رویکرد مشتری‌محور، نیازمند شکستن ساختارهای سازمانی و همسوسازی تیم‌ها است که معمولا چنین کاری در سازمان‌ها به کندی پیش خواهد رفت.

بازاریابی مالتی‌چنل (Multichannel Marketing) چیست؟

استراتژی بازاریابی مالتی‌چنل (چندکاناله) به معنای استفاده از چندین کانال مستقل است که هر کدام استراتژی خاص خود را دارند و هدف آن، دستیابی به مشتریان است. به عبارت دیگر، ممکن است در هر کانال، تبلیغات و تخفیف‌های متفاوتی ارائه شود و تبلیغات بین کانالی (Cross-channel) کمتر دیده می‌شود و به تبع آن، انسجام و ثبات در سراسر کانال‌ها نیز کمتر است.

برای مثال، مشتری پس از بازدید از سایت شما، کالایی را در سبد خرید خود رها کرده و از آنجایی که ایمیل خود را وارد کرده، سیستم یک ایمیل یادآوری برای او می‌فرستد. اما مشتری به جای دریافت پیشنهاد شخصی‌سازی شده برای یادآوری کالا در سبد، پیشنهادی برای «اولین خرید» دریافت می‌کند. این احتمال وجود دارد که مشتری خرید خود را تکمیل کند، اما لحن و محتوای ایمیل سردرگم‌کننده است.

رویکرد «مستقل» بازاریابی مالتی‌چنل باعث می‌شود امکان آزمایش‌های کانال محور برای تیم بازاریابی شما فراهم شود. اما برخلاف اومنی‌چنل، که به صورت یکپارچه پوشش داده می‌شود، مالتی‌چنل به شما اجازه می‌دهد کانال‌های موثرتر خود را شناخته و آن را در اولویت قرار دهید.

به صورت خلاصه، رویکرد مالتی‌چنل انعطاف‌پذیری بیشتری داشته و تمرکز استراتژیکی فراهم می‌کند که می‌تواند از جهات کلیدی برای کسب‌وکارها مفید باشد:

  • استراتژی‌های کانال محور: کسب‌وکارها می‌توانند پیام‌ها و تبلیغات خود را برای هر کانال به صورت مجزا سفارشی‌سازی کنند. برای مثال، می‌توان یک کمپین محصول‌محور در اینستاگرام را همزمان با یک کمپین آگاهی از برند در لینکدین اجرا کرد. چنین رویکردی امکان همسویی بهتر با انتظارات و رفتارهای منحصر به فرد مخاطبان هر پلتفرم را فراهم می‌کند.
  • آزمایش‌پذیری: بازاریابی مالتی‌چنل به شما آزادی می‌دهد تا تاکتیک‌ها، پیام‌ها، فرمت‌ها و پیشنهادهای مختلف را در کانال‌ها آزمایش کنید، بدون آنکه به هماهنگ کردن همه چیز در یک سفر واحد و یکپارچه نیازی باشد. برای مثال، ممکن است یک برند خرده‌فروشی تبلیغات ویدئویی را در یوتیوب آزمایش کند، در حالی که همزمان تبلیغات چرخ و فلکی (Carousel Ads) را در فیسبوک امتحان می‌کند تا ببیند کدام فرمت تعامل بیشتری ایجاد می‌کند.
  • تمرکز بر کانال‌های موثر: کسب‌وکارها به جای پخش کردن منابع به صورت ضعیف در تمام نقاط تماس، می‌توانند بر کانال‌هایی با بالاترین عملکرد تمرکز بیشتری داشته باشند؛ خواه آن کانال ایمیل، جستجوی پولی یا شبکه‌های اجتماعی باشد و در نتیجه بازگشت سرمایه به حداکثر خود می‌رسد. این رویکرد، به ویژه برای استارتاپ‌ها و شرکت‌های متوسط با بودجه بازاریابی محدود، ارزشمند است.

مزایای بازاریابی مالتی‌چنل

با آنکه استراتژی مالتی‌چنل به اندازه اومنی‌چنل یکپارچه نیست، اما باز هم مزایایی را برای برندها دارد؛ از جمله:

  • برخلاف اومنی‌چنل که بر تجربه مشتری تاکید دارد، بازاریابی مالتی‌چنل روی محصولات شما متمرکز می‌شود. با این نگاه، این رویکرد برای برندهای آنلاین که همزمان در سایت و بازارگاه‌های مختلف در حال فروش هستند، ایده‌آل است. از آنجایی که این پلتفرم‌ها به راحتی با هم یکپارچه نمی‌شوند، مالتی‌چنل به شما امکان می‌دهد تا بدون سردرگمی، بر روی آن چیزی متمرکز شوید که اهمیت بالاتری دارد: فروش محصولاتتان.
  • بازاریابی مالتی‌چنل رویکرد شما را ساده‌سازی کرده و پیچیدگی کسب‌وکار را کاهش می‌دهد. در این رویکرد، نسبت به اومنی‌چنل، نقطه شروع پیچیدگی کمتری دارد و برای برندهایی که در حال کاوش بازاریابی یکپارچه هستند مناسب‌تر است. مالتی‌چنل همچنین نسبت به اومنی‌چنل سرمایه کمتری نیاز دارد و در عین حال، موفقیت‌های اولیه و بینش‌های ارزشمندی نسبت به مشتری برای شما ایجاد می‌کند.

معایب بازاریابی مولتی‌چنل

این استراتژی نیز در کنار مزایای خود، معایبی به همراه دارد:

  • تجربه مشتری گسسته: زمانی که تیم‌های بازاریابی، فروش و پشتیبانی به صورت جداگانه عمل می‌کنند، مشتریان با نقاط تماس غیرمرتبط مواجه می‌شوند. چنین اتفاقی می‌تواند به سردرگمی، سرخوردگی و درک متلاشی شده‌ای از برند منجر شود که وفاداری و اعتماد را تضعیف می‌کند.
  • ناهماهنگی در ارسال پیام: در نبود یک استراتژی واحد، تیم‌های مختلف ممکن است پیام‌ها، پیشنهادات یا ارزش‌های پیشنهادی متناقضی را در کانال‌های مختلف تبلیغ کنند. در این شرایط، اعتبار برند تضعیف شده و تاثیر کمپین‌های بازاریابی کاهش پیدا می‌کنند.
  • تخصیص ناکارآمد منابع: اجرای کمپین‌های مستقل برای هر کانال، به تکرار تلاش‌ها، بودجه‌های نامناسب و از دست دادن فرصت‌هایی برای استفاده مجدد از محتوا یا مقیاس‌بندی موثر استراتژی‌ها منجر می‌شود.
  • بینش محدود نسبت به مشتری: سیستم‌های گسسته، مانع ایجاد یک تصویر کامل و جامع از سفر مشتری شده، تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را مختل کرده و توانایی شما برای بهینه‌سازی عملکرد در سراسر قیف فروش را محدود می‌کند.
  • افزایش هزینه‌های عملیاتی: حفظ تیم‌ها، ابزارها و استراتژی‌های مجزا برای هر کانال، بدون ارائه ارزش متناسب، هزینه‌ها را بالا برده، مدیریت تامین‌کنندگان و ردیابی بازگشت سرمایه را پیچیده می‌کند.
  • فقدان شخصی‌سازی: بدون داده‌های متمرکز، ایجاد شخصی‌سازی تجربیات بر اساس رفتار، ترجیحات یا سابقه خرید مشتری، دشوار می‌شود و در نتیجه، تعاملات مشتری عمومی و کم‌اثر خواهد بود.
  • رقابت دپارتمان‌ها: اگر دپارتمان‌ها برای کسب اعتبار یا سهم از درآمد وارد رقابت شوند، ممکن است اصطکاک داخلی و نتایج نامطلوبی به وجود بیاید. برای مثال، فروشگاه‌های خرده‌فروشی و تیم‌های آنلاین، پیشنهادات یا قیمت‌گذاری‌های متفاوتی را تبلیغ می‌کنند که مشتری را گیج کرده و سودآوری را کاهش می‌دهد.

تفاوت‌های کلیدی

پس از درک نحوه عملکرد دو رویکرد بازاریابی، می‌توانیم این دو استراتژی را با هم مقایسه کنیم.

ویژگی

اومنی‌چنل

مالتی‌چنل

تمرکز مشتری

اولویت‌دهی به تجربه مشتری در سراسر نقاط تماس

تمرکز بر محصولات یا خدمات

یکپارچگی کانال‌ها

تمام کانال‌ها کاملا یکپارچه هستند تا تجربه منسجمی ایجاد شود

کانال‌ها به صورت جداگانه مدیریت شده و از یکپارچگی ضعیف‌تری برخوردارند

سازگاری

با دستگاه، موقعیت مکانی و رفتار ترجیحی مشتری تطابق دارد

یک تجربه ثابت و ایستا به ازای هر کانال ارائه می‌دهد

ثبات تبلیغات

پیام‌ها و پیشنهادهای کاملا یکسان در تمام کانال‌ها به طور همزمان ارائه می‌شوند

پیشنهادات تبلیغاتی ممکن است بر اساس کانال متفاوت باشد

استراتژی کانال

همه کانال‌های مرتبط را شامل شده و سفر یکپارچه‌ای برای مشتری خلق می‌کند

بسته به کارکرد، از کانال‌های مختلف استفاده می‌کند اما لزوما همه کانال‌ها را پوشش نمی‌دهد

طراحی تجربه

تجربه‌ای هماهنگ و شخصی‌سازی شده خلق می‌کند

برای هر کانال تبلیغ/فروش تجربه متفاوتی ایجاد می‌کند

ارائه اطلاعات

تمرکز بر ارائه پیام‌رسانی یکپارچه در طول سفر

عملکرد عالی در پیام‌رسانی هدفمند به ازای هر کانال

تخصیص منابع

توزیع بودجه در تمام نقاط تماس به صورت متوازن با هدف پشتیبانی از کل سفر مشتری

اولویت‌بندی منابع برای کانال‌های با عملکرد بالا یا کانال‌های ترجیحی 

نمونه‌هایی از استراتژی‌های اومنی‌چنل و مالتی‌چنل

وقتی صحبت از مالتی‌چنل به میان می‌آید، اپل یک مثال عالی برای استفاده از این استراتژی با هدف تمرکز بر محصول است. این غول حوزه «کلیک و آجر» (حضور آنلاین و فیزیکی) هم فروشگاه‌های فیزیکی و هم آنلاین را دارد، اما مفهوم فروشگاه‌های خرده‌فروشی آن در میان شرکت‌های خرده‌فروشی منحصر به فرد است.

فروشگاه‌های فیزیکی اپل (iStores) به جای تمرکز بر فروش مستقیم درون فروشگاه، در درجه اول برای تکمیل کسب‌وکار آنلاین این شرکت طراحی شده‌اند که بخش عمده‌ای از کل فروش اپل را تشکیل می‌دهد.

در حقیقت، فروشگاه‌های فیزیکی این برند به عنوان نقاط تماس مستقل مشتری عمل می‌کنند که در خدمت تجربه کلی اپل هستند. از این رو، مشتریان می‌توانند مانند یک گالری از فروشگاه‌های اپل بازدید کنند، بدون اینکه این حس برای آنها به وجود بیاید که باید حتما در همان لحظه خرید کنند.

فراتر از استفاده تبلیغاتی از فروشگاه‌های فیزیکی، اپل از کانال‌ها و خدمات دیگری نیز برای ایجاد تقاضا برای سخت‌افزارهای خود بهره می‌برد. این موارد شامل پلتفرم پخش محتوای Apple TV+ و سرویس‌های اشتراکی Apple News+ و Apple Music است که جریان‌های درآمدی بیشتری را برای شرکت می‌سازند.

این رویکرد، این انعطاف‌پذیری را برای اپل ایجاد می‌کند تا استراتژی‌های متفاوتی را در کانال‌های بازاریابی مختلف دنبال کند؛ امری که به شرکت کمک می‌کند تا طیف گسترده محصولات خود را به مجموعه متنوعی از مشتریان ترویج و به فروش برساند.

در طرف مقابل، برند نایکی  (Nike)دیده می‌شود. این برند با ادغام بی‌نقص تعاملات آنلاین و آفلاین، در حال بازتعریف وفاداری مشتری است. استراتژی اومنی‌چنل این شرکت، یک سفر مشتری روان و مستمر را خلق می‌کند که در آن، فضاهای دیجیتال و فیزیکی، متمایز باقی می‌مانند، اما در هماهنگی کامل با یکدیگر کار می‌کنند.

نایکی برای دستیابی به این هدف، اپلیکیشن، وب‌سایت و فروشگاه‌های خرده‌فروشی خود را یکپارچه کرده است. ویژگی‌هایی مانند «اسکن کن، امتحان کن» (Scan to Try) به مشتریان این امکان را می‌دهد که با استفاده از گوشی خود، محصولات موجود در فروشگاه را اسکن کرده و به اطلاعات بیشتری مانند سایزها و رنگ‌های موجود دسترسی پیدا کنند. همچنین سفارش‌های آنلاین را می‌توان به راحتی از فروشگاه‌های فیزیکی تحویل گرفت یا مرجوع کرد.

نایکی بر شخصی‌سازی مبتنی بر داده نیز تمرکز دارد و با استفاده از داده‌های تعاملات مشتری، پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده، پاداش‌های اختصاصی و دعوت‌نامه‌های رویداد را از طریق برنامه عضویت NikePlus ارائه می‌دهد. این پیام‌های شخصی‌سازی‌شده باعث ایجاد احساس ارزشمند بودن در میان مشتری‌های آنها می‌شود.

استفاده از اپلیکیشن نایکی در فروشگاه، همچنین به این معناست که می‌توانید هنگام خرید، اعلان‌های پاداش‌های عضویت را دریافت کنید. شما همچنین می‌توانید سبک‌ها و رنگ‌های محصول را در اپلیکیشن «لایک» کنید تا برای یافتن آنها در فروشگاه، به شما کمک کنند.

انتخاب بین اومنی‌چنل و مالتی‌چنل

هرچند استراتژی مالتی‌چنل بین کانالی، کامل و بی‌نقصی نیست اما برای برخی از کسب‌وکارها می‌تواند انتخاب بهتری باشد. برای مثال، اگر:

  • منابع محدودی دارید

یکپارچه‌سازی کانال‌ها کار دشواری است. بنابراین اگر با یک تیم بازاریابی یا بودجه کوچک کار می‌کنید، ممکن است بازاریابی مالتی‌چنل تناسب بیشتری برای شما داشته باشد. از آنجایی که کانال‌های شما به صورت جداگانه اجرا می‌شوند، مجبور نیستید زمان و پول زیادی را صرف اتصال آنها با پیام‌رسانی منسجم کنید.

  • سادگی را ترجیح می‌دهید

اگر سادگی یک اولویت است، بازاریابی مالتی‌چنل نسبت به کمپین‌های پیچیده اومنی‌چنل تناسب بهتری دارد. این رویکرد به ویژه برای برندهای محصول‌محور و فروشندگان آنلاینی که می‌خواهند محصولات خود را در مرکز توجه نگه دارند، بسیار مناسب است.

  • به انعطاف‌پذیری نیاز دارید

از آنجاییکه یک پیام ثابت در تمام کانال‌ها می‌تواند محدودکننده باشد، بازاریابی مالتی‌چنل انعطاف‌پذیری لازم را برای متناسب‌سازی رویکرد شما با هر پلتفرم ارائه می‌دهد. بنابراین، می‌توانید از ویژگی‌های منحصر به فرد پلتفرم استفاده کرده و پیام‌رسانی را برای مخاطبان خاص سفارشی کنید. برای مثال، می‌توانید بر مزایای محصول یا تبلیغات متفاوتی در اینستاگرام، وب‌سایت یا بازارگاه تاکید کنید.

اگر منابع لازم را در اختیار دارید و ثبات پیام‌رسانی را در اولویت قرار می‌دهید، اومنی‌چنل مسیر درستی است. با این حال، باید برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های لازم، یک تیم بازاریابی بزرگ و با تجربه و همسوسازی در سراسر دپارتمان‌ها آماده باشید. حتی ممکن است به سازماندهی مجدد در سطح کل شرکت نیاز داشته باشید.

مزیت کلیدی اومنی‌چنل، یکپارچگی سفر مشتری است. همین یک ویژگی می‌تواند به شما کمک کند تا:

  • بازگشت مشتری را افزایش دهید
  • وفاداری را تقویت کنید
  • رقابتی باقی بمانید

در مجموع، هر دو استراتژی مزایایی را برای کسب‌وکار شما ارائه می‌دهند. اگر بودجه و زیرساخت لازم برای پشتیبانی از پیچیدگی‌های اومنی‌چنل را دارید، می‌تواند مزایای بلندمدت بیشتری نسبت به بازاریابی مالتی‌چنل به شما بدهد. اما هیچ اشکالی ندارد که کار را با مالتی‌چنل شروع کنید. شما می‌توانید تجربیات ارزشمندی کسب کنید و زمانی که منابع بیشتری در دسترس داشتید، به سمت اومنی‌چنل حرکت کنید.

انتخاب استراتژی مناسب

دانستن تفاوت‌های بین بازاریابی اومنی‌چنل و مالتی‌چنل می‌تواند به شما کمک کند تا بهترین استراتژی را برای نیازهای برند خود انتخاب کنید. از یک سو، اومنی‌چنل یک تجربه مستمر و یکپارچه را در سراسر همه کانال‌ها فراهم می‌کند و تجربه کلی مشتری را بهبود می‌بخشد. مشتریان می‌توانند در هر پلتفرمی با شما تعامل داشته باشند و صرف‌نظر از کانال، به راحتی مکالمه را از همان‌جا که رها کردند، ادامه دهند. در مالتی‌چنل، منابع بازاریابی بر کانال‌های پربازده متمرکز می‌شوند. این استراتژی ممکن است به اندازه اومنی‌چنل جامع نباشد، اما به برندهای کوچک‌تر اجازه می‌دهد تا در مسیر پیاده‌سازی کامل اومنی‌چنل، به موفقیت‌های اولیه دست یابند.

هر دوی این استراتژی‌ها برندها را تشویق می‌کنند تا در چندین کانال محتوا ایجاد کنند، اما از نظر موارد زیر با هم تفاوت دارند:

  • تمرکز: اومنی‌چنل بر مشتری متمرکز است، در حالی که بازاریابی مالتی‌چنل بر برند و محصول تمرکز دارد.
  • پوشش: استراتژی مالتی‌چنل حداقل دو کانال را در بر می‌گیرد، در حالی که اومنی‌چنل تمام کانال‌ها را شامل می‌شود.
  • یکپارچگی: در بازاریابی مالتی‌چنل، هر کانال به صورت مستقل عمل می‌کند، در حالی که اومنی‌چنل مستلزم یک استراتژی واحد در سراسر تمام کانال‌ها است.